اغماء از نگاه عامل ناپیدا

غالب متون و داستان های ماورایی (متافیزیکی) در اجرا، برخی خصوصیات و جاذبه های و همناکشان را از دست می دهند.
کد خبر: ۱۴۸۸۵۸

احتمالا به این دلیل که در این گونه خاص ، تصاویر توان برابری با واژه ها را ندارند و قادر نیستند مانند آنها مخاطب را تحت تاثیر قرار دهند و ذهن و خیالش را به تسخیر درآورند. البته موارد استثنایی هم وجود دارد. اغماء جدیدترین و احتمالا سومین سریال متافیزیکی ایرانی است که برای پخش در ماه مبارک رمضان تولید شده است . سیروس مقدم با دستمایه قرار دادن سوژه ای ماورایی تلاش کرده است سریال جذاب و متفاوتی بسازد. حاصل این تلاش سریالی شده که در کنار برخی لحظه های جالب و دیدنی اش ، صحنه هایی هم دارد که یا اشکال اساسی دارند و یا خالی از اشکال نیستند. مقدم کارگردان خوش فکر و باسلیقه ای است که تخیل تصویری خوبی هم دارد، ابزار کارش را بدرستی می شناسد و به اندازه کافی با اصول و قواعد سریال سازی آشناست . با این همه ، به شکل واضحی خواسته یا ناخواسته در سریال هایش به تکرار و دوباره سازی صحنه هایی می پردازد که در ساخته های دیگران دیده و تحت تاثیر آنها قرار گرفته است . به فرض ، در همین سریال اغمائ برای خلق فضای وهمناک و نیز ایجاد شک و تردید و دلهره در مخاطب ، همان شیوه هایی را به کار برده که مرتبا و بکرات مورد استفاده کارگردانان دیگر قرار گرفته اند، مثل حرکات غیرعادی دوربین ، پیشروی با مکثهای ناگهانی ، پرشهای ناگهانی نماها، صدای نفس زدن های عامل ناپیدا و بعضی وقتها هم نماهایی خیلی درشت و آنی از چشمی غیرعادی و همچنین از نشانه هایی بشدت مکرر و آشنا استفاده کرده است : درخت ، سایه ، مه ، دود و ناشناسی که ناگهان سر و کله اش در گورستان پیدا می شود و حرفهای توهم زایی می زند و بعد هم در میان انبوه وسیعی از مه و دود که معلوم نیست منبع شان چیست و کجاست ، غیبش می زند و محو و ناپیدا می شود.از سوی دیگر، اصرار بیش از حد کارگردان در شکیل جلوه داده نماها و استفاده افراطی اش از برخی اشیاء ، تعجب آور و سوال برانگیز است ، مثل نماهایی که از بالای استکان چای و یا از پشت مخزن شیشه ای آبسردکن گرفته شده اند. یا نماهای مربوط به پیش از عمل جراحی که به شیوه محو تدریجی (فیداوت) تصویربرداری شده اند. نماهای طولانی و غیرضروری از نحوه پوشیدن کلاه و یا دست کردن دستکش جراحی ، زدن ماسک و بعد هم تکیه بیش از حد روی ابزار جراحی مثل تیغ و پنس و... آخرسر هم روشن شدن چراغهای روی تخت جراحی و مته ای که به کار می افتد، آن هم در نمایی با زاویه سربالا، یعنی از دید بیماری که کاملا بیهوش با چشمانی بسته روی تخت دراز کشیده است !
به این ترتیب ، اغماء بیش از آن که سریال اصیلی در زمینه ماورائالطبیعه محسوب شود، سریال مدرنی است که سعی شده خیلی شکیل جلوه کند. به همین ترتیب ، کارگردان بیش از آن که به مفاهیم ماورایی بپردازد، با ایجاد گرههای معمایی ، ذهن مخاطب را مشغول حدس و گمان هایش کرده است . تجربه نشان می دهد اصرار بیش از حد کارگردانان در پیچیده جلوه دادن ماهیت عوامل ماورایی و افراط در ایجاد گرههای متعدد در شناخت آنها، غالبا نتیجه عکس به بار می آورد و نه تنها لطف و جذابیت کار را از میان می برد که مفاهیم ماورایی را نیز خدشه دار می کند. در این گونه موارد، حتی ممکن است کارگردان در پرداخت صحیح موضوع به اشتباه و دردسر بیفتد، چیزی که در سریال اغمائ هم کم وبیش اتفاق افتاده است . در این سریال هم به دلیل زیاده روی هایی که به آنها اشاره شد، مفاهیم مستقل و جداگانه ای مانند مشیت الهی ، الهام و وسوسه های شیطانی به اشتباه در یکدیگر گره خورده اند.از همه اینها که بگذریم ، مشکل اساسی سریال اغماء در واقع مشکل مشترک فیلمها و سریال های ایرانی با مضامین ماورایی است . بویژه وقتی که فضای ماجرا، فضای مدرن شهری باشد؛ این که در این نوع فیلمها و سریال ها همه چیز ساختگی و غیرواقعی به نظر می آید، یعنی جنبه نمایشی اجرا کاملا واضح و آشکار است . دیالوگ ها، شیوه بیان آنها، شیوه رفتار کاراکترها، حتی طرز نگاه کردنشان ، نوع واکنش هایشان در موقعیت های حساس که گویی از قبل خودشان را آماده کرده اند تا حرف پیچیده ای بزنند و یا حرکت عجیب و غریبی بکنند و.... سیروس مقدم مانند سریال های دیگرش ، در اغمائ نیز در پرداخت موقعیت های عادی و واقعی به شکل آشکاری موفق تر است . مثل صحنه فوق العاده جالبی که افسر راهنمایی مجبور می شود حمید موسوی (هم دانشگاهی پری پژوهان) را جریمه کند. البته با تاکید بر تیپ سازی و شخصیت پردازی خیلی خوب او که در ضمن از جذاب ترین کاراکترهای سریال هم هست . از سوی دیگر، در پرداخت صحنه های غم انگیز سکانس های ابتدای سریال بیش از حد زیاده روی شده است ، در حالی که بهتر بود پس از صحنه مرگ مولود در اتاق عمل ، به شیوه محو تدریجی (فیداوت) سکانس بعدی با نمایی مربوط به چند روز پس از این اتفاق شروع می شد.تا زمان نگارش این مقاله ، گره نهایی ماجرا همچنان بسته باقی مانده است . با توجه به عنوان سریال ، شاید با گشوده شدن گره نهایی معلوم شود که تمام این ماجرا توهم و کابوسی بیش نبوده که در ذهن یکی از شخصیت های اصلی سریال ، آن هم در حالت اغماء شکل گرفته است. شاید.

محمودرضا جغتایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها