جدال لفظی یا چالش منطقی

از عمر برنامه کوله پشتی 4 - 3 سالی می گذرد. با نگاهی به پرونده این برنامه در این چند سال متوجه می شویم که سازندگان آن تلاش کرده اند ساختار برنامه را با شرایط زمانی هماهنگ کنند و حرکتی رو به آینده داشته باشند.
کد خبر: ۱۴۰۵۲۵

سری اول کوله پشتی بیشتر شبیه برنامه ای مخصوص نوجوانان بود که این گروه سنی را هدف قرار داده بود. از همان سری اول «فرزاد حسنی» به عنوان مجری کوله پشتی معرفی شد و همچنان در این سمت ماند.
حسنی از همان ابتدای ورودش به کوله پشتی ، واکنش های مختلفی را برانگیخت ، واکنش هایی که تا امروز نیز ادامه دارد. گروهی او را مجری موفقی می دانند چون معتقدند او می تواند براحتی با مخاطب ارتباط برقرار کند و آنها را به طرفداران تلویزیون تبدیل کند و گروهی نوع بیان و رفتار او را در «رسانه ملی» زننده و غیرقابل توجیه می دانند و همیشه این پرسش را مطرح می کنند که فرزاد حسنی با این رفتار سبک سرانه چگونه تواسته در تلویزیون دوام بیاورد؛
در سالهای اخیر فرزاد حسنی و چند مجری جوان دیگر از جمله رضا رشیدپور (در برنامه های غالبا فرهنگی) و وحید جلیلوند (در برنامه های مذهبی و مناسبتی ) در تلویزیون موجی از نوگرایی را ایجاد کرده اند.
حسنی ، اکنون به عنوان یک مجری که از چارچوب های سنتی رسانه عبور کرده و «لحن خودمانی» را به تلویزیون آورده است ، شناخته می شود، مسلما «لحن خودمانی» به مذاق ما که به «زبان رسمی» رسانه عادت داریم ، خوش نمی آید. حسنی بدون در نظر گرفتن شان و مرتبه طرف مقابل (مهمان برنامه) از این نوع بیان استفاده می کند و بیراه نیست اگر بگوییم او کم کم دارد مخاطبان را با سیستم اجرای خود عادت می دهد. هر گاه او را در برنامه ای می بینیم منتظر سبک ویژه اجرای او نیز هستیم ، بنابراین می پذیریم که «رسانه»به او اجازه عبور از چارچوب ها را داده است و خواهان نوع اجرای او در برخی از برنامه هاست.
کوله پشتی در گذر زمان و در سری چهارم خود تبدیل به یک برنامه «گفتگو محور» برای مخاطب بزرگسال با موضوع مسائل اجتماعی شده است. از طرفی دیگر در تلویزیون کشور ما و چند شبکه ای که در حال فعالیت هستند یک برنامه در رقابت با دیگر برنامه های هم شکل خود یا ارتقائ پیدا می کند و یا شکست را می پذیرد.
اکنون «فرزاد حسنی » و «کوله پشتی» رقیبی به نام «شب شیشه ای » و «رضا رشیدپور» دارند. این در حالی است که چندی پیش شب شیشه ای به عنوان پرمخاطب ترین برنامه گفتگو محور معرفی شد و اکنون کوله پشتی با محور قرار دادن موضوعات اجتماعی و طرح آسیبهای جامعه می تواند دامنه تاثیرگذاری برمخاطب را افزایش دهد و به تعداد بینندگان خود بیفزاید.
نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که «رسانه ها» در تمام دنیا از ضوابط ویژه ای تبعیت می کنند. این چارچوب های تعریف شده در اکثر اوقات عدم اعتماد مردم به رسانه را در پی دارند اما از آنجا که رادیو تلویزیون در کشور ما به عنوان «رسانه ملی» فعالیت می کند لازم است «اعتماد»مخاطب را بیشتر جلب کند و به مردم ثابت کند به همان میزانی که از دولت به عنوان حاکمان جامعه طرفداری می کند، خواسته های مردم نیز برایش اهمیت دارد و رسانه ملی می کوشد، مطالبات مردم را نیز به به گوش دولتمردان برساند.
با نگاهی به برنامه هایی چون «تریبون آزاد» (اخبار 20.30شبکه)2، عبور شیشه ای ، آن سوی خبر، تهران 20و کوله پشتی به این نکته پی می بریم که رسانه پرطرفدار تلویزیون در یکی ، دو سال اخیر در پی «فضای باز»ی است که در آن میکروفن رسانه در اختیار مردم قرار گیرد و آنها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم مطالبات خود را بازگو کنند.
این «فضای باز» که در اعتمادسازی مخاطب نسبت به رسانه تاثیر بسزایی دارد گاهی در یک برنامه خبری و رودررو با مردم شکل می گیرد و گاهی نیز در یک برنامه گفتگو محور که در یک طرف مسوول قرار دارد و در طرف دیگر «مجری»، به عنوان نماینده مردم خواسته ها و مشکلات آنها را طرح و بررسی می کند.
در دوشب گذشته برنامه کوله پشتی این «فضای باز مردمی» را ایجاد کرد. در حالی که «سردار رادان »به عنوان مهمان «کوله پشتی» از عملکرد نیروی انتظامی در طرح امنیت اجتماعی سخن می گفت ، فرزاد حسنی به عنوان مجری شروع به بازگو کردن مسائلی کرد که تاکنون در تلویزیون به ندرت طرح شده است.
حسنی از برخورد نیروی انتظامی با «عموم مردم» سخن گفت و از ادبیات برخی از نیروها گلایه کرد. او از مردمی گفت که به عنوان شهروند دارای حقوقی هستند که گاهی نادیده گرفته می شود.
در یکی ، دو روز اخیر اکثر کسانی که کوله پشتی شنبه شب را دیده اند از این برنامه و موضعگیری حسنی سخن می گویند، حتی بخشهایی از بدنه رسانه ملی مانند رادیو گفتگو به نقد و بررسی کوله پشتی پرداخته است.
برخی مخاطبان بشدت از فرزاد حسنی انتقاد کرده و او را متهم به «حرمت شکنی » می کنند و گروهی هم معتقدند او از تریبونی که در اختیار دارد برای بیان برخی نارسائی ها استفاده می کند.
عبور از خط قرمزها در «رسانه» تا جایی که به امنیت اجتماعی و روانی افراد جامعه آسیب نرساند باعث ارتقائ «رسانه» و «اعتمادسازی» که «اصل» پیشرفت یک رسانه است ، می شود.
مجریان ما در این حد و اندازه باید قدر امکان و فرصتی را که در اختیار آنان قرار گرفته ، بدانند و مراقب باشند در دام احساسات زودگذر و ادبیاتی که گاهی دور از شان دو طرف تلقی می شود، نیفتند وگرنه همه (مردم و مسوولان صدا و سیما) از چالش منطقی و اصولی (نه جدال لفظی)همواره استقبال کرده و می کنند.
تلویزیون با شفاف سازی روابط مردم و مسوولان و طرح احترام متقابل به مخاطبان خود نشان داد در حد مقدورات یک رسانه می کوشد تبدیل به «تریبون مردم» شود.


طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها