دکتر موسی غنی نژاد، کارشناس اقتصادی در گفتگو با خبرنگار ما عملکرد دولت در اجرای اصل 44را به رنگ خاکستری تشبیه می کند که مخلوطی از موفقیت و ناکامی است.
وی می گوید: برخی عملیات موفق نظیر عرضه سهام ایرالکو، تدوین لایحه جامع خصوصی سازی ، رایزنی های گسترده با مجلس و آغاز تغییرات در بورس اوراق بهادار را می توان از جمله تلاش های موفق دولت در تحقق اصل 44ارزیابی کرد.
وی افزود: همچنین تصمیمی که برای ورود سرمایه گذاران خارجی در خرید سهام بانکهای ایرانی و زدن شعبه در ایران در 17اردیبهشت امسال اتخاذ شده از دیگر اقدامات امیدبخش در این باره بوده است.
وی اظهار می کند: با این حال پیشروی امور اصل 44در دولت کند است و توجه لازم به آن نمی شود. حتی همان لایحه ای که به مجلس رفته تحرکی ندارد و معلوم نیست چه مراحلی را می گذراند.
حجم دولت به خاطر استفاده بیشتر از ذخایر ارزی بزرگتر شده و بودجه اختصاص یافته به شرکتهای دولتی در تناقض آشکار با اهداف اصل 44یعنی کوچک شدن حجم دولت است.
وی می افزاید: ما نیز قبول داریم که برای اجرای کامل اصل 44نیاز به زمان و فراهم شدن زیرساخت های قانونی و حقوقی است ، اما پرسش اینجاست که اگر این زیرساخت ها فراهم نیست ، چرا دولت اقدام به واگذاری بدون برنامه سهام عدالت یا برخی واگذاری های بزرگ دیگر کرده است و اگر فراهم است ، چرا اقدام به واگذاری منظم و برنامه ریزی شده سهام نمی کند.
وی تصریح می کند: شما باید اول تکلیف لایحه قانونی در مجلس را مشخص کنید و به نظر من این الان در اولویت است. چرا در روزهای پایانی عمر مجلس هشتم توجهی به این لایحه نمی شود؛ اگر این لایحه به مجلس بعدی موکول شود ما 2سال زمان دیگر را از دست داده ایم و دیگر امیدی به اجرای صحیح اصل 44باقی نمی ماند.
غنی نژاد می گوید: همچنین ما هیچ گزارشی از آغاز اقدامات اصلاحی در ساختار شرکت های زیان ده دولتی نداریم و چون این شرکتها بخش بزرگی از دارایی های دولت را تشکیل می دهند، باید گفت بخش بزرگی از اصل 44معطل است.
قطار کند در حال راه افتادن است
اما رضا عبداللهی ، رئیس کمیسیون برنامه ، بودجه و محاسبات مجلس عملکرد یک سال گذشته درباره اجرای اصل 44را به قطاری تشبیه می کند که هرچند به کندی ، اما در حال راه افتادن است.
وی می گوید: در این که دولت تلاشهای خوبی را در زمینه اجرای اصل 44انجام داده ، شک نداریم.
وی می افزاید: تلاش بر این بوده که موانع حقوقی و قانونی در آغاز کار رفع شود و مجلس در نشستهای مشورتی بر این مساله تاکید داشت ، اما دولت می گفت سعی دارد با امکانات و مجوزهای موجود کار را پیش ببرد.
وی خاطرنشان می کند: با این حال دولت برنامه ریزی کامل و جامعی برای واگذاری سهام نداشت. در واقع هدف گذاری اصلی دولت در واگذاری سهام ، سهام عدالت گذاشته شد که به نظر بنده پراشکال است.
وی می افزاید: هدف اصلی از اصل 44ورود سرمایه های بخش خصوصی به اقتصاد کشور است و خروج دولت از فرآیند دخالت و مالکیت.
در این چارچوب سهام عدالت به عنوان یک عامل متوازن کننده عدالت اجتماعی مطرح است و نه بیشتر. اما می بینیم این عامل به همه چیز واگذاری های سهام تبدیل شده و جلوی سایر واگذاری ها را گرفته است.
وی اظهار می کند: ما در چارچوب اصل 44باید سرمایه و سرمایه گذار جذب کنیم ، اما تاکنون فقط افراد جدید بر سر سفره نشانده ایم و سفره انداز جذب نکرده ایم که امور کشور را بگرداند و پول بیاورد و اشتغال ایجاد کند.
با این حال همین حرکتها نیز می تواند شروعی باشد برای دیگر واگذاری های بزرگتر که امیدوارم هر چه جلوتر می رویم ، شدت یابد.
شبکه مدیران ، مانع اصلی انداز
سوی دیگر، کمال دانشیار، رئیس کمیسیون انرژی مجلس به مساله جالبی اشاره کرده و مدیران میانی و لایه دوم را به عنوان یکی از اصلی ترین موانع خصوصی سازی می داند. وی به خبرنگار ما می گوید: فرهنگ جدیدی که رهبر معظم انقلاب برای دولت و مدیریت در قالب اصل 44ابلاغ کردند، هنوز در لایه های مدیریتی پذیرفته نشده است.
وی می افزاید: در این فرهنگ ، دولت باید کوچک و پربهره و ناظر شود و مدیریت هزینه به مدیریت درآمد تغییر یابد. یعنی مدیر بدون دسترسی به منابع تضمین شده درآمدی به فکر درآمدزایی باشد. این موضوع مدیران ما را توانمند می کند.
وی اظهار می کند: با اجرای اصل 44دولت از اجرا خارج و به ناظر و برنامه ریز کلان تبدیل می شود؛ اما این مورد پذیرش بسیاری از اعضای شبکه مدیران دولتی بویژه در لایه های پایین نیست و آنها در پیشبرد جزییات کار که اتفاقا بسیار مهم است ، مقاومت می کنند و کندی به خرج می دهند.
وی می افزاید: دولت نمی تواند با همه این مدیران مبارزه کند؛ چرا که هر مدیر حامیان دیگری دارد و سرانجام تغییر و جابه جایی آن هزینه هایی دارد.
به نظر من این مانع بزرگ اجرای اصل 44است و کندی کار از اینجا ناشی می شود.
وی تصریح می کند: دولت در یکسال گذشته کارهایی کرده است که هدف آن خوب بوده ، اما جهت آن از سوی مدیران پایینی تغییر داده شده است ؛ بنابراین اگر دولت می خواهد کار سرعت بگیرد باید این شبکه را به نوعی اصلاح کرده و فرهنگ مدیریت جدید در دولت جدید را به آنان آموزش دهد.