اخلاق گرایی از نوع شکرانه

: ساخت یک اثر مناسبتی ، برای مخاطب هوشمند این سالها به اندازه کافی سخت هست چه برسد به این که گروهی بخواهند نوآوری کنند و آن اثر مناسبتی را در یک کشور دیگر جلوی دوربین ببرند.
کد خبر: ۱۴۸۲۷۴

«شکرانه» با چنین دیدگاهی ساخته شده است . یعنی گروه سازنده تلاش کرده نوآوری کند و با همه مشکلات پیش رو که کمبود زمان مناسب ، یکی از آنها بوده ، خواسته اند کار متفاوتی را ارائه کنند. سعید سلطانی به مدد آثار پیشینش یکی از گزینه های مناسب برای این مصاف بوده است . او به هر حال کارگردان امتحان پس داده ای است و در کارنامه اش آثار متفاوت و قابل قبولی نیز دیده می شود. مشکل اصلی سریال شکرانه به نوع شخصیت پردازی داستان و قطع مدام از تاجیکستان به ایران و البته گویش بازیگران تاجیکی این سریال بر می گردد ، چه اگر سلطانی بر روی این 3 محور بیشتر تمرکز می کرد ، می توانست کار به مراتب جذابتری را پدید آورد اما شکرانه ، نه به خاطر آنچه که آمد بلکه به دلیل این که اولین اثر داستانی مناسبتی در یک کشور با آرایه های مشترک محسوب می شود ، به شدت قابل اعتناست . خصوصا وقتی که بدانیم سازندگان این سریال از جذابیت های ظاهری و سطحی که استثنائا این سریال می توانست از آن به شدت بهره مند باشد پرهیز کرده اند. اگرچه این موضوع بین مخاطب ساده پسند با کار فاصله ایجاد می کند و باعث می شود خیلی راحت با کار ارتباط برقرار نکند، اما این اخلاق گرایی افراطی سازندگان شکرانه اگر چه اثر را مرتبتی دیگر بخشیده ، اما به هر رو باعث شده توقعات مخاطبی که پیگیر ماجراهای این سریال است ، برآورده نشود.
همچنین «دیالوگ های» این سریال نقطه مناقشه دیگر این اثر است . هر چند که نویسنده ، کارگردان و بازیگران تلاش کرده اند یک هماهنگی بین گویش های مختلف دیده شود اما این تلاش در ادامه و با بسط داستان آنچنان که باید یکدست ادامه پیدا نمی کند. هر چند می توان این گونه نتیجه گیری کرد که عوامل تولید برای اولین بار با این مساله روبه رو شده اند و تلاش کرده اند به واقعی ترین شکل ممکن آن را حل کنند. بنابراین ، این مشکل را نه با زیرنویس و نه احیانا دوبله حل کرده `اند. آنها تلاش کرده اند با پیدا کردن معادل هایی در زبان برای هر دو طرف تاجیکی و ایرانی که قابل فهم بودن ویژگی عمده آن است ، کار را به سامان برسانند و از آنجا که برای اولین بار این «موانست فرهنگی» در این طیف صورت گرفته طبیعی است که ریختگی هایی هم در کار دیده شود. «شکرانه» حکایت دوردستی را روایت نمی کند. سریال ، راوی عزم جوانی برای ادای حقی است که به نوعی بر گردن او گذاشته شده است و با موقعیتی که پیش می آید مجبور می شود با وجود همه حرفها و طعن ها این «دین» را ادا کند بنابراین راهی سفری می شود که انتهایش ناپیداست . اگرچه که شکرانه از برآیند آدمها و حوادث مختلف در دو جغرافیای مختلف شکل می گیرد و به پیش می رود اما انگار در روایت می توانست بسیار شکیل تر از آنچه دیدیم به چشم آید. منصور سهراب پور ، تهیه کننده جوان و موفقی که سریال «وفا» را از او دیده ایم که بخشی از آن سریال هم در یک کشور خارجی می گذشت ، نشان داده که تلاش می کند راههای سخت و نرفته را بیازماید. شکرانه اگرچه در یک نگاه مقایسه گر با المان های مخاطب پسند چندان میانه ای ندارد اما یقینا جزو آن دست از کارهایی است که تجربه ساخت آن می تواند به یاری آثاری بیاید که پس از این در کشوری مثل تاجیکستان ساخته می شود. جدای از این استفاده از بازیگرانی که به لحاظ نوع بازیگری تا حدودی با نوع بازیگران ما متفاوت هستند هم می تواند یک تجربه محسوب شود.
«شکرانه» با همه قوت و ضعف هایش یک اثر قابل تامل برای شبکه استانی تهران است که خواسته گامی فراتر از کارهای همیشگی بردارد. «شکرانه» این روزها از تلویزیون تاجیکستان پخش می شود و این طور که شنیده می شود حسابی توانسته مخاطبان تاجیکی را پای تلویزیون میخکوب کند.

مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها