همراه با تخیل شنونده ها

نازنین مهیمنی از گویندگان و بازیگران جوان رادیو و تلویزیون است. او متولد سال 56 و فارغ التحصیل رشته نمایش است. مهیمنی اواخر 73 با گروه کودک فعالیت خود را آغاز کرد
کد خبر: ۱۳۳۵۰۸
و بعد به دعوت فرخزادی وارد رادیو شد.او تاکنون در رادیو ، دوبله و تلویزیون فعالیت های گوناگونی داشته است .گفتگوی جام جم را با این بازیگر و گوینده جوان و پرانرژی می خوانید:

گویندگی در رادیو را تجربه کرده ای ، در تلویزیون چطور؛
اصلا دلم نمی خواهد در تلویزیون گویندگی داشته باشم.

چرا؛
چون من بازیگرم. در رادیو هم گویندگی را بازی می کنم. گویندگی را کار خیلی خشکی می بینم و این خشکی را دوست ندارم.

ما الان گوینده های خانمی داریم که قالب خشک و رسمی گویندگی را شکسته اند و با بیننده و شنونده ارتباط خوبی برقرار می کنند.
چون گوینده اند. مثلا حسن جوهرچی بازیگری است که گویندگی هم می کند. مردم در وهله اول او را به عنوان بازیگر می شناسند، نه گوینده. اما اگر من بخواهم امروز در تلویزیون گویندگی داشته باشم ، این ذهنیت پیش می آید که این گوینده ، بازیگر هم شده است ، مثل جواد یحیوی. بازیگر شدن گوینده ها برای بیشتر مردم جا نیفتاده و هنوز کمی نچسب است.

پس الان نمی خواهید کار گویندگی داشته باشید؛
نه ترجیح می دهم اصلا نداشته باشم. زندگی من با بازیگری عجین شده و نمی توانم به کار دیگری جز این فکر کنم. البته ازکودکی تمام فکر و خیال من حرفه بازیگری بود.

بازیگری که از همان دوره کودکی در رویا و خیال شما بود؛
خانم مهین نثری. جالب است بدانید من از کودکی مثل پیرمردها، رادیو بغل گوشم بود و شبها تا دیروقت به رادیو گوش می کردم و با قصه شب می خوابیدم. عشق من این بود که به راه شب زنگ بزنم و با مرحوم نوذری و آقای جاویدنیا صحبت کنم. یک بار صدای من را ضبط کردند و هفته بعد پخش کردند. با شنیدن صدای خودم از رادیو کلی ذوق کردم. یادم است یک بار خانم متخصص را دیدم و از او امضا گرفتم. کار در کنار کسانی که روزی رویاهای من بودند، حس خوبی است. از قدیم می گویند خواستن توانستن است. وقتی اعتقاد داشته باشید موقعیت امروز، آرزوی دیروز شما بوده ، حتما به چیزی که در آینده بخواهید، می رسید.

به عنوان نسل سوم واحد نمایش رادیو، خودت را در کجای این حرفه می بینی؛
اگر این حرفه را یک نردبان در نظر بگیرم ، هنوز روی پله های اول این نرده بان هستم.

نسل سومی که علاقه دارد، استعداد دارد و حالا می خواهد پله های این نردبان را درست و بدون لغزش طی کند، فکر می کنید چه باید بکند؛
مطالعه حرف اول را می زند. خوب ببیند، خوب بشنود و در همه اینها تفکر و تعمق کند. در ضمن از بخل و حسد باید دوری کرد. اگر دوست من به درجه بالایی رسیده ، من باید خوشحال شوم و سعی کنم خودم را به مرحله ای برسانم که من هم تشویق شوم.

پس از 12 سال فعالیت در واحد نمایش ، پیش آمده کاری پیشنهاد بدهند که دلچسب نباشد و آن را رد کنی؛
خیلی پیش آمده که متن دلچسب نبوده ، ولی آن را رد نکردم.

چرا؛
ممکن است برای همه عوامل متن دلچسب نباشد، ولی بناچار قبول می کنیم. چون ما هم زندگیمان از همین راه می گذرد. متاسفانه بزرگترین مشکل ما کمبود نویسنده و تنظیم کننده خلاق است.

فکر نمی کنی دلچسب نبودن متن روی کار و بازی شما تاثیر بگذارد و همچنین پس از آن روی مخاطب و شنونده رادیو؛
مسلما روی بازی بازیگر تاثیر خواهد گذاشت. ولی اگر بازیگر برای کار و حرفه خود ارزش قائل باشد، این تاثیر کمتر خواهد بود. مثلا در یکی از نمایش ها متن جالب نبود و کارگردان به بازیگران گفت: بچه ها این متن حرف آنچنانی برای گفتن ندارد، ولی ما باید با بازی آن را برجسته کنیم و بازی شما متن را رو بیاورد.

در صحبت ها گفتی خیلی تلاش کردی تا توانستی وارد رادیو شوی. نسلهای قبل از شما معتقدند آنها با سختی بیشتری وارد شدند و جوانها راحت تر جذب کار می شوند؛
فکر کنم جوانهای بعد از من راحت تر وارد شوند. من یک سال مدام رفتم و آمدم تا به هدفم رسیدم. اما دوستان دیگری که پس از من آمدند، خیلی راحت وارد شدند و خیلی زود جذب کار شدند و رل گفتند.

در علاقه ای که به بازیگری داری ، چقدر شهرت برایت اهمیت دارد؛
اگر بگویم اصلا برایم مهم نیست ، دروغ گفته ام. فکر نمی کنم کسی باشد که مطرح شدن را دوست نداشته باشد. همه دوست دارند به نوعی مطرح باشند، اما این مساله برایم در درجه اول اهمیت قرار ندارد.

امروز برای ورود به رادیو، کسانی در مسند قضاوت هستند و از داوطلبان تست می گیرند. اگر نازنین مهیمنی یکی از کسانی بود که در مسند قضاوت هستند، چطور گزینش می کرد؛ در وهله اول به چه چیز اهمیت می داد؛
برای انتخاب گوینده به سواد بالای داوطلب اهمیت زیادی می دادم و بعد صدای او. اما در بازیگری صدا در اولویت اول قرار ندارد. بیشتر حس است. مردم شناسی در بازیگری اهمیت زیادی دارد که بازیگر مردم را بشناسد و حس و حال اقشار مختلف را بداند. از طرفی ، بازیگر باید روی این کار را هم داشته باشد و صدای خود را پنهان نکند. مثلا وقتی یک نفر در چاه می افتد، بی صدا این اتفاق نمی افتد و حتما با فریاد و جیغ خواهد بود. گوینده چیزی را برای شنونده تصویر نمی کند، اما بازیگر با تخیل شنونده کار می کند.

چقدر حرفه خود را بی رحم می بینید؛
تا بی رحمی را در چه ببینیم. خوشبختانه در رادیو باندبازی وجود ندارد و بازیگران با همه کارگردانان کار می کنند. البته برخی کارگردانان چند بازیگر ثابت را در کارهای خود دارند که این مربوط به ارتباط نمی شود، بلکه کارگردان و آن بازیگران بیشتر همدیگر را می فهمند و کار سریع تر انجام می شود. این بی رحمی نیست ، نوعی سرعت در کار یا راحتی در کار است.
این بی رحمی نسبت به رادیو وجود دارد چرا که برآوردهایی که برای ساخت برنامه های تلویزیون می شود، چندین برابر رادیو است. درست است که دستگاه های آنها گران تر و هزینه های آنها بالاتر است ، اما اینقدر تفاوت مالی درست نیست. همین مساله باعث شده بازیگران رادیو به سمت تلویزیون کشیده بشوند.


میترا کارخانه
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها