شادی مردم مهم تر از مدال المپیک

وارد شهرری که می شویم ، چندین پلاکارد تبریک و تصاویر حمید سوریان نصب شده که در خیابان های اصلی و میادین منتهی به میدان اصلی شاه عبدالعظیم جلب توجه می کند.
کد خبر: ۱۴۸۷۲۸

بچه محل های حمید ، حسابی او را تحویل گرفته اند. سر کوچه برای او طاق نصرت زده اند و از سر کوچه تا انتهای آن و مقابل منزل او پلاکاردهای متعددی است که به در و دیوار نصب شده است حتی مرتضی طلایی (سردار طلایی سابق !) عضو شورای شهر تهران هم به افتخار سوریان پلاکارد نصب کرده است . به خانه سوریان می رسیم. خانه ای 2 طبقه و نوساز در انتهای یک کوچه آسفالت در یک محله تقریبا قدیمی. مانده ام که اگر حمید سوریان ملیتی قطری ، اماراتی یا کویتی داشت و 3 مدال طلای جهان را برای کشورش به ارمغان می آورد ، آیا همچنان در محله ای قدیمی سکونت داشت؛ با این حال سوریان هیچ شکایتی از کم توجهی سازمان تربیت بدنی ندارد و سرش به کار خودش گرم است.
گفتگوی ما با جوان 22 ساله ای که 3 بار پی درپی قهرمان دنیا شده است ، درپی می آید.


چه شد که به سمت کشتی کشیده شدید؛
دلیل انتخاب کشتی ، علاقه شخصی خودم بود و این که ورزش کشتی را خیلی دوست داشتم. بودن در یک خانواده ورزشکار و در کنار پدر و برادرانی که خودشان اهل کشتی بودند ، باعث شد کشتی فرنگی را انتخاب کنم.

چطور است که شهرری با وجود محرومیت از امکانات ورزشی معمول ، قهرمان جهان و المپیک تحویل جامعه می دهد؛
ورزش حرفه ای در سطح بالا سختی ها و دشواری های خاص خودش را دارد و شاید فرزندی که در یک خانواده مرفه بزرگ شده باشد ، نتواند سختی های آن را تحمل کند. معمولا بسیاری از قهرمان ها از جنوب شهر به جامعه معرفی می شوند. علیرضا دبیر و هادی ساعی نمونه بارز این مساله هستند که اتفاقا هر 2 بچه محل ما به شمار می روند.

محمد بنا تو را از کجا کشف کرد؛
سالی که در رده سنی جوانان کار می کردم ، در جام ناطق نوری کشتی گرفتم. آن موقع آقای بنا تازه از خارج کشور برگشته بود. در آنجا کشتی مرا دید و نسبت به نحوه کشتی من ابراز علاقه کرد و گفت که تو می توانی یک روز قهرمان جهان بشوی. پس از آن هم نزدیک 3 سال با او کار کردم تا توانستم مدال طلای دنیا را بگیرم.

کشتی را با فرنگی شروع کردید یا تو هم آزاد کار بودی؛
بله ! برادر بزرگترم کشتی فرنگی گرفته بود و در شهرری هم تنها باشگاهی که وجود داشت ، باشگاه کشتی فرنگی بود. به همین خاطر من نیز راه برادرم را ادامه دادم. خیلی از کسانی که الان در کشتی فرنگی مشغول هستند ، ابتدا آزادکار بودند ولی من از همان اول با فرنگی شروع کردم.

اولین مدال جهانی خود را کجا گرفتید؛
اولین باری که در مسابقات جهانی شرکت کردم ، مسابقات جوانان جهان در لیتوانی بود که همان سال هم مدال طلا گرفتم . یک ماه بعد برای مسابقات جهانی بزرگسالان بود که انتخاب شدم و آنجا در حقیقت فکر نمی کردم بتوانم مدال طلا بگیرم و رفته بودم که کشتی های خوبی بگیرم ولی شکر خدا با روحیه ای که محمد بنا به من داد ، توانستم در تیم بزرگسالان هم طلا بگیرم.

