jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۹۳۶۶۹   ۲۱ آذر ۱۳۹۹  |  ۱۶:۳۹

امر به معروف و نهی از منکر که در کتاب نهج البلاغه مولایمان امام علی(علیه السلام) به آن اشاره کرده است و آن را بیان می کند و فلسفه و اثرات امر به معروف را بیان می کند.

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از اهل بیت؛ در این مقاله امر به معروف و نهی از منکر در نهج البلاغه و اثرات آن را  از منظر نهج لبلاغه شرح می دهیم و به بیان ان می پردازیم.

امر به معروف و نهی از منکر در نهج البلاغه

1.افزايش رزق، دورى اجل

ان الامر بالمعروف، و النهی عن المنكر، لخُلقان من خُلق الله سبحانه، و انهما لا يقربان من أجل، و لا ينقصان من رزق.
امر به معروف و نهى از منكر دو صفت از صفات خداوند سبحان است و اين دو صفت، مرگ را نزديك نگردانند و از روزى آدمى نكاهند.

2. امر به معروف و نهى از منكر با دست و زبان

و أمر بالمعروف تكن من أهله، و أنكر المنكر بيدك و لسانك و باين من فعله بجهدك.

امر به معروف كن تا از اهل آن شوى! و با دست و زبان