جام جم آنلاین – آنقدر جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان برای فوتبال ایران بد و توام با خاطرات بد بود که اصلا کاش به این رقابتها صعود نمیکرد! تیم ملی فوتبال ایران با کلی و امید و آرزو و البته کلی ستاره به این رقابتها رفت، اما حاصل کارش دو شکست تلخ مقابل پرتغال و مکزیک و یک تساوی کسل کننده مقابل آنگولا بود.
در جریان جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان یکی از پرحاشیهترین موضوعات برای فوتبال ایران به عملکرد علی دایی بازمیگشت؛ بازیکنی که با وجود جایگاه اسطورهایاش زیر فشار شدید انتقادات قرار گرفت. او ۳۷ ساله بود و عملکرد ضعیفش بارها زیر سوال رفت. خیلیها درباره عملکرد او به خصوص مقابل مکزیک جوک ساختند و او را تماشاگری در زمین معرفی کردند که صرفا میخواسته بازی را از نزدیک تماشا کند.
نمایش او در دیدار نخست برابر مکزیک بسیار پایینتر از انتظار بود و همین موضوع باعث شد موجی از اعتراضها از سوی رسانهها و هواداران شکل بگیرد. بسیاری معتقد بودند دایی دیگر توانایی لازم برای حضور در تیم ملی را ندارد. خود او بعدها در واکنش به این انتقادات گفت بازیکنان در زمین به او پاس نمیدادند و در چشمش نگاه میکردند، جملهای که بعد از دو دهه هنوز خبرساز است.
در همین زمان فشارها روی برانکو ایوانکوویچ سرمربی وقت ایران به اوج رسیده بود تا دایی را از ترکیب اصلی کنار بگذارد. این اتفاق در بازی دوم مرحله گروهی مقابل پرتغال رخ داد، جایی که دایی نیمکتنشین شد و به طور رسمی اعلام شد که به دلیل مصدومیت کمر قادر به همراهی تیم نیست. اما در واقعی، بسیاری باور داشتند چنین مصدومیتی وجود نداشت و این تصمیم بیشتر برای کاهش فشار افکار عمومی و حفظ شأن و غرور دایی گرفته شده بود. حتی یکی از روزنامههای آن زمان با تیتر کنایهآمیز «وجدان علی دایی به کمرش زد!» به این موضوع واکنش نشان داد و فضای انتقادی را تشدید کرد. این یکی از بدترین تیترهایی بود که میشد درباره یک بازیکن زد.
با این حال، حذف دایی از ترکیب هم مشکل را حل نکرد. تیم ملی ایران بدون او برابر پرتغال عملکرد قابل قبولی نداشت و در خط حمله همچنان ضعف دیده میشد. مهاجمان جانشین نیز نتوانستند انتظارات را برآورده کنند و نشان دادند که مشکل تیم فراتر از یک بازیکن است. این موضوع باعث شد برخی تحلیلگران بعدها بگویند تمرکز بیش از حد روی دایی مانع از بررسی ریشهای مشکلات فنی تیم شده بود.
دایی آخرین بازی ملی خود را در دیدار سوم مرحله گروهی مقابل آنگولا انجام داد. این پایان دوران یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ فوتبال ایران بود، پایانی بدون بازی خداحافظی رسمی.
به هرحال جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان کابوس بزرگی برای تیم ملی فوتبال ایران بود. این تیم ضعیفترین نتایج تاریخ خود در جام جهانی را در همین تورنمنت به دست آورد.
محمدرضا مهدوی در گفتوگو با جام جم آنلاین
«جامجم» در گفتوگو با معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی بررسی کرد