گفت‌وگو با «یو هویی»، بازیگر اصلی درام تاریخی «سه برادر»

هیچ چیز را نباید ساده گرفت

title
تولید درام‌های تاریخی باشکوه از دیرباز یکی از علاقه‌های هر دو صنعت سینما و تلویزیون بوده است. این علاقه تا آنجا شدت دارد که حتی کشوری مثل کره‌جنوبی که یک تاریخ غنی کهنسال ندارد با ساخت مجموعه‌های متنوع تاریخی به‌دنبال خلق تاریخی بزرگ برای خود است.
کد خبر: ۱۳۸۵۸۵۳
نویسنده کیکاوس زیاری - گروه رسانه

هنرمندان تلویزیونی چین هم نسبت به این ژانر پرطرفدار بی‌تفاوت نیستند و هر چند وقت یک‌بار سراغ گوشه‌ای از تاریخ کهن و پرفرازونشیب خود رفته و اثری پرخرج و تماشایی را برای بینندگان داخلی و بین‌المللی آماده می‌کنند. «سه برادر» یکی از این نمونه‌هاست که پخش آن از مدتی قبل از شبکه تماشا آغاز شده است.

این درام پرتنش تاریخی با نام اصلی «سه پادشاهی» در سال ۲۰۱۰ روی آنتن تلویزیون چین رفت و خیلی زود لقب یکی از پربیننده‌ترین مجموعه‌های سال این رسانه را گرفت.

جذابیت سه برادر و ساخت و پرداخت دقیق و قابل توجه آن، خیلی زود باعث شد شبکه‌های تلویزیونی بسیاری از کشورهای همسایه دور و نزدیک هم آن‌را برای پخش خریداری کنند.

این درام دوره‌ای براساس ماجراهای سلسله «هان» است و فیلمنامه‌اش با نگاهی به درام تاریخی قرن چهاردهمی «رومانس سه پادشاهی» و بقیه روایت‌های تاریخی مردمی از آن دوران نوشته شده است.

گائو ژی ژی، کارگردان مجموعه بعد از تولید و پخش آن، کتابی با همکاری همسرش به چاپ رساند و تمام مراحل تولید فیلم را با بینندگان مجموعه به اشتراک گذاشت.

از این کتاب به‌عنوان یکی از مستندات جذاب و قابل ارجاع علاقه‌مندان و دانشجویان رشته‌های تصویری برای آشنایی با چگونگی تولید اثری پرهزینه اسم می‌برند.

«یو هویی»، بازیگر اصلی مجموعه در نقش یکی از سه سلحشوری بازی می‌کند که همراه دوستانش پیمان برادری بسته تا آرامش و عدالت را در جامعه پرآشوب اواخر حکمرانی سلسله هان برقرار کند. متن حاضر ترجمه از مصاحبه این بازیگر با «چاینا نیوز» است.

طی مدت کوتاهی به یکی از موفق‌ترین بازیگران روز تبدیل شده‌اید. این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نسل ما تلاش زیادی برای خلق یک دنیای بهتر کرده است. امیدوارم من هم بتوانم به بهترین نحو بکوشم تا خدمات بیشتری برای کشورم و مردمم انجام دهم. ایده‌آلم این است که بتوانم در رابطه با وظایف فرهنگی کشور، سهمی داشته باشم و کاری انجام دهم.

دوران کودکی بسیار سختی داشتید؟

بله. زمانی که بچه بودم، پدرم درگذشت و مادرم باید به‌تنهایی ۹ فرزند را بزرگ می‌کرد. دوران بسیار سختی بود و با وجود این، تلاش زیادی کردم تا به تحصیل ادامه دهم. می‌دانستم باید تلاش کنم تا آینده‌ای بهتر برای خود بسازم. دوران نوجوانی پرشروشوری داشتم و البته کمی هم تنبل بودم. در دوره دبیرستان نگران و مردد بودم که می‌خواهم در آینده چه‌کار کنم. ورود گروه هنری درام به مدرسه مرا نجات داد و احساس کردم علاقه‌مند بازیگری هستم. از آنجا که خجالتی بودم و کم‌حرف، فکر نمی‌کردم در این زمینه موفقیتی به‌دست بیاورم. می‌دانستم فقط با آموختن بهتر این حرفه است که می‌توانم کاری در تئاتر و بقیه هنرهای نمایشی پیدا کنم. برای همین راهی آکادمی تئاتر شانگهای شدم. از آنجا که از منطقه ما کسی وارد آکادمی نشده بود، احساس خوشحالی و خشنودی می‌کردم و خودم را آدم خوش‌شانسی می‌دیدم. برای حضور در آکادمی باید سفری ۲۹ساعته از خانه تا مقصد می‌کردید. کار راحت و ساده‌ای نبود.فاصله خانه تا شانگهای بسیار زیاد بود و در این شهر غریب بودم. در سال اول حضور سختی‌های زیادی کشیدم. آب و هوا با مزاجم سازگار نبود و به غذا فرهنگ منطقه و زبان آن عادت و آشنایی نداشتم. سر کلاس‌های درس هم آدم‌هایی از نقاط مختلف کشور با روحیاتی کاملا متفاوت بودند. به اینها انتقادهای استاد از جواب‌های غلط را هم اضافه کنید که باعث شک در وجودتان می‌شود که آیا به مکان درستی آمده اید یا نه؟

چگونه بر این مسأله غلبه کردید؟

با کار و تلاش بسیار زیاد. وقتی تردید را کنار گذاشتم، توانستم اعتماد به نفس لازم را پیدا کنم و می‌دیدم که حالا چقدر به یادگیری فن بازیگری علاقه دارم و از آن لذت می‌برم. در همین کلاس‌ها بود که خجالت و ترس را کنار گذاشتم. استادان بسیار خوبی داشتیم. احساسم این است که آن چهار سال حضور در آکادمی، سال‌هایی مهم و سرنوشت‌ساز برایم بوده. یاد گرفتم چگونه درست بازی کنم و برای هر نقشی چه حس و حالی داشته باشم.

برای جوانان امروزی چه نصیحتی دارید؟

هیچ‌وقت بازیگری حرفه‌ای نمی‌شوید، مگر این‌که همه‌چیز را قدم به قدم آغاز کرده و به جلو بروید. شاگردان من این روزها هیچ احساس نمی‌کنند که باید در مدرسه به اعتماد به نفس برسند اما به عنوان یک دانش‌آموز باز هم تکرار می‌کنم که همه چیز باید درست و از پایه نخست آغاز شود. بنیان کار باید صحیح باشد. اگر شما در کالج یا زمانی که دانشجو هستید به آن اعتماد به نفس لازم نرسید، آن اطمینان و اعتماد‌به نفسی که در جامعه پیدا می‌کنید، متزلزل و ناپایدار خواهد بود.

حضور جلوی دوربین هم برای‌تان یک جور حضور در کلاس درس بوده است؟

بله. من هنوز هم خودم را شاگرد می‌دانم و آماده یادگیری چیزهای تازه هستم. همکاری با تعدادی از فیلمسازان بزرگ درس‌های زیادی به من آموخت. این نکته کمک کرد تا در ژانرهای مختلف در سینما و تلویزیون کار کنم و شخصیت‌های متعدد و متنوعی را بازی کنم. به عنوان مثال، تاکنون چند نسخه سینمایی و تلویزیونی از سه برادر تولید شده و خوشحالم که بسیاری از تماشاگران، بازی مرا در نقش محوله پسندیده و می‌گویند در بین تمام نسخه‌های مختلف سه برادر بازی من بهترین بوده است.

بعد از حضور در پروژه‌های مختلف، حالا کار برای‌تان راحت‌تر شده است؟

به‌عنوان یک بازیگر همیشه اعتقاد داشته‌ام که در همه‌حال، هیچ چیز را نباید ساده گرفت و ساده برگزار کرد. ساده گرفتن کار بعد از این‌که به بازیگری حرفه‌ای تبدیل شدید، خطرناک‌ترین چیز است. وقتی چنین تفکری داشته باشید، دیگر اجرای بهتر نقش چیزی غیرضروری می‌شود. برای همین، خیلی وقت‌ها خودم از بازی‌ام احساس رضایت و خشنودی نمی‌کنم و باورم این است که انگار دارم یک بازی کلیشه‌ای ارائه می‌دهم. همین باعث می‌شود به راه‌ها و شیوه‌های دیگری فکر کنم که به کمک آنها می‌توانم بازی متفاوتی ارائه دهم. اینجا باید اعترافی بکنم. به باور من بازیگری فقط یک کار سخت نیست، حرفه‌ای با ریسک‌ها و خطرات بسیار بالاست.

بسیار پرکار هستید. این پرکاری و حضور مداوم جلوی دوربین چه حسی دارد؟

نه تنها در طول سال وقت کمی برای استراحت دارم، بلکه مدت زمان کوتاهی را نزد خانواده هستم. پرکاری تنها کار سخت فیزیکی و خسته شدن نیست. از نظر روحی و روانی هم خسته می‌شوید. باید بگویم سر صحنه فیلمبرداری مشکلات زیادی در اجرا وجود دارد که باید بر آنها غلبه کنید. آنچه باعث می‌شود تا کار ادامه یابد، عشق به کار و حرفه بازیگری است.

یک مرد با هزاران چهره

یو هویی درباره حسش از لقب «یک مرد با هزاران چهره» که بسیاری از منتقدان به او داده‌اند، می‌گوید: هم آنها و هم تماشاگران نسبت به من لطف دارند. برای من نکته مهم این است که نقش خودم را درست و منطقی بازی و تصویری صادقانه از شخصیت مورد نظر خلق کنم. اگر از خودم بپرسید، احساس می‌کنم بعضی نقش‌ها را باید دوباره بازی کنم و تغییراتی در آنها بدهم. در شکل فعلی‌شان، کمی از آنها ناراضی هستم. یک بازیگر زمانی از بازی‌اش لذت می‌برد که توانسته باشد تمام احساسات انسانی را در نقش‌هایش تجربه کرده باشد. اگر این چنین نباشد، او هنوز باید یاد بگیرد. با آموزش‌های تازه، خودم را غنی‌تر می‌کنم و این موضوع ظرفیت‌هایم را گسترش می‌دهد.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها