
این مینی سریال هشت اپیزودی با نگاهی به داستان نول پرخواننده و معروفی به همین نام، نوشته ویلیام لندی ساخته شده است. شهرت و محبوبیت نول میان منتقدان ادبی و اهالی کتابخوان آنقدر زیاد بود که قاب کوچک تصمیم به تولید مجموعهای افشاگرانه و پرتنش از آن گرفت. مورتون تیلدوم، فیلمساز غیرمتعارف اروپایی برای کارگردانی دفاع از جیکوب انتخاب شد و کار او تحسین فراوان منتقدان هنری و دوستداران جدی آثار سنگین و غیرمتعارف را به همراه داشت.
خط داستانی مجموعه، بسیار کوتاه و فشرده است و در یک جمله خلاصه میشود: زمانی که جسدی در نزدیکی خانه خانواده باربر پیدا میشود، فرزند نوجوان آنها جیکوب متهم به قتل میشود. بقیه ماجرا اختصاص به درگیری والدین جیکوب (اندرو و لوری باربر) با این ماجرا دارد و این که آیا واقعا پسر ۱۴ساله آنها مرتکب این قتل شده است یا نه. هیجان ماجرا زمانی افزایش پیدا میکند که شغل پدر (با بازی کریس ایوانز) دستیار قضایی شهر است که مدام با پروندههای دادگاهی و حقوقی سروکار دارد و باید با موضوعاتی شبیه ماجرایی که برای خودش اتفاق افتاده سروکله بزند و از عدالت دفاع کند. داستان مجموعه این پرسش مهم و اخلاقی را مطرح میکند که آیا او در رابطه با پرونده فرزند خودش هم همین کار را میکند یا نه. دفاع از جیکوب که ابتدا خانواده باربر را خانوادهای ثروتمند و خوشبخت معرفی کرده بود که به دنبال برآورده کردن رویای آمریکایی یک زندگی مجلل و راحت هستند، بهتدریج پرده را کنار زده و واقعیتهای پنهان و پشت پرده چنین زندگیهایی را به نمایش میگذارد.
ویلیام لندی، نویسنده نول دفاع از جیکوب، قبل از ورود به دنیای ادبیات، در رشته حقوق فعال بود و به عنوان دستیار قضایی شهر بوستون کار کرده بود. او تجربیات دادگاهی خود را به رشته تحریر درآورد و خیلی زود به عنوان نویسندهای موفق و معروف شناخته شد. او در گفتوگویی بیان کرد: «دو کتاب اولم به عنوان درامهای جنایی شناخته و معرفی شدند. مشکلی با این نوع اسمگذاری ندارم. اما واقعیت این است در دفاع از جیکوب میخواستم به جلو حرکت و چیزهای بیشتری بیان کنم. این نول اگرچه درامی جنایی است، اما بیشتر درامی خانوادگی به حساب میآید. به من این ایراد گرفته میشود که نولهایم بازگوکننده پروندههای جنایی هستند که در عالم واقعیت رخ دادهاند و من در حال بازگو کردن مستندوار آنها هستم. اینطور نیست. در دفاع از جیکوب، الهام زیادی از واقعیتها گرفتهام، اما پرونده اصلی چیزی بود که فقط میتوانست مخاطب اهل بوستون را راضی و خشنود کند. برای جذابتر شدن ماجرا، یکسری چیزهای خیالی به این پرونده اضافه کردم تا عموم خوانندگان نول بتوانند با آن همراهی و همذاتپنداری کنند. بعد از نوشتن نول، پایانی جز آنکه اکنون مردم آنرا میخوانند در نظر داشتم. در این پایان یک مکالمه بسیار طولانی در این باب وجود داشت که احساس کردم خواننده را خسته خواهد کرد و حوصلهاش را سرخواهد برد.»
برخورد منتقدان با مجموعه بسیار خوب و گرم بود و منتقد واشنگتن پست از آن به عنوان درامی جدی و سرشار از تعلیق اسم برد که به موضوعات بسیار مهمی به نام خانواده و دروغ میپردازد. داستان مجموعه در دو قسمت پایانی با چرخشی ناگهانی، تماشاچی را در بهت فرو برده و پرسشهای تازهای را مطرح میکند. این پرسشها، بیننده را در شک و تردید فرو برده و او را نسبت به هرآنچه تا اینجا اتفاق افتاده مشکوک میکند.
بزرگترین پیچش داستانی جایی است که دروغی بزرگ برملا میشود. پدر خانواده که سالها به عنوان نماد قانون شناخته شده، حالا آلت قتاله را دور میاندازد تا از پسر متهم خود دفاع و حمایت کند و افشا شدن حقیقت در پایان ماجرا و تلاش برای مخفی نگه داشتن آن، کل خانواده را در معرض این پرسش جدی قرار میدهد که آیا حاضرند تا پایان عمر با عواقب این دروغ کنار بیایند یا نه. پدر و مادر جیکوب که همیشه دم از شرافت و حفظ ارزشهای خانوادگی میزنند، حالا چهرهای از خود برای تماشاچی به نمایش میگذارند که انگار برای ادامه زندگی دست از تمام ارزشهای خانوادگی برداشتهاند. صحبتهایی در جریان است که فصل دوم دفاع از جیکوب هم قرار است در دستور تولید قرار گیرد.
منبع: روزنامه جام جم