سال اولی که در مسابقات بزرگسالان شرکت کردید ، حسن رنگرز هنوز کشتی می گرفت؛
بله. آن سال آقای رنگرز در مسابقات انتخابی تیم ملی اول شد و من چون در اردوهای تیم ملی بودم و به مسابقات جهانی جوانان رفته بودم ، نتوانستم در مسابقه انتخابی تیم ملی شرکت کنم اما چون من مدال طلای جوانان جهان را گرفته بودم ، قرار شد که من و حسن رنگرز با هم کشتی بگیریم که رنگرز تصمیم گرفت کشتی نگیرد و در نهایت من به عضویت تیم ملی درآمدم.

قبول دارید که اصرار محمد بنا روی حضور شما یک ریسک بود که حتی ممکن بود آبروی بنا را به خطر بیندازد؛
صددرصد. اصرار آقای بنا بود که من برای تیم ملی کشتی بگیرم. من فکر می کنم دید آقای بنا نسبت به کشتی خیلی باز باشد البته این حرف را نه به خاطر این که من را انتخاب کرد ، می زنم . ناگفته نماند آن موقع آقای حسن بابک ، سرمربی تیم بزرگسالان بود و نظر آقای بابک هم نسبت به من مثبت بود و اتفاق نظر محمد بنا و حسن بابک بود که باعث شد من به عضویت تیم ملی دربیایم . نظر آنها این بود که من این توانایی را دارم که در مسابقات جهانی مقام بیاورم.

سال گذشته برای بار نخست عنوان مدافع مقام قهرمانی را یدک می کشیدید ، در چنین شرایطی چطور در گوانگ ژو طلا گرفتید؛
شرایط سختی بود! سال گذشته به دلیل این که در چند تورنمنت مختلف باخته بودم ، باعث شد که بعضی ها بگویند مدال سوریان شانسی بود و حمید سوریان جرقه ای بود. به طوری که این موضوع به خودم تلقین شد و دوست نداشتم در مسابقات جهانی شرکت کنم اما صحبتهایی که با خانواده داشتم منجر به این شد که در مسابقات شرکت کنم و با کشتی های خوبی که گرفتم ، توانستم دوباره مدال طلا بگیرم.

رابطه شما با حسن بابک (سرمربی سابق تیم ملی کشتی فرنگی) چطور بود؛
فکر می کنم آقای بابک نسبت به من و دیگر کشتی گیرها محبت داشتند و به ما کمک زیادی کردند. جا دارد که صمیمانه از او به خاطر زحماتی که دلسوزانه برای کشتی فرنگی کشیده اند ، تشکر کنم.

به نظر شما ، نگاه فدراسیون پیشین به کشتی فرنگی با دیدگاه فدراسیون فعلی چه تفاوت هایی دارد؛
هدف هر دو فدراسیون ، کمک به کشتی و پیشرفت و اعتلای کشتی بود و هر دو فدراسیون علاقه داشتند کشتی فرنگی نتیجه بگیرد. متاسفانه فدراسیون قبلی به دلایلی نتوانست نتایج خوبی بگیرد ولی فدراسیون فعلی توانسته تا اینجای کار در کشتی فرنگی نتایج قابل توجهی بگیرد. در کل آن چیزی که همیشه اتفاق افتاده ، تلاش جمعی برای پیشرفت و ترقی کشتی فرنگی بوده است. هم اکنون خوشبختانه روند رو به رشدی در حال جریان است که با ادامه این روند ، شاید در سالهای آینده از این هم بهتر نتیجه بگیریم.

وقتی محمد بنا از تیم جدا شد ، چه احساسی داشتید؛
چون من نزدیک 3 سال با ایشان در رده سنی جوانان و بزرگسالان کار کرده بودم ، جدایی ایشان برایم دشوار بود. سال گذشته جای آقای بنا را در کنار خودم خیلی خالی می دیدم ولی خدا را شکر با شرایطی که برای خودم به وجود آوردم ، توانستم با این قضیه کنار بیایم و عنوان خودم را دوباره تکرار کنم.

علت اصلی جدایی محمد بنا از تیم چه بود؛
در خصوص جدایی آقای بنا ، من نباید توضیح بدهم ؛ چون در جایگاهی نیستم که بخواهم درباره سرمربی تیم ملی صحبت کنم. برخی مشکلات وجود داشت که طرفین نتوانستند به همکاری ادامه بدهند. (البته واضح بود که سوریان قصد ندارد در این باره شفاف صحبت کند.)

نظرتان راجع به رضا سیم خواه چیست؛
هر کسی که پست و مقامی در کشتی می گیرد ، خواه مدیر فدراسیون و خواه سرمربی تیم ملی برای هدفی می آید و آن کسب بهترین نتیجه ممکن است. سیم خواه کسی بود که در این یک سال که سرمربی شد ، با تمام وجود کار کرد و زحمت کشید. از زندگی اش زد و توانست شرایط خوبی را برای بچه های تیم در اردو ایجاد کند.

وضع میزبانی باکو چطور بود؛
نسبتا خوب بود البته خیلی کارشان حساب شده نبود چون دور تشک شلوغ بود و تعدادی از افراد متفرقه در سالن مسابقات رفت وآمد می کردند ولی در کل خوب بود ، گرچه شرایط میزبانی باکو از مجارستان پایین تر بود اما از چین بهتر بود.

از این که در داخل هیچ رقیبی نداری ، خوشحالی یا ناراحت؛
قطعا این به صلاح کشتی نیست. همیشه در وزن 55 کیلوگرم قهرمان های خوبی داشتیم و همین رقابت ها باعث مدال گرفتن در این وزن شده است . قبلا حضور نفراتی مثل حسن رنگرز ، حمید بنی تمیم ، جاسم امیری و یاسین بهرامی باعث این می شد که آدم بیشتر زحمت بکشد و نتیجه بهتری بگیرد اما الان مدتی است که این وزن دچار خلاء شده است. یاسین بهرامی و جاسم امیری به وزن بالاتر رفته اند و بنی تمیم و رنگرز کشتی را کنار گذاشته اند. فکر می کنم که کشتی گیرهای نسل جدید بیایند و بزودی جای خالی آنها را پر کنند ، همان طور که من آمدم و در ترکیب تیم جا افتادم. این رقابت سالم است که باعث موفقیت می شود.

چرا حمید بنی تمیم ، کشتی را بی سروصدا کنار گذاشت؛
بیشتر به شرایط سنی اش برمی گشت. او مدت زیادی بود که کشتی می گرفت و فکر می کنم دیگر زمان بازنشستگی اش فرارسیده بود.

پیش نیامده که به کار کشف استعداد بپردازید؛
خیر. فعلا وظیفه من کشتی گرفتن است و زیاد به این موضوع فکر نکرده ام.

ما در کشورمان پایگاه استعدادیابی برای کشتی فرنگی داریم؛
نه ، متاسفانه هنوز چنین پایگاهی نداریم.

خود شما حاضر هستید بعد از این که دوران قهرمانی تان تمام شد ، بروید و به کشتی گیران نوجوان آموزش بدهید؛
صددرصد دوست دارم البته فعلا شرایط سنی من آن طور نیست که بخواهم به مربیگری فکر کنم ولی قطعا موقعی که بخواهم کشتی را کنار بگذارم ، فنون و تجربیاتی که طی این سالها از بزرگترهایم یاد گرفته ام ، به نوجوانان آموزش خواهم داد. هنوز به مربیگری فکر نکرده ام ولی می دانم که کار سخت و دشواری است.

از شما به عنوان تک ستاره کشتی فرنگی ایران نام برده می شود. آیا واقعا کشتی گیر ممتاز دیگری در کشتی فرنگی نداریم؛
فکر نکنم این طور باشد ، چون همیشه می گویند دست بالای دست بسیار است و هیچ وقت نمی شود گفت که فلانی تک ستاره است . موقعی که حسن رنگرز کشتی می گرفت ، به مدت 2 سال فنی ترین کشتی گیر دنیا بود ولی به دلیل آسیب دیدگی نتوانست ادامه بدهد و من جایگزین او شدم . قطعا این روند تکرار خواهد شد و بعد از من هم نفر دیگری خواهد آمد که برای شکست من و تصاحب دوبنده تیم ملی تمرین خواهد کرد.

ما آنقدر پشتوانه و پتانسیل در اختیار داریم که لیگ کشتی فرنگی را برگزار کنیم؛
خیلی زیاد. در تیم ما اگر مهدی محمدی به قرعه اسرائیل نمی خورد ، می توانست عنوان بهتر از چهارمی به خود اختصاص دهد. تیمی که می تواند تا این حد خود را نشان دهد ، قطعا یک پشتوانه ای دارد که به این مرحله می رسد. مربیان ماهها در اردو زحمت می کشند تا ما به آمادگی برسیم و الان با استعدادی که در بین بچه های کشتی فرنگی سراغ داریم ، این شایستگی وجود دارد که لیگ کشتی فرنگی برگزار شود. چون تعداد نفرات خوب زیاد است . اگر لیگ فرنگی برگزار شود قطعا لیگ قشنگی از آب درمی آید که این لیگ مزیت خاص خود را دارد. از جمله این که بچه های کشتی گیر هر هفته باید کشتی بگیرند و به اجبار باید بدنشان را رو فرم نگهدارند. مزیت دیگر این که می تواند از لحاظ مالی به کشتی گیران کمک کند.

فدراسیون چه توجیهی برای برگزار نکردن لیگ کشتی فرنگی دارد؛
البته بحث رسمی در این زمینه مطرح نشده است ولی جسته و گریخته شنیده شده که ادعا می کنند تیمها از کشتی فرنگی استقبال نمی کنند ولی آن چیزی که من در مطبوعات خواندم این بود که یازده تیم برای شرکت در لیگ فرنگی اعلام آمادگی کرده اند. اصولا تیمهای ملی کشتی فرنگی ما در مسابقات جهانی نمی توانستند نتایج خوبی بگیرند و این باعث می شد که علاقه ای به کشتی فرنگی وجود نداشته باشد اما حالا که تیم کشتی فرنگی ما 3 مدال گرفته و چهارم دنیا شده قطعا شرکتها و حامیان مالی رغبت بیشتری برای سرمایه گذاری در کشتی فرنگی خواهند داشت . فکر نکنم از لحاظ برگزاری مسابقات لیگ مشکلی وجود داشته باشد فقط اجرایی شدن این مساله توجه خاص فدراسیون را می طلبد.

اصلا می شود که کشتی فرنگی را با آزاد مقایسه کرد و پیشرفت فرنگی را به رخ کشتی آزاد کشید؛
هیچ وقت چنین چیزی درست نیست. کشتی آزاد ورزشی بوده که همیشه مدال آور بوده است. کشتی آزاد ورزش اول کشور ما به شمار می رود و همیشه درالمپیک های اخیر در کشتی آزاد مدال آور داشته ایم ولی امسال متاسفانه نتوانسته اند نتایج خوب و در خور توجهی کسب کنند. آن چیزی که مشخص است این که در طول این سالها کشتی آزاد از بعد نتیجه گیری نشان داده لیاقت توجه بیشتر را دارد و حالا کشتی فرنگی تلاش کرده تا به کشتی آزاد برسد. پس باید به هر دوی این رشته ها بها داد تا در المپیک به نتایج خوبی برسند.

برای این که قهرمانی هایتان استمرار داشته باشد چه برنامه ای دارید؛
اول باید خودم زحمت بکشم. به هر حال کشتی ورزش بی رکوردی است و هیچ چیز در آن مشخص نیست. ورزشی است که ضریب آسیب دیدگی در آن بالاست . اگر خدا یاری کند و دچار آسیب دیدگی نشوم و مشکلی هم ایجاد نشود سعی می کنم سالهای زیادی بتوانم کارم را ادامه بدهم اما برای ادامه این روند نیازمند یاری فدراسیون کشتی و سازمان ورزش هستم. وقتی توجه بیشتر باشد نتیجه بهتر خواهد بود. تا زمانی که توان داشته باشم روی تشک می آیم.

وقتی چهره شما را می بینم بی اختیار یاد علیرضا دبیر می افتم. کشتی گیری که از 18 - 19 سالگی مطرح شد و بعد از چند مدال غرورآفرین در 26 سالگی مجبور شد کشتی را کنار بگذارد...
ورزش حرفه ای همین است. گاهی اوقات مشکلاتی پیش می آید که ورزشکار نمی تواند در سطح حرفه ای ادامه بدهد و شاید به سرنوشت علیرضا دبیر ، قهرمانی که شاید لیاقتش خیلی بیشتر از اینها بود ، دچار شود.

بابت قهرمانی جهان پاداشی از جانب فدراسیون به شما پرداخت شده است؛
پاداش آنچنانی به من پرداخت نشده است البته فدراسیون کشتی همیشه به من لطف داشته و در حد توانشان کارهایی کرده اند. بابت این قهرمانی اخیر مبلغ مختصری جایزه داده اند ولی توان فدراسیون در همین حد بوده است. فکر کنم وظیفه فدراسیون کشتی نباشد که بیشتر از این جایزه بدهد.

الان کشتی فرنگی به چه چیز بیشتر از همه نیاز دارد؛
توجه. از هر لحاظ که فکرش را بکنید. کشتی فرنگی به توجه بیشتر از اینها نیاز دارد. همیشه دیدگاه ها نسبت به آزاد و فرنگی متفاوت بود ولی الان باید به فرنگی بیشتر بها داده شود. کشتی فرنگی از همه لحاظ باید بیشتر حمایت شود تا بتواند در مسابقات المپیک هم روی سکو قرار بگیرد.

مهمترین دغدغه فکری شما در حال حاضر چیست؛
مسابقات المپیک 2008 البته سطح مسابقات المپیک از لحاظ کیفی با مسابقات جهانی تفاوتی ندارد اما تعداد نفرات شرکت کننده در مقایسه با مسابقات جهانی کمتر می شود و می توان ادعا کرد که با 5 برد می شود قهرمان المپیک شد.

گرچه تعداد نفرات شرکت کننده از چهل و اندی نفر در مسابقات جهانی به بیست و چند نفر در المپیک تقلیل پیدا می کند ولی باید دانست که کشتی گیران حاضر در المپیک نفرات شاخص و زبده تری هستند.

اگر خدا خواست و سال آینده قهرمان المپیک شدید باز هم کشتی را ادامه می دهید؛ این موضوع را برای این می پرسم چون وقتی یک ورزشکار به مدال المپیک که اوج موفقیت یک قهرمان محسوب می شود ، دست پیدا می کند ، دیگر برای ادامه مسیر ورزشی اش انگیزه سابق را ندارد.
قطعا اگر در المپیک موفق شوم کشتی را رها نخواهم کرد. البته زنده کردن انگیزه بعد از کسب مدال المپیک قدری دشوار است ولی وقتی حسین رضازاده را می بینم که دو طلای المپیک و 5 ، 6 مدال طلای جهان را دارد و با این حال خود را برای حضور در المپیک 2008 آماده می کند متوجه می شویم که خیلی از مسائل است که فراتر از آرزوهای شخصی یک ورزشکار است و آن شاد کردن دل یک ملت ورزش دوست است . اگر بدانم که کشتی گرفتن و کسب افتخار توسط من باعث غرور خانواده و خوشحالی مردم کشورم می شود ، سالها در صحنه های جهانی حاضر خواهم بود.



محمد طاهری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها