ظهور و سقوط یک شخصیت

«همه مردان شاه» (استیون زیلیان - 2006) دومین اقتباسی است که از رمان درخشان رابرت پن وارن اقتباس شده است.
کد خبر: ۱۳۷۶۱۷

پن وارن یک ماجرای واقعی را مبنای رمان خود قرار داد: زندگی یکی از سیاستمداران عوامگرای ایالات متحده به نام هیویی پیرس لانگ که در سالهای پایانی دهه 1920 فرماندار ایالت لوئیزیانا بود و با تبلیغات و موضعگیری های عوامفریبانه و رادیکال خود، محبوبیت زیادی کسب کرد تا این که به مقام سناتوری و سپس فرمانداری این ایالت رسید.
لانگ در این دوران حتی به مقابله با فرانکلین روزولت ، رئیس جمهور وقت امریکا رفت و با شعارهای عدالتخواهانه و وعده توزیع برابر ثروت و مبارزه با فقر، همچنان به افزایش محبوبیت خود در میان توده مردم ادامه داد. او در زمینه بهداشت ، راه سازی و آموزش و پرورش ، کارهای مهمی انجام داد و فعالیت های او با توجه به سالهای بحران اقتصادی که دوران حضور هیویی لانگ بود، بیشتر به چشم می آمد. تا حدی که عده ای احتمال می دادند در انتخابات ریاست جمهوری امریکا شرکت کند و روزولت را شکست دهد. اما خشم سرمایه داران محلی و گرایش های خودمحورانه او، باعث باز شدن پای او به دادگاه شد تا این که در 10 سپتامبر 1935 با شلیک یک گلوله ترور شد.
رمان درخشان رابرت پن وارن که در سال 1946 نوشته شده و این ماجرای واقعی را دستمایه روایت خود قرار داده بود، به اندازه ای موفق بود که جایزه معتبر پولیتزر را دریافت کرد و منبع اقتباس 2 فیلم قرار گرفت.
فیلم اول را رابرت راسن (کارگردان آثاری مثل بیلیاردباز، جسم و روح ، لیلیت و...) در سال 1954 ساخت و 3 جایزه اسکار بهترین فیلم ، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر مکمل زن را دریافت کرد و در مقایسه با فیلم زیلیان اقتباس وفادارتری در مقایسه با رمان به نظر می رسد. در این فیلم ، مثلا تاکید زیادی روی روابط خانوادگی شخصیت اصلی اثر می شود که در رمان هم همین گونه بوده است.
ضمن این که این فیلم در دورانی ساخته شد که موجی از فیلمهای انتقادی - اجتماعی به راه افتاده بود که دست به انتقاد از مناسبات حاکم بر جامعه امریکای پس از جنگ می زدند و به این ترتیب دوران ساخت این فیلم نیز نه به لحاظ اقتصادی که بیشتر به لحاظ سیاسی به دورانی که رمان در آن اتفاق می افتد، نزدیک تر بود.
اما در اقتباس استیون زیلیان از این اثر که به فاصله 52 سال از فیلم رابرت راسن انجام شده و همان فیلمی است که از تلویزیون پخش شد، برخلاف رمان پن وارن و فیلم رابرت راسن ، وقایع داستان در سالهای دهه 50 اتفاق می افتد و نام شخصیت اصلی که شان پن بازی اش می کند، ویلی استارک است. زیلیان در واقع تاکید و تمرکزی روی آن مقطع تاریخی خاص نداشته و به این ترتیب با این که فیلم با نشانه های فراوانی که دارد، به آن دوره ارجاع می کند؛ اما در نهایت داستانی است درباره جاه طلبی و ظهور و سقوط یک شخصیت سیاسی به طور کلی و نه شخصیتی شناخته شده و واقعی.
ضمن این که می توانیم با توجه به زمان مورد ارجاع فیلم (دهه 1920) ، زمان داستان فیلم (1950) و زمان ساخته شدن آن (2006) ، فیلم را درخصوص آدمهایی بدانیم که در هر مقطع تاریخی خاصی می توانند پا به صحنه بگذارند و در نهایت همه چیز را به تباهی بکشند. شاید فیلم تمثیلی از دوران ساخته شدنش هم باشد. دوران ریاست جمهوری جورج بوش و وقایع و اتفاق ها و فساد سیاسی که در سیستم حکومتی امریکای معاصر در جریان است.
ویلی استارک با این که کارش را به عنوان یک سیاستمدار محبوب و موفق آغاز کرده بود، اما بتدریج دست به کارهای نادرستی مثل اعمال زور و گرفتن حق السکوت می زند و وفاداری و اعتماد اطرافیانش را بتدریج از دست می دهد. جک (جود لاو) دست راست ویلی استارک است که میان رفاقت خود با استارک و خیانت به طبقه خودش گرفتار شده و در سمت دیگر ماجرا، اروین (آنتونی هاپکینز) را داریم که خطرناک ترین دشمن استارک است که حاضر نیست به هیچ عنوان در مقابل او کوتاه بیاید. ابداع دیگر زیلیان در اقتباس جدید خود از رمان ، رفت و برگشتهای متعدد زمانی و فلاش بک ها و فلاش فورواردهای متعدد از دهه 50 به دهه 30 و بالعکس است تا ضمن این که تغییر رفتارهای استارک در طول زمان بر بستر روان شناسی سیاسی او مورد بررسی قرار بگیرد، داستان فیلم به نوعی ، جنبه جهانشمول و بی زمان نیز پیدا کند. این که همان اتفاق هایی که در دهه 50 اتفاق افتاده می توانسته همان هایی باشه که در دهه 30 اتفاق می افتد و بالعکس.
هرچند این رفت و برگشتهای زمانی متعدد از لحاظ تکنیکی زیاد خوب از کار درنیامده اند و انگار در جای درست خود قرار نگرفته اند. چون در بیشتر موارد تمرکز بیننده را در پیگیری ماجراها به هم می ریزند. فیلم در مقایسه با نسخه رابرت رانس فیلم متوسطتری است و شاید تنها نقطه قوت آن فیلمبرداری قابل توجهش بخصوص در لوکیشن های خارجی باشد. گروه بازیگران فیلم از جمله شان پن و جود لاو، شاید ضعیف ترین بازیهای کارنامه شان را ارائه کرده اند و در این میان شاید بازی آنتونی هاپکینز به بدی بقیه نیست.
در نهایت نسخه رابرت رانس اقتباس بهتری از اقتباس زیلیان است و البته هر دوی این فیلمها در مقایسه با متن رمان ، کم می آورند. رمان زیبای پن وارن با آن نثر زیبا و دامنه گسترده حوادث و شخصیت ها، از جمله آثاری است که در همین شکل کنونی اش کامل است و هر اقتباسی از آن تنها به کار فروکاستن از ارزشها و ویژگی های مثبت آن می آید.


مسعود ثابتی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها