قدم‌زنی با دایناسورها روی آنتن شبکه امید

روایت‌های مرتبط با دایناسورها و دیگر موجودات عظیم‌الجثه دوران کهن، چند دهه است که وارد زندگی مردم عادی شده و هر چند وقت یک‌بار، خبری در رابطه با آنها در رسانه‌های گروهی پخش می‌شود. این خبرها معمولا بینندگان و شنوندگان بسیار زیادی دارد و این امر حکایت ازعلاقه واشتیاق عمومی برای آگاهی از اطلاعات بیشتر درباره این موجودات افسانه‌ای و مرموز دارد.
روایت‌های مرتبط با دایناسورها و دیگر موجودات عظیم‌الجثه دوران کهن، چند دهه است که وارد زندگی مردم عادی شده و هر چند وقت یک‌بار، خبری در رابطه با آنها در رسانه‌های گروهی پخش می‌شود. این خبرها معمولا بینندگان و شنوندگان بسیار زیادی دارد و این امر حکایت ازعلاقه واشتیاق عمومی برای آگاهی از اطلاعات بیشتر درباره این موجودات افسانه‌ای و مرموز دارد.
کد خبر: ۱۵۴۱۳۲۴
نویسنده کیکاوس زیاری - گروه رسانه
 
کتاب معروف و پرخواننده «پارک ژوراسیک» مایکل کرایتون در دهه ۹۰ میلادی ازجمله مواردی بود که توجه عموم مردم را به موضوع دایناسورها جلب کرد. اما شاید اگر استیون اسپیلبرگ فیلم معروف و بسیار پرفروش خود را براساس داستان این کتاب نمی‌ساخت، دایناسورها این‌قدر مشهور نمی‌شدند و حکم ستارگان محبوب رسانه‌ها و سینما و تلویزیون را پیدا نمی‌کردند. داستان مایکل کرایتون چند فرضیه علمی و غیرعلمی را درباره این موجودات کهن و نحوه نابودی نسل آنها مطرح کرد و این راه را برای ورود دانشمندان به بحث درباره چگونگی وضعیت کلی این هیولاهای عظیم‌الجثه فراهم ساخت. شبکه بی‌بی‌سی سال ۱۹۹۹ و در زمانی که بلاک‌باستر موفق و جنجالی اسپیلبرگ تماشاگرانش را به دنیایی از ترس و دلهره برد، سریال علمی «قدم‌زنی با دایناسورها» را تولید کرد. این سریال با استقبال بسیار بالایی روبه‌رو شد و لقب یکی از موفق‌ترین و پربیننده‌ترین سریال‌های مستند و علمی تاریخ تلویزیون را از آن خود کرد.

نگاه از زاویه متفاوت    
سریال شش اپیزودی قدم‌زنی با دایناسورها که مدتی قبل از این شبکه روی آنتن رفت و حالا پس از ترجمه به فارسی قرار است از شبکه امید پخش شود، به نوعی احیای همین سریال دهه ۹۰ میلادی است که از زاویه‌ای تازه و متفاوت به زندگی  گونه‌های مختلف دایناسورها می‌پردازد و تلاش دارد تماشاگرانش را با جنبه‌های مختلف زیست این گونه‌های منقرض شده آشنا کند. سازندگان این مینی‌سریال، از آن به‌عنوان یک «مستند طبیعت‌گرا» نام می‌برند که با حضور در طبیعتی بکر و دست‌نخورده، داستان زندگی و فعالیت‌های دایناسورها را به زبانی ساده و عامه‌فهم تعریف می‌کنند. این مینی‌سریال با همکاری شبکه آلمانی زد دی اف و چند تهیه‌کننده تلویزیونی فرانسوی تهیه شده و کریستی ویلسن، خالق و مدیر تولید و اجرایی اصلی آن است. منتقدان از ویلسن به‌عنوان هنرمندی نام می‌برند که علاقه وافری به مکاشفه در موضوعات مختلف علمی و زیست‌محیطی دارد و با هر اثر خود، تماشاگران را به دنیایی تازه و شگفت‌انگیز می‌برد.
 
دنباله‌ای بر سریالی دیگر؟
سری جدید قدم‌زنی با دایناسورها تنها نام خود را از سریال پربیننده سال ۱۹۹۹ گرفته و بقیه اجزا و عواملش کاملا متفاوت از آن سریال هستند. به این ترتیب هیچ‌یک از افرادی که با سریال سال ۱۹۹۹ همکاری داشتند، نقش و اجرایی در سریال تازه ندارند. عدم حضور کنت برانا، بازیگر سرشناس انگلیسی که راوی سریال ۱۹۹۹ بود، تأثیر خودش را کاملا بر سریال تازه گذاشته است. به باور عموم منتقدان، صدای پرطنین او به‌عنوان راوی سریال قبلی، یکی از عوامل بسیار مهم موفقیت آن در میان مخاطبان بوده است. با وجود این‌، دایناسورها همچنان شخصیت‌های اصلی و محوری سریال ویلسن هستند و هر اپیزود آن به بررسی و تحلیل یکی از گونه‌های مختلف دایناسورها می‌پردازد. نکته جالب در این رابطه، بررسی وضعیت زندگی و نوع فعالیت‌های این گونه‌های مختلف در دل طبیعت است اما پرسشی که در این رابطه مطرح می‌شود این است که چگونه می‌توان دریک اثر مستندبه بررسی زندگی وفعالیت‌های گونه‌هایی پرداخت که قرن‌ها اززوال و نابودی‌شان می‌گذرد!

کمک فناوری دیجیتالی
در سریال قدم‌زنی با دایناسورها برخلاف دیگر آثار مستند که هنرمندان با حضور در یک طبیعت و محیط واقعی به بررسی مضمون و موضوع خود می‌پردازند، تماشاگران با موجوداتی سروکار دارند که درحال‌حاضر هیچ اثری از موجودیت‌شان نیست اما این نکته نتوانسته به‌عنوان مانعی بر سر راه کار سازندگان سریال قرار گیرد. تکنیک‌های جدید دیجیتالی و امکانات کامپیوتری پیشرفته دیجیتال، فناوری‌هایی را در اختیار فیلمسازان و هنرمندان ژانر مستند قرار داده که می‌توانند به خلق موجودات و چیزهایی بپردازند که قرن‌هاست از بین رفته‌اند و نمود عینی در زندگی امروزی ندارند.

چرا ما نه؟!
منتقدان پیگیر آثار مستند، این پرسش را مطرح می‌کنند که اگر فیلمسازی مثل استیون اسپیلبرگ می‌تواندبا کمک فناوری‌های نوین دیجیتال دایناسورهایی ترسناک و درنده‌خو را برای به وحشت انداختن تماشاگران خلق کند، چرا مستندسازان نتوانند با بهره‌گیری از این روش، تحقیقی ژرف در زندگی و نوع فعالیت‌های این موجودات کهن کنند. کریستی ویلسن اواسط سال ۲۰۲۴ پیشنهاد تولید سری تازه قدم‌زنی با دایناسورها را به شبکه بی‌بی‌سی داد.
او طرح‌های تازه‌ای درباره زندگی و فعالیت دایناسورها داشت و معتقد بود برای مخاطبان جذاب است و می‌تواند چیزهای تازه‌ای به داستان سریال سال ۱۹۹۹ اضافه کند. راوی سریال تازه، برتی کارول است که البته شهرت کنت برانا را ندارد. ویلسن آگاهانه از صدای ستاره‌ای مشهور در مستندش استفاده نکرد تا توجه بینندگان کاملا بر فضا و روایت اثر متمرکز بماند. او نمی‌خواست یک صدای مشهور باعث شود تا توجه تماشاگران از خط اصلی داستان مستند و خود دایناسورها به سمت دیگری منحرف شود. او سه مستندساز متفاوت را برای کارگردانی شش قسمت سریال انتخاب کرد تا در نوع ساخت اپیزودها تنوعی ایجاد کند و آن‌را از حالت یکنواختی درآورد. دکتر نظیر ابراهیم به‌عنوان مشاور فیلمنامه با سازندگان سریال همکاری کرد تا بحث‌های علمی داخل آن، رنگ و بویی کاملا واقعی و منطقی داشته باشد و تا حد امکان از افسانه‌سرایی اجتناب شود. این درحالی‌است که بیش از ۲۰۰ دیرینه‌شناس و متخصص دنیای دایناسورها در طول تولید سریال، همکاری نزدیکی با سازندگانش داشتند و مشاوره‌های گوناگون را در رابطه با سوژه‌های هر اپیزود ارائه می‌کردند.

آمیزه‌ای از علم و تخیل
ویلسن می‌گوید: «تاکید ما روی گونه‌های خاصی از دایناسورها بود که شهرت بیشتری در بین همتایان خود دارند. این گونه‌ها شامل اسپینوس‌آئوروس‌ها، تریسراتوپ‌ها، تیرانوس‌آئوروس‌ها و لوسوتیتان‌ها می‌شود. با کمک مشاوران علمی خود هم تصویر آنها را خلق و زنده کردیم و هم به شرح احوالات درونی‌شان پرداختیم. هدف ما از تولید سریال این بود که یک بار دیگر صدای غرش دایناسورها را به گوش تماشاگران و علاقه‌مندان برسانیم و آنها را با زوایای تازه‌ای از زندگی این گونه منقرض‌شده آشنا کنیم. این موجودات چهره‌های افسانه‌ای تاریخ کهن هستند که هنوز زوایای زیادی از زندگی و فعالیت‌های‌شان کشف‌نشده و ناگفته باقی مانده است. برای من خیلی جالب و مهم بوده است که می‌بینم قشر جوان و نوجوان علاقه فراوانی برای شناسایی بیشتر دایناسورها از خود نشان می‌دهند. این نوع ابراز علاقه‌ها کمک می‌کند تا موضوعاتی از این دست، در مرکز توجه قرار گیرند. تاریخ دایناسورها با حدس و گمان و تخیل آمیخته است و طبیعی است یک سریال مستند تلویزیونی نمی‌تواند ادعا داشته باشد که در حال بازگویی تمام واقعیت‌های مربوط به دایناسورهاست. به همین خاطر، سریال ما آمیزه‌ای از علم و تخیل و گمانه‌زنی است. این نکته‌ای است که در ابتدای هر اپیزود روی آن تاکید کرده‌ایم.»

تغییرات در نوع نگاه 
منتقدان تلویزیونی به این نکته اشاره می‌کنند که از قدم‌زنی با دایناسورهای کنت برانا در سال ۱۹۹۹ تا امروز، تغییرات بسیار زیادی در رابطه با نوع نگرش به دایناسورها به وجود آمده است و شرایط امروز هیچ شباهتی به شرایط آن سال‌ها ندارد. با‌این‌حال، هنوز هم این پرسش مهم و اساسی برای بسیاری مطرح است که آیا واقعا دایناسورها وجود خارجی داشته‌اند و باید باور کنیم که در یک دوره زمانی بسیار دور، آنها حیات داشته وآزادانه زندگی می‌کرده‌اند؟ این همان پرسشی است که ذهن‌های کنجکاو در رابطه با اژدهایان، هیولاها و حتی بشقاب‌‌‌پرنده‌ها و موجودات بیگانه فضایی هم مطرح می‌کنند و اصالت آنها را زیر سؤال می‌برند. به گفته کریستی ویلسن: «طی دو سالی که مشغول تولید و فیلمبرداری پروژه بودیم و به نقاط مختلفی سفر کردیم، با بسیاری از آدم‌ها از طیف‌های مختلف اجتماعی برخورد داشتیم که این نوع پرسش‌ها را مطرح می‌کردند. ذهنیت بسیاری از مردم شبیه به آموخته‌های‌شان از فیلم‌هایی نظیر پارک ژوراسیک بود؛ آنها دایناسورها را موجوداتی اسطوره‌ای و دست‌نیافتنی تصور می‌کردند. حتی گروهی ازآنها پا رافراترگذاشته ودرباره وجودداشتن هیولاها هم از ما می‌پرسیدند. موفقیت کلان سریال‌هایی چون بازی تاج‌وتخت، خانه اژدها و امثالهم باعث شده تا صحبت درباره چنین موجوداتی تبدیل به یک گفت‌وگوی عمومی وهمگانی شود.این همان اتفاقی است که برای دایناسورها هم می‌افتد.»

خلق حال‌وهوای نوستالژیک
ویلسن یکی از اهداف اصلی‌اش در ساخت سریال را خلق حال‌وهوایی نوستالژیک برای تماشاگران بیان می‌کند: «با کمک فناوری‌های نوین می‌توانیم گذشته را احیا کنیم و به آن رنگ واقعیت بزنیم. داستان سریال امروز را با گذشته تلفیق کرده و پیوندی بین آنها به وجود می‌آورد که حسی از نوستالژی ایجاد می‌کند. تولید سریال ما همزمان با ۲۵سالگی سریال کنت برانا بود و این هم برای همه ما معنی و مفهوم خاصی داشت. در این بین و در سال ۲۰۲۲ هم شاهد تولید سریال «دایناسورها: آخرین روز با دیوید آتن برو» بودیم که خود من هم در ساخت آن سهم داشتم. این سریال که از یک قبرستان ماقبل تاریخ کمک گرفت تا داستانش را تعریف کند، با اقبال عمومی روبه‌رو شد. تلاش ما زمان تولید سریال این بود که تصویر تازه‌ای از موجودات عهد کهن ارائه دهیم و به‌اصطلاح آن را به‌روز کنیم.»
ویلسن دراین‌باره هم توضیح می‌دهد که در ابتدای کار ساخت سریال، تنها قرار بود یک اپیزود ۸۰ دقیقه‌ای تولید و پخش شود، اما با گذشت زمان، طرح تولید وسعت‌یافت و بالاخره قرار بر این شد که شش اپیزود با طول زمانی حدود ۵۰ دقیقه تولید و پخش شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها