به گزارش جام جم آنلاین؛ حضور روایتهای فلسطینی در محافل ادبی جهان ادامه دارد. این بار، میکائلا سحّار، نویسنده و آموزگار استرالیاییـفلسطینی، با کتاب «مرا در دروازه یافا پیدا کن: دانشنامهای از یک خانواده فلسطینی» موفق شد جایزه بخش غیرداستانی جوایز ادبی کوئینزلند ۲۰۲۶ را به دست آورد. این جایزه ۱۵ هزار دلار استرالیا ارزش دارد و به اثری تعلق گرفته است که تاریخ یک خانواده فلسطینی را با موضوعاتی، چون تبعید، حافظه جمعی و پیوند با سرزمین مادری درهم میآمیزد. سحّار پیشتر نیز با همین کتاب برنده جایزه غیرداستانی جوایز ادبی نخستوزیر ویکتوریا در سال ۲۰۲۶ شده بود. موفقیت تازه این اثر، بار دیگر توجهها را به روایتی جلب کرده است که از تجربه شخصی یک خانواده آغاز میشود، اما به تاریخ گستردهتر آوارگی فلسطینیان راه میبرد.
از خاطرات خانوادگی تا تاریخ نکبت
کتاب «مرا در دروازه یافا پیدا کن» به پیچیدگیهای زندگی در فاصله میان سرزمین اجدادی و محل تولد میپردازد. سحّار فقدان سرزمین مادری را به «شکافی عمیق و دهانگشوده» تشبیه میکند؛ خلأیی که به نقطه آغاز سفر نویسندگی او تبدیل شده است. این اثر از ۴۸ مدخل تشکیل شده که در آنها تاریخ شخصی خانواده نویسنده با تاریخ عمومی فلسطین پیوند میخورد. روایت در نهایت به نکبت سال ۱۹۴۸ میرسد؛ اصطلاحی که فلسطینیان برای اشاره به آوارگی گسترده، فرار و اخراج صدها هزار نفر از خانههایشان در جریان تأسیس اسرائیل به کار میبرند. خانواده سحّار نیز در پیامدهای این رویداد، ناگزیر از ترک سرزمین خود شد و سرگذشت آن با زندگی در تبعید پیوند خورد.
نویسنده در پیشگفتار کتاب از تلاش برای «بههمدوختن تکههایی که در اختیار دارم» سخن میگوید. ساختار اثر نیز بر همین ایده استوار است: خاطرات پراکنده خانوادگی، پژوهشهای آرشیوی، روایتهای شخصی و یادداشتها و منابع در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا تصویری چندلایه از هویت و گذشته یک خانواده شکل بگیرد. به این ترتیب، کتاب صرفاً خاطرهنگاری شخصی نیست؛ تلاشی است برای ثبت تجربهای که در گذر نسلها ادامه یافته و میتواند برای آیندگان نیز سندی از حافظه خانوادگی و تاریخ آوارگی باشد.

هویت در میان دو سرزمین
سحّار در روایت خود به تجربه رشد در استرالیا و همزمانی آن با میراث فلسطینی خانوادهاش میپردازد. او در خاطرهای از پنجسالگی، زمانی را به یاد میآورد که با اشتیاق راهی مدرسه میشود، اما در کلاس درس با تجربهای تلخ روبهرو میشود: معلم نام خانوادگی او را نادرست تلفظ میکند و پس از آگاهی از فلسطینی بودن این نام، آشکارا واکنشی منفی نشان میدهد. این خاطره، نقطهای تعیینکننده در روایت شکلگیری هویت نویسنده است؛ هویتی که در آن احساس تعلق به محل زندگی با پیوندهای خانوادگی و تاریخی با سرزمینی دیگر درهم تنیده است.
سحّار همچنین به تناقضی میپردازد که در تجربه زندگی خود احساس میکند: او از خانوادهای فلسطینی و تبعیدی میآید، اما در استرالیا زندگی و کار میکند؛ سرزمینی که تاریخ استعمار و سلب مالکیت از مردمان بومی آن نیز بخشی از گذشته و حال آن است. این همنشینی تجربهها، پرسشهایی درباره خانه، تعلق، آوارگی و مسئولیت روایت تاریخ ایجاد میکند.
روایتی درباره فقدان و بقا
هیئت داوران جایزه ادبی نخستوزیر ویکتوریا در توصیف این کتاب، به ترکیب خاطرات، گمانهزنیها و پژوهشهای آرشیوی در ۴۸ فصل کوتاه آن اشاره کردهاند؛ روایتی که شکلگیری هویت فردی نویسنده را در کنار تاریخ خانواده فلسطینیاش قرار میدهد. در ارزیابی داوران، اثر سحّار از نظر ادبی نیز اهمیت دارد: زبان شاعرانه، طنز، خشم، اندوه و عشق در کنار یکدیگر قرار میگیرند و روایتی درباره صمود و بقا شکل میدهند؛ روایتی که در آن، اشغال و تبعید نهتنها مکان زندگی، بلکه رابطه افراد با گذشته و هویتشان را نیز دگرگون میکند.
غسان حاگه، استاد انسانشناسی دانشگاه ملبورن، نیز کتاب را روایتی فراتر از یک تاریخ خانوادگی صرف میداند. به نوشته او، اثر سحّار از یک سو فرهنگ و سنتهای خانواده فلسطینی را بازتاب میدهد و از سوی دیگر، تاریخ استعمار شهرکنشینان، سلب مالکیت، سرکوب و زندگی در تبعید را به تصویر میکشد. حاگه همچنین بر توانایی نویسنده در روایت جزئیات تأثیرگذار و پیوند دادن تجربه شخصی با تاریخ گستردهتر تأکید کرده است.
بازگشت به خانه از مسیر نوشتن
یکی از محورهای اصلی کتاب، میل به بازگشت به فلسطین و بازیابی پیوند با خیابانها و محلههایی است که ریشههای خانواده در آنها شکل گرفتهاند. در این روایت، خانه تنها یک مکان جغرافیایی نیست؛ حافظهای زنده است که از طریق زبان، خاطرات و روایتهای نسلهای پیشین ادامه مییابد.
سحّار در معرفی اثر خود توضیح میدهد که کتاب با خاطرهای از کودکی آغاز میشود و در ادامه، صداهای اعضای خانوادهای را کنار هم قرار میدهد که برخی از آنها هنوز زندهاند و برخی دیگر از دنیا رفتهاند. این افراد اکنون در کشورهای مختلف و قارههای گوناگون زندگی میکنند، اما پیوندشان با خانهای مشترک همچنان پابرجاست: فلسطین. «مرا در دروازه یافا پیدا کن» در نهایت تلاشی برای حفظ همین پیوند است؛ روایتی از آوارگی و فقدان که در کنار رنج تاریخی، بر ماندگاری خاطره، هویت و تعلق نیز تأکید میکند.
بازگشت باشکوه اسطوره طنز
به انگیزه روزجهانی کودک
سخنگوی هلالاحمر در گفتوگو با جامجم آنلاین:
جهانشاهی در گفتوگو با جامجم آنلاین: