گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
شهادت رهبر مقاومت؛ جرقهای بر انبار باروت ایمان و پایان عصر استعمار
علیرضا زادبر، میزبان برنامه، با اشاره به عبور از اربعین شهادت رهبر مقاومت، صحبت را آغاز کرد. او این ایام را فرصت مناسبی برای بررسی ابعاد شخصیتی این پیشوا و تأثیر شهادتشان بر نظم و فرهنگ سیاسی ایران، منطقه و جهان دانست.
زادبر سپس پرسید: این شهادت چه نقشی در فرهنگ سیاسی منطقه، جهان و همچنین آینده خواهد داشت؟
موسی نجفی در پاسخ، ابتدا خاطرهای از سالهای ۶۳ و ۶۴ در دانشگاه تهران و دیدار با مقام معظم رهبری که در آن زمان رئیسجمهور بودند، نقل کرد. او گفت: ایشان در آن دیدار فرمودند زمانی از امام خمینی (ره) پرسیدم چه وقت به فکر انجام این انقلاب افتادید؟ امام در پاسخ به رحلت آیتاللهالعظمی بروجردی در اوایل دهه چهل و عزاداری پیوسته و چهلروزه مردم اشاره کردند و فرمودند با مشاهده این اصرار مردم بر پاسداشت ایمان و مرجع تقلیدشان، متوجه ظرفیت عظیم این ملت شدم.
این استاد اندیشه سیاسی با تطبیق این رویداد با سوگواریهای ادامهدار مردمی برای رهبر مقاومت، تأکید کرد که سوخت اصلی حرکتهای سیاسی بزرگ، همین ایمان، طاقت و صبر مردم است.
او همچنین با اشاره به تحلیل مرحوم مدرس از قیام تحریم تنباکو یادآور شد: همانطور که مدرس گفت، حکم میرزای شیرازی جرقهای بر انبار باروتِ ایمان مردم بود. اگر این ایمان نَم بکشد، هزاران کاغذ و مرکب و هیچ جرقهای اثر نخواهد داشت. استخراج یک گفتمان سیاسی و انقلابی از دل ایمان مردم، تنها از عهده رهبران تیزهوش جریانهای بیداری اسلامی برمیآید.
در ادامه، زادبر با اشاره به پیام امام انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای، یکی از هنرهای بزرگ و کمتردیدهشده رهبر شهید را هنر «تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار، روحیات و عواطف تودههای عظیم مردم» دانست که مصداق همان ساخت ظرفیت مردمی است.
پیروزی فرهنگ بر تفنگ
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با تأیید این موضوع، به اهمیت جنگ روایتها در دل جنگ ترکیبی کنونی پرداخت و گفت: امروز ابعاد نظامی و سیاسی تنها بخشی از ماجراست و ما باید بتوانیم در جنگ روایتها، گفتمان خود را زودتر از دشمن به کرسی بنشانیم و چشمانداز آینده را ترسیم کنیم. معتقدم پس از شهادت آقا، همه چیز چند قدم به پیش آمده است و تمام ارکان جامعه، از مردم تا مسئولان و نیروهای مسلح، حرکتی رو به جلو داشتهاند.
او سپس وجه غالب شخصیت قائد شهید را فرهنگی دانست و توضیح داد: در انسانهای ذو ابعاد معمولاً یک بُعد غلبه دارد. در ایشان، فرهنگ بر اقتصاد، سیاست و امور نظامی اشراف داشت. ریشه بحثهایی مانند اقتصاد مقاومتی و خودکفایی نظامی نیز در همین فرهنگسازی است و تنها یک شخصیت فرهنگی میتواند چنین فرهنگی را در اقتصاد و نظامیگری خلق کند. روح پیامهای چهلم شهادت ایشان نیز متمرکز بر همین گفتمانسازی توسط تودههای مردم است.
تولد ملت مقدس از اتحاد مقدس
این استاد دانشگاه در بخش دیگر به مفهوم «قداست» در اندیشه رهبر شهید اشاره کرد. او با مقایسه جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان گفت: در جنگ ۱۲ روزه رهبر شهید از تعبیر «اتحاد مقدس» استفاده کردند، اما امروز و در یک گام فراتر، با مفهوم «ملت مقدس» روبهرو هستیم. دلیل این ارتقا، ریخته شدن خون پیشوا و رهبر در میدان نبرد است. اتفاقی که با الهام از تاریخ اسلام و شهادت علنی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در میدان، موج جدیدی از قداست و جوشش را در میان مردم ایجاد کرده است.
او افزود: این قداست صرفاً دفاع از منافع ملی و استقلال در برابر تجاوز خارجی نیست، بلکه به فرهنگ عمیق تشیع، امامت، نیابت امام زمان (عج) و تاریخ انبیا پیوند میخورد.
با شهادت رهبر انقلاب، نهضت عمق تمدنی بیسابقهای پیدا کرد
نجفی به یک پدیده استثنایی در این رخداد تاریخی اشاره کرد و گفت: معمولاً حرکت کشورها به سمت ملیگرایی و استقلال باعث کمرنگ شدن ابعاد امتی و بینالمللی میشود. همانطور که شخصیتی امتی، چون سید جمالالدین اسدآبادی برای حفظ اعتبار خود میان ملل مسلمان، از بیان صریح ملیتش پرهیز داشت. اما دستاورد شگرف بیداری و نهضت اسلامی با شهادت مقام معظم رهبری این بود که ابعاد ملی و امتی بهطور همزمان پررنگ شدند و این نهضت چنان عمق تمدنیِ بیسابقهای پیدا کرد که در ادوار گذشته، نظیر دوران مشروطه، دیده نمیشد.
همسویی «عرق ملی» و «آرمان امتی»
علیرضا زادبر، میزبان برنامه، در ادامه خواستار بیان مصادیق روشنی از پیوند همزمان ابعاد ملی و امتی پس از شهادت رهبر مقاومت شد.
موسی نجفی در تبیین این مصادیق یادآور شد: امروز شاهدیم که تودههای مردم، حتی کسانی که لزوماً مذهبی نیستند یا ایرانیان خارج از کشور، با عرق ملیِ بسیار محترم و ارزشمندی برای دفاع از وطن به میدان آمدهاند. ظرفیتی که در جنگ ۱۲ روزه نیز وجود داشت، اما نه با این شدت. همزمان، بُعد منطقهای و امتی قضیه نیز عمیقتر شده است و مردمان لبنان، عراق، یمن و حتی کشورهای جنوب خلیج فارس در دفاع از مرکزیت ایران احساس مشترکی پیدا کردهاند.
پیش از رهبر شهید، کسی جرأت شکستن شاخ استعمار را نداشت
او افزود: این همافزایی نشاندهنده تقابل دوباره اسلام ناب و اسلام آمریکایی است. تبلیغات دهههای گذشتهِ جریانهای وهابی، تکفیری و پانعربیسم که ایرانیان را مجوسی یا به دنبال سلطه بر اعراب معرفی میکردند، کاملاً باطل شده است. رشد توأمان و بیسابقه این دو بُعد ملی و امتی را پیشتر در چهره شهید سلیمانی نیز دیده بودیم؛ سرباز وطنی که به الگوی جهان اسلام و حتی در آمریکای لاتین به نمادی جهانی در کنار شخصیتهایی، چون چهگوارا تبدیل شد. اکنون رهبر شهید مقاومت نیز در حال تبدیل شدن به یک الگوی جهانی در مبارزه با استبداد بینالمللی است، زیرا پیش از ایشان کسی جرأت شکستن شاخ استعمار و قلدرمآبی آمریکا را نداشت.
توبه مخالفان صادق و رستاخیز جانها
میزبان برنامه در ادامه به اطلاعیه دفتر رهبر شهید مبنی بر تماسهای بیشمار مردمِ با طیفهای فکری گوناگون برای طلب حلالیت بابت قضاوتهای نادرست گذشته اشاره کرد.
نجفی با تأکید بر اینکه این بیداری و پشیمانی مختص داخل ایران نیست، توضیح داد: پس از شهادت ایشان و مشاهده هجمه سنگین آمریکا و رژیم صهیونیستی، حتی روزنامهنگاران و نویسندگان ضدایرانی در سایر کشورهای اسلامی نیز از مواضع پیشین خود عذرخواهی کردهاند. خون ایشان چنان جوششی ایجاد کرده که حتی محققانِ کشورهای غیرهمسو نیز به تمجید از این مقاومت پرداخته و دولتهایشان را وادار به سکوت کردهاند.
جنگ رمضان؛ خروج ایرن از پیرامون و استقرار در مرکز جهان
این استاد علوم سیاسی در بخش کلیدی سخنان خود، ریشه این درگیری و سیاستهای رهبر شهید را در مقابله با «نظریه مرکز-پیرامون» دانست و تشریح کرد: انقلاب اسلامی در واقع مرحلهای تکاملی و تمدنی از بیداری اسلامی است و پیام اصلی آن، نپذیرفتن سلطه استعمار است. غربِ پس از نظم وستفالی و انقلاب صنعتی، همواره خود را در «مرکز» و مسلط بر جهان دانسته است که نماد بارز این بیعدالتی، حق وِتو در شورای امنیت است. اما تاریخ بیداری ایران، از قتل گریبایدوف و نهضت تنباکو تا مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، ۱۵ خرداد و سرانجام جمهوری اسلامی، همواره خط بطلانی بر این خودمطلقانگاری غربیها بوده است.
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تصریح کرد: دهه اول انقلاب در دوران امام (ره) صرف تثبیت نظام و جنگ هشتساله شد، اما تمرکز رهبر شهید در دوران پس از آن، بر فرهنگسازی برای خروج ایران از وضعیت پیرامونی و حرکت به سمت مرکز بود.
نجفی برای اثبات این تغییرِ رویکرد تمدنی به مثالهای عینی اشاره کرد و گفت: ایشان هوشمندانه به جای واژه غربیِ خاورمیانه، از عبارت غرب آسیا استفاده میکردند تا تقسیمبندیهای استعماری را نپذیرند. در بحث هستهای و تهدیدات غربیها نیز ایشان هرگز برتری آنها را نپذیرفتند و از موضعِ مرکز با آنها برخورد میکردند. این روحیه امروز در دیپلماتها و پاسخهای مقتدرانه نظامیان ما نیز نهادینه شده است.
پشتوانه تمدنی؛ سد محکم ایران در برابر غارت استعمار غرب
او خاطرنشان کرد: امروز این روحیه خودمطلقانگاریِ غرب و حق دخالت آنها در مسائلی، چون تنگه هرمز یا برنامه هستهای، حتی از سوی کودکان و تودههای مردم ما نیز در خیابانها به چالش کشیده و به سخره گرفته میشود. بر خلاف کشوری مانند ونزوئلا که در محیط پیرامونی باقی ماند و ثروتش به غارت رفت، ایران با پشتوانه این تمدن و بیداری، دیگر پیرامونِ هیچ قدرتی در جهان نخواهد بود.
ونزوئلا بیداری اسلامی ندارد
علیرضا زادبر، میزبان برنامه، با اشاره به مثال ونزوئلا یادآور شد که در آن کشور، مردم برای دفاع از استقلال خود به میدان نیامدند.
موسی نجفی علت این انفعال را فقدان «بیداری اسلامی» در آن کشور دانست و بحث تقابل مرکز و پیرامون را بسط داد: این موضوع در واقع همان جدال استعمار و استقلال است. استکبار همواره خود را برتر میبیند و حتی با اروپا نیز قائل به تساوی نیست. اما امروز شاهد تغییر رفتار مقامات آمریکایی هستیم؛ شخصیتی که پیشتر در نشست داووس متحدان اروپایی خود را تحقیر میکرد، اکنون برای آتشبس و گشوده شدن تنگه هرمز، رویکردی توأم با التماس به خود گرفته است.
نفی الگوهای پوشالی ژاپن و کره اسلامی
این پژوهشگر با انتقاد از گروههایی که دههها الگوهای توسعهای نظیر «ژاپن اسلامی» یا «کره جنوبی اسلامی» را ترویج میکردند، تصریح کرد: ژاپن چه استقلالی دارد وقتی مقاماتش مجبور میشوند به خلبان بمبافکن اتمی هیروشیما ادای احترام کنند؟ آیا الگوی ما باید کشوری در مدار پیرامونی غرب باشد؟ ما باید غیرت دینی را به غرور ملی پیوند بزنیم؛ ترکیبی که کشور را از پیرامون خارج کرده و به مرکز منتقل میکند. شهادت رهبر مقاومت، مفهوم مرکزیت ایران را نهتنها در منطقه، بلکه در تمام دنیا تثبیت کرد.
سه ویژگی تمدنی رهبر شهید انقلاب
نجفی در ادامه، عظمت شکلگرفته در شخصیت رهبر مقاومت را ماحصل پیوند راهبردیِ سه عامل کلان دانست و تشریح کرد: عامل اول، خود ایران با ابعاد گسترده تاریخی، فرهنگی، موقعیت بینظیر ژئوپلیتیک و منابع غنی است. عامل دوم، مردم ایران هستند؛ ملتی که به گواه شهید مطهری، اسلام را نه با زور شمشیر بلکه با اختیار پذیرفت، اما زیر بار سلطه اعراب نرفت و زبان فارسی خود را حفظ کرد تا در نهایت در عصر صفویه به یک ملت متحد شیعه تبدیل شد. قداست امروز ما ریشه در همین انتخاب ارادی و تاریخ ۱۴۰۰ ساله دارد.
او در تبیین عامل سوم افزود: عامل سوم، انقلاب اسلامی است. همانطور که ریچارد نیکسون اعتراف کرد، انقلاب امام خمینی (ره) به جهان اسلام که ثروت و جمعیت داشت، شخصیت داد. مقام معظم رهبری نیز این شخصیتبخشی را تکمیل و جبهه مقاومت را پایهگذاری کردند؛ دستاوردی که جریانهایی، چون اخوانالمسلمین از رسیدن به آن عاجز بودند. هنر رهبر شهید این بود که هر سه عامل جغرافیا، مردم و انقلاب را در یک راهبرد یکپارچه دیدند و حتی با تأکید بر مرجعیت علمی زبان فارسی، نگاهی عمیق و تمدنساز داشتند.
این استاد دانشگاه در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: شهادت ایشان پردهها را کنار زد و نشان داد که تقابل ایرانِ اسلامی با استعمار، تقابلی ذاتی و بنیادین است، نه یک تاکتیک موقت. ذات انقلاب اسلامی مرکزی است و هرگز در پیرامون قرار نمیگیرد. هر جریانی که بخواهد کشور را به وابستگی بازگرداند، با سد محکم غیرت دینی مردم روبهرو خواهد شد. اکنون مأموریت تبدیل این شور مردمی به یک گفتمان سیاسی و تداوم این راهبرد کلان، بر عهده خلف صالح ایشان، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای است.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
«جامجم» در گفتوگو با رئیس سازمان نظام پزشکی نقش موثر کادر درمان در جنگ رمضان را بررسی کرد