به گزارش جام جم آنلاین از روابط عمومی معاونت صدا، به نام حضرتش که آوای هستی، شش دانگ، نغمه خوانِ ذات اوست و ما، بی صدا و حیران، نظاره گریم. مستند «بچههای بیصدا» درباره تلاش و همت زیاد کارکنان اداره کل تولید و فنی صدا در جنگ دوازده روزه است. البته که این ویژگی، مرام همیشگی اهالی اداره کل آماده اما بی ادعاست.
صدابرداران و مهندسان فنی و دیگر یارانی که پشت صحنه تمام رویدادها و برنامههای معاونت صدا حضور دارند و دریغ که از دیگر عوامل نامدار رادیو، زحمات و حیطه اثرگذاریشان کمتر بازتاب داده میشود. این مستند در پی ثبت نام و خاطره مردان و شیرزنان ساکت اداره کل تولید و فنی صدا در تمام مناسبتها به خصوص در روزگار جنگ دوازده روزه سال 1404 است جایی که جان فدایان، جوهر اصلی خویش را هویدا کردند. من از صمیم قلب بر این باور بودم که این دلاوریها باید به نوعی مستند شود. شکر خدا پژواکِ دلاوریهای همکارانم به گوش داوران خوش نشست. امیدوارم به این واسطه، خستگی از جان همکارانم به در رفته، شوقی دوچندان جایگزین شود.
اولین چالش در مسیر ساخت این مستند، حجم بسیار بالای گفتگوهای ضبط شده بود. بالغ بر دهها ساعت گفتگو داشتم که میبایست همگی در نیم ساعت تدوین میشد و چالش دیگرم، یافتن لحن بیان بود. باید آنچه حس کرده بودم را به شنونده منتقل میکردم.
حرف و مضمون اصلی بچههای بیصدا برای خودم شفاف بود. اما زمان زیادی به کشف و شهود سپری شد تا بتوانم آنچه قلبم حس میکند را به ساختاری شنیداری بدل کنم. ساخت این مستند چهل روز با من بود. هیچ فراموش نمیکنم بار نخست مسترینگ، وقتی از باندهای استودیو، آنجا که صدا با کیفیتتر است، چند دقیقه اول کاری که بارها در خانه تدوین کرده بودم را شنیدم، دچار چه حس غریبی شدم. گویی در فضایی فارغ از ماده، بین صدای عزیزانم که در بزنگاه بودن و نبودن و بمب و برگشتن و رفتن و خانواده و خویش و خدا، ملتهب بودند شناور شدم. پرواز بر فضایی به تمامی متجسم و عینی ولی در حال وقوع و زنده در چهارجوب بی انتهای گوشِ دل، در چند دقیقه بدون حضور سیما و صورت، دچار "رویت" شدم. تجربه عجیبی بود. حوزه صدا قدرت زیادی دارد. چنانچه بتوانیم قوه این نیرو را آزاد کنیم. بچههای بیصدا بچههای اداره کل صدا هستند، از طرفی خودشان برای مادرانشان، همیشه "بچه" خطاب میشوند، خودشان پدران فرزندانی منتظرند و یا به عنوان مادران، ستون یک خانوادهاند، اما همگی نجیبانه و بدون کمترین چشمداشتی، حتی به اندازه بیان نامشان، انجام وظیفه می کنند."بچههای بیصدا" روایت محبت اهالی خانواده به فردی که شخصیت حقیقی دارد و شخصیت حقوقیاش او را از یاران خانواده بزرگتری می داند، او هم زمان اهل خانواده ی صدا نیز هست. از این رو این وجه تسمیه مرا به انتخاب نام بچه های بی صدا رساند.
برای یافتن ساختار به دنبال عطر و زیبایی جوانمردی راه کشیدم و گشتم تا پیش چشمم رنگ و نما پدیدار شد، فلذا از کلام عبور کردم و پا به تالار هنر گذاشتم. سعی کردم شنونده را نیز همسو با خودم به این عرصه ی الهی همراه کنم. در این جستجو صدای حریر گون زنانه میخواستم و این شد که به روایت بانو حمیده رستگاردوست، شنونده را برای حس آنچه می خواستم بگویم، به نظاره تابلوهای نقاشی دعوت کردم. تعداد بسیار زیادی از آثار هنری داخلی و خارجی را دیدم - حس کردم - در راه صوتی کردنش کوشیدم تا در نتیجه به سه تابلو رسیدم.
در کل بچههای بیصدا در سه اپیزود، حول محور ایران، تنظیم شد تا بزنگاه های شاخص تجربه جنگ و جهاد را بتوانم موجز تر دستهبندی کنم. این تفکیک بعد از خروج از تماشاخانه صوتی با صدای مخملی و بی نظیر استاد حسن همایی صورت گرفت.
و راویان اصلی که از خود واقعه میگفتند، همکارانم بودند و سرانجام روایت التهاب، رشادت، عشق به وطن و تمام ایران دوستیمان با معرفی نقش آفرینان این مهم که دوستان اداره کل تولید و فنی صدا هستند، به پژواک رسید.
پژواکی که میتواند جایی برای شنیده شدن، دیده شدن و دلگرمی و انگیزه حرفهای اهالی صدا باشد، حتی برای آنهایی که جزو "بچه های بی صدا"ی "صدا" هستند.
بودنمان برای هم دلگرمیست، امید که با فربه شدن توانمندی هامان، برای مردم نیز خوش نواتر و موثرتر شویم. بی شک پژواک برای این مهم مسیر رشد را فراهم میکند.
با تشکر از مدیر رادیو صبا، آقای حمید رضا افتخاری و مهندس فرزاد امانی ریاست اداره کل فنی و تولید صدا که اسباب تولید این مستند را فراهم کردند و خانم نازنین حاج سیف الله که چراغ انگیزه را جان بخشید و تمامی همکارانم که از ناگفتهها گفتند و از همه آنها که نگفتند و در دل نهان داشتند و همچنان مومنانه و بیصدا پای کار میدانند.
محمدرضا مهدوی در گفتوگو با جام جم آنلاین
«جامجم» در گفتوگو با معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی بررسی کرد