من سواد ندارم اما پول دارم

سال هاست عادت کرده ایم قیافه های عجیب و غریب و حرکات نامتعارف برخی ورزشکاران وطنی را ببینیم و با تاسف سری تکان دهیم یا لبخند تمسخرآمیزی بر لبانمان نقش ببندد یا بی تفاوت بگذریم و برویم.
کد خبر: ۱۵۷۳۹۴
اما حقیقتی که شاید اینها خود از آن کاملا بی خبر باشند، این است که قهرمانان ملی و بخصوص فوتبالیست ها همواره به عنوان الگوهای برتر در کانون توجه هزاران هزار نوجوان و جوان عاشق ورزش هستند و شاید همین مهم است که مسوولیت خطیری را در جهت رشد و ترقی و غنی سازی فرهنگ رفتاری جامعه بردوش آنان قرار می دهد. مسوولیتی که ورزشکاران ، باشگاه ها و سازمان ورزش کشورمان براحتی آن را فدای منافع آنی موجود کرده اند، بدون آن که حتی لحظه ای به تبعات و پیامدهای منفی چنین بی توجهی مخاطره آمیزی بیندیشند.

متاسفانه در سال های اخیر وضعیت ظاهری و نوع آرایش سر و صورت بازیکنان برخی تیم ها و خصوصا تیم های فوتبال به نحوی ناخوشایند در مغایرت با ارزش ها و فرهنگ حاکم برجامعه اسلامی ما قرار دارد. شاید بیشتر ما روزی را به یاد داشته باشیم که در بازی بین دو تیم مطرح پایتخت ناگهان یکی از بازیکنان در حرکتی غیرمنتظره با موهایی بشکل سامورایی ها وارد میدان شد و اتفاقا یکی از بازیکنان تیم حریف نیز با چهره ای زننده تر از او پا به میدان مسابقه گذاشت تا به همگان ثابت شود که باشگاه های پرطرفدار کشور ما برای بازیکنانشان همه کار کرده اند جز فرهنگسازی!

دکتر محمدکاظم واعظ موسوی ، مدیرمرکز روان شناسی ورزشی آکادمی ملی المپیک معتقد است که رفتار انسان ها متاثر از چهار عامل تربیت خانوادگی ؛ میزان تحصیلات ؛ دوستان و آشنایان و محیط زندگی است و معمولا ورزشکارانی که به طرق مختلف در جامعه هنجارشکنی می کنند افرادی هستند که به لحاظ تربیتی دچار مشکل اند، از تحصیلات پایینی برخوردارند، با افرادی در سطح خودشان یا حتی پایین تر از خود طرح دوستی و رفاقت ریخته اند و به جهت شرایط خاص حاکم بر ورزش ما، ناگهان به ثروت زیادی دست یافته اند که نه به لحاظ سنی و نه از لحاظ فرهنگی ، توانایی استفاده بهینه از آن را ندارند بنابراین چنین فردی زمانی که شروع به خرج کردن می کند، به شیوه ای عمل می نماید که سطح فرهنگی اش اجازه می دهد و طبیعی است که این ثروت که باید به نوعی در خدمت اجتماع قرار می گرفت حالا برای از بین بردن هنجارهای اجتماعی و به بدترین نحو ممکن خرج می شود.

چنین فردی معمولا گرانترین لباس هایی که اتفاقا به هیچ وجه برازنده نیستند و اصولا برای نمایش در اجتماعات دیگری طراحی شده اند را می پوشند و از زیورآلاتی که در خور شرایط اجتماعی و فرهنگی ما نیستند استفاده می کند و با ظاهری بسیار نامناسب در جامعه ظاهر می شود، چرا که سطح فرهنگی او در این حد به او دیکته می کند نه بیشتر!این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به این که بعضی از اینها حتی بازیکنان خوبی هم نیستند و فقط به خاطر این که خوب تبلیغ شده اند به موقعیت کنونی رسیده اند، می افزاید: هر چند درآمد باشگاه های ما از راه چهره کردن بازیکنان است و برخی از مسوولان باشگاه ها اصولا معنی امور فرهنگی را نمی دانند و درک نمی کنند با این حال به عقیده من برای تغییر وضعیت موجود باید حل مساله را از باشگاه ها شروع کنیم ، چرا که امکان بازگشت به عقب و اصلاح خانواده و... وجود ندارد.

اگر قرار بر این باشد که باشگاهی چنین کاری را شروع کند، می تواند برای ورزشکار این شرط را بگذارد که برای تمدید قراردادش باید طی یک سال امتیازات لازم را کسب کند و بخش عمده این امتیازات مربوط به امور فرهنگی باشد. هر باشگاهی می تواند با استخدام استادان مجرب فیزیولوژی ورزشی ، حرکت شناسی و مبانی تربیت بدنی را به بازیکنانش بیاموزد و حتی طی دوره هایی خاص آداب سلام کردن ، درست نشستن ، غذاخوردن و حتی مصاحبه کردن را به آنها بیاموزد و این همان کاری است که بسیاری از کشورهای دنیا آن را انجام می دهند و نتایج مثبت آن را هم بخوبی تجربه کرده اند.

واعظ موسوی تاکید می کند وقتی قدرت و ثروت در دست کسی باشد که فرهنگ آن را ندارد، جز فساد نتیجه دیگری به بار نخواهد آمد. وی اظهار امیدواری می کند که سازمان تربیت بدنی با برنامه ریزی های دقیق و کارشناسی شده ، باشگاه ها را موظف می کند تا در جنبه های گوناگون ؛ خصوصا بعد فرهنگی به فعالیت بپردازند و از این طریق به حل و فصل مشکلات این چنینی کمک شایانی بنمایند.


وقتی به بیراهه می رویم


در جامعه ای که بسیاری از جوانان و جوانان آن آرزوها و آمال خود را در قهرمانان ورزشی جستجو می کنند و به دنبال هویت گرفتن از آنها هستند، بخواهیم یا نخواهیم ورزش نقشی تعیین کننده و اثرگذار در زندگی روزمره مردم دارد.

دکتر ناصر مهدوی ، پژوهشگر و جامعه شناس با طرح این مطلب می گوید: بخشی از این قهرمانان و بویژه فوتبالیست ها با میانگین تحصیلی پایین و عدم برخورداری از ضریب هوشی قابل قبول ، کسانی هستند که درس و مدرسه را رها کرده و به زمین های خاکی رفته اند و به دلیل خلاقیت فردی خود (و نه داشتن روحیه تیمی) به چشم آمده و اوج گرفته اند و با کمک جراید و صدا و سیما به چهره ای مشهور تبدیل شده اند، اما متاسفانه به جهت نداشتن ظرفیت روحی مناسب ، مقهور ثروت ، جاذبه و شهرت خود شده و بلافاصله به دنبال برآورده کردن خواسته هایشان افتاده اند. کسی که در ابتدا با فقر دست به گریبان بوده و سپس در ظر ف تنها چند سال به این موقعیت رسیده ، بتدریج شروع به تغییر شکل دادن می کند و با هنجارشکنی موجب پدید آمدن بحران های اخلاقی در اجتماع می شود که استفاده از لباس های زشت و زننده ، آرایش نامتعارف موی سر و انجام حرکات و رفتارهای نامناسب ، شاید بخشی از این هنجارشکنی ها باشد.

وی در ادامه با اشاره به این که این افراد بعضا مشکلات رفتاری خود را در زمین مسابقه هم بروز می دهند و از این طریق خشونت و پرخاش را در جامعه ترویج داده و تماشاگران را نیز تحریک و بشدت عصبی می کنند، می افزاید: کسی که در ورزشگاه حرکات ناخوشایند چنین بازیکنی را می بیند، به احتمال زیاد پس از خاتمه بازی به طریقی که بیشتر ما می دانیم خود را در همان ورزشگاه تخلیه روانی می کند. اما بیننده ای که در خانه شاهد این رفتارهاست ، تاثیرات منفی آن در روحش باقی می ماند و بالاخره یا در خانه یا در محل کار خود را تخلیه می کند، آن هم با بهایی سنگین.

حالا اگر تمام این قضایا را برای مسوولان ورزش مان که اعتقادی به کارهای فرهنگی ندارند مطرح کنیم ، براحتی می گویند: این امور به ما هیچ ربطی ندارد و در حیطه وظایف ما نمی گنجد!به عقیده دکتر مهدوی ، سازمان تربیت بدنی باید مدیران باشگاه ها را ملزم به ارائه برنامه های فرهنگی مدون کند و توسط کارشناسان با تجربه این برنامه ها را مورد نقد و ارزشیابی قرار دهد و برنحوه اجرای آنها نیز نظارت کافی داشته باشد.

آن وقت است که می توانیم امیدوار باشیم تهدیدها به فرصت تبدیل شود و جامعه به سمت آرامش بیشتری پیش رود.


ورزش و فرهنگ دو مقوله جدا از هم نیست


شک نکنید اگر روزی از باشگاه های کشورمان که همگی لفظ خنده دار «فرهنگی» را هم یدک می کشند، بخواهیم که کارنامه فعالیت های فرهنگی خود را منتشر کنند، هیچ چیزی برای ارائه کردن در دست ندارند. دکتر محمدرضا نقابیان ، متخصص روان شناسی ورزشی با بیان این موضوع می پرسد: فکر می کنید تا به حال چند بار پیش آمده که باشگاه های ما بازیکنان خود را در جهت کارهای فرهنگی سوق دهند و به عنوان مثال یک فیلم خوب برای آنها نمایش دهند، کتابخانه کوچکی در گوشه ای از باشگاه ایجاد کنند یا آنها را برای دیدن یک نمایشنامه خوب به تئاتر شهر ببرند؟

وی در ادامه می گوید: وقتی ما به جز پول و شهرت چیزی به اینها نداده ایم ، چطور توقع داریم چیزی با ارزش از آنها بگیریم؟ از یک آدم معمولی که امروز از دیدن صفرهای قراردادش دچار سرگیجه می شود چگونه می توان خواست به دنبال آرزوها و خواسته های معقول و نامعقول خود نرود و دچار فساد نشود؟

به عقیده این استاد روان شناس ، اگر سازمان ورزش از بودجه های کلانی که در اختیار دارد سالانه مبالغی را به باشگاه هایی که در کنار ورزش ، کارهای فرهنگی در خور توجهی نیز انجام می دهند، تخصیص دهد و حرکات فرهنگی در حوزه ورزش را ارج نهد، قطعا این کار موجب ایجاد رقابت در بین باشگاه ها شده و آنها برای کسب چنین امتیازی دست به حرکت های قابل توجهی خواهند زد.

وی در ادامه خاطره تاسف باری را نقل کرده و می گوید: زمانی در باشگاه... به عنوان روان شناس فعالیت می کردم. هر گاه بازیکنان دور هم جمع می شدند، مدام حرف از مدل لباس و مو و ریش و ماشینشان می زدند. بیشتر آنها تا آن روز چند تصادف شدید را از سرگذرانده بودند و برگ جریمه های متعددی را در آلبوم افتخاراتشان داشتند. هیچ گاه ندیدم یک کتاب در دست داشته باشند یا یک بیت شعر بخوانند. روزی برای انجام یک تست روان شناسی فرم هایی را در اختیار بازیکنان قرار دادم ، بعد از مدتی یکی از آنها نزد من آمد و آهسته کنار گوشم گفت: من سواد ندارم. بی زحمت شما این را برایم پر کنید!

همیشه در کنار تمام ناهنجاری های موجود مواردی مثبت و مثال زدنی را می توان یافت. شاید اشاره به بازیکن با اخلاقی همچون وحید هاشمیان خالی از لطف نباشد؛ فوتبالیستی که پس از سال ها حضور در اروپا همچنان به فرهنگ ایرانی اسلامی خویش پایبند مانده و بدون کوچکترین خطا و لغزشی همواره به عنوان یک وزشکار ایرانی نمونه مورد احترام قرار گرفته است.



زهره زیدی فرد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها