سازگاری برف و بنفشه

سعید سلطانی کارگردان کارکشته ای است ، حداقلش این است که کارش را بلد است و مدیومی که از آن سخن می گوید را به خوبی می شناسد.
کد خبر: ۱۳۳۹۷۰

فرازها و اقتضائات آن را درک می کند و از برآیند این همه است که آثارش در یادها مانده است. کارگردانی که زمانی پس از باران را برای ذائقه ایرانی ساخته بود کمی جلوتر آمد و خواست از رسانه ای مثل تلویزیون چیزی بیشتر از سرگرمی و روایت یک قصه عرضه کند. بد یا خوب ، او در این مسیر، راههای ناشناخته ای را رصد کرد و خواست با اشاره به قصه ای که گوشه ای از تاریخ معاصر را برای ما بازگو می کرد یک داستان مخاطب پسند با همه پیچش ها و تعلیقات که می تواند باعث جذب شود، تعریف کند. «رسم عاشقی»، «خانه ای در تاریکی » و حالا هم که سریال تازه او به آنتن پخش سپرده شده است : «سالهای برف و بنفشه».
اگر در «رسم عاشقی» تکه ای از تاریخ کمتر دیده شده ما را که در چنبره فساد و تباهی گرفتار آمده است در برابر دیدگان ما عینیت می بخشد، در «خانه ای در تاریکی » دلشوره های دختری ایلیاتی را در هزارتوی زد و بندهای سیاسی و نظامی و خانواده ای که ارزشهایش در حال فروپاشی است روایت می کند. جامعه ای که همه ارزشهایش در حال جابه جایی بود و این به مذاق کسانی که آبشخورشان قدرت و ثروت بود اصلا خوش نمی آمد. «خانه ای در تاریکی» در زمان پخشش یکی از آثار قابل تامل تلویزیون بود.
سلطانی توانسته بود با استفاده از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون و یک فیلمنامه پر افت و خیز، اثر دیدنی بیافریند. چند سال بعد او یک سریال دیگر ساخت ، اما این سریال - لبه تاریکی - آنقدرها که باید و البته انتظار می رفت مخاطب پیدا نکرد. سال گذشته سریال سالهای برف و بنفشه را با فیلمنامه ای از رضا جولایی جلوی دوربین برد. جولایی از آن نویسندگان شناخته شده کشورمان است که آثاری چون جامه به خوناب و سیماب و کیمیای جان را به رشته تحریر درآورده است. سالهای برف و بنفشه 3دهه تاریخی ایران را در پس یک قصه پرکش و قوس بازگو می کند.
جوانی به نام علی فلاح که تحصیلکرده اروپاست به کشور برمی گردد. او که به نوعی روح آزاده مردم ایران را نمایندگی می کند تصمیم می گیرد روی زمین پدرش کار کند اما نوع برخورد او با اهالی و اربابان قدرت خیلی زود او را با مناسبات و ظرایفی که بین آدمها حاکم است ، آشنا می سازد. این همه اما روح ماجراجوی علی فلاح را آرام نمی کند که درصدد است به دنیای ذهنی اش جامه عمل بپوشاند.
بنابراین خیلی زود با کسانی که مثل او فکر نمی کنند اختلاف پیدا می کند و این اختلاف آنقدر دامنه پیدا می کند که کار از شکل یک خصومت شخصی فراتر می رود و پای آدمهای متنفذ به داستان باز می شود.
تا حالا که چند قسمت این سریال پخش شده بیشتر بر معرفی شخصیت ها و بسترسازی برای حوادث بعدی گذشته است و معلوم است که هنوز موتور سریال روشن نشده. در سریال برف و بنفشه مانند ساخته پیشین او رسم عاشقی و خانه ای در تاریکی جای پای «سیاست» بشدت دیده می شود. البته سیاستی که تاثیرش را بر آدمهای داستان یا واکنش آنها در اجتماع می بینیم.
جهانگیر الماسی در این سریال در نقش تیمسار امیرشاهی ظاهر شده. آدمی که برای رسیدن به قدرت از هیچ تلاشی فروگذار نیست و اصلا برایش اهمیت ندارد که در راه رسیدن به خواسته اش چند نفر قربانی می شوند.
امیرشاهی نماد قدرت مطلقی است که بجز خود، اندیشه کس دیگری را ندارد. در مقابل او سام درخشانی را داریم که ایفاگر نقش علی فلاح است . قطب مثبت سریال کسی است که عاملی می شود تا این معادله ثروت و قدرت سرانجام به هم بریزد. بجز این دو لاله اسکندری ، امیر آقایی ، صالح میرزاآقایی ، محسن قاضی مرادی ، رضا خندان ، اسماعیل شنگله ، مهدی فقیه ، آزیتا لاچینی ، آتش تقی پور، رحیم نوروزی ، محسن افشار، احمد یارعلی ، نفیسه روشن ، محمدهادی قمیشی و محمدعلی کشاورز نقش آفرینی کرده اند.تا اینجای داستان که به ورود علی فلاح به ایران ، آشنایی با مردم منطقه ، درگیر شدن با عوامل امیرشاهی ، زد و بندهای رئیس ژاندارمری و...گذشته است مانند شروع بسیاری از سریال های ایرانی ، خوب و گرم بوده است ، اما باید دید «سالهای برف و بنفشه» در ادامه مصالح قابل اعتنایی برای ارائه به مخاطب دارد یا نه؛ با شناختی که از آثار پیشین سلطانی داریم این توقع هست که سریال سالهای برف و بنفشه از آثار پرمخاطب تلویزیون در سال جاری باشد.


مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها