بهاعتقاد من، این اظهارات در امتداد همان روایت تاریخی و فرهنگی صهیونیستیای قرار میگیرد که میکوشد به مخاطب القا کند ایران، بهعنوان یک قدرت تمدنی، همواره خطری برای غرب بوده است.
پیام ضمنی این روایت آن است که اگر غرب پیشدستی نکند، ممکن است بار دیگر با قدرتی مواجه شود که آزادی و نظم سیاسی آن را تهدید کند.
این همان سناریویی است که من ریشههای آن را در پیوند شرقشناسی، روایتهای هالیوودی و نگاه سیاسی جریانهای صهیونیستی میدانم.
بهنظر من، چنین روایتی تلاشی برای ساختن یک تهدید تمدنی و سپس توجیه سیاستهای تقابلی و اقدامات نظامی مثلا برای جنگ ۱۲روزه، جنگ رمضان و جنگهای دیگری است که سودایش را درسر دارند.
بهاعتقاد من، وزیر خارجه آمریکا و باند ترامپ بیسوادتر از آن است که هخامنشیان را بشناسند و این مسائل-مثلا جنگهای آخرالزمانی- را متوجه شوند؛ این نکته بسیار مهم است.
چنین مدعایی را کارشناسان به آنها میآموزند؛ وقتی ایران باستان در روایت سیاسی غرب، نماد یک تهدید تاریخی معرفی میشود، مساله از اختلاف با یک نظام سیاسی فراتر میرود.
در چنین روایتی، وزیر خارجه آمریکا میگوید امپراتوری بزرگ ایران مدتها خواب بوده و بیدارشدن امپراتوری پارسی برای دنیا خطر ایجاد میکند؛ حالاکه اینروح با جمهوری اسلامی بیدار شده، باید هوشیار باشیم و این بهانهتراشی برای جنگی است که آمریکاییها میسازند، هرچند واقعی نباشد. درواقع، نه با جمهوری اسلامی بلکه با ایران مخالفند؛ برای فهم این موضوع باید به تحلیلهای برخی (رجال) آمریکایی توجه کرد؛ ریچارد نیکسون میگوید قطب بعدی در مقابل نظم آمریکایی جهان اسلام است با دو ویژگیِ جمعیت میلیاردی و اداره نفت؛ منتها فاقد شخصیت است که انقلاب ایران به این جهان شخصیت بخشید.
بهباور من، بخشی از مخالفت آمریکا به نگرانی از شکلگیری قدرتی مستقل بازمیگردد که میتواند در برابر سلطهطلبی آمریکا بایستد.
ایران از سرمایههای علمیوفرهنگی مهمی برخوردار است که آن را به یک قطب جهانی تبدیل میکند؛ ابنسینا از چهرههای برجسته فلسفهوپزشکی در تمدن اسلامی یا فردوسی با شاهنامه، نقش بزرگی در تداوم زبان و حافظه تاریخی ایرانیان ایفا کردند.
برای نمونه این دو شخصیت نشان میدهند که ایران تنها یک قدرت سیاسی یا نظامی نبوده؛ بلکه در تولید دانش، فلسفه، ادبیات و شکلگیری میراث فرهنگی جهان سهم دارد.
بهباور من، همین ظرفیت علمیوفرهنگی به جهان اسلام امکان میدهد در برابر سلطهطلبی قدرتهای بزرگ، هویت و استقلال خود را حفظ کند. اگر جهان اسلام چنین پشتوانههایی را به سرمایهای برای استقلال تبدیل کند، دیگر بهآسانی در معرض سلطه خارجی قرار نمیگیرد.
از نگاه من، آمریکا از این واقعیت ناراضی است که دیگر نمیتواند مانند گذشته اراده خود را بهسادگی بر کشورهای منطقه تحمیل کند یا منابع آنها را بدون مواجهه با مقاومت و بدون هزینه سیاسی و امنیتی در اختیار بگیرد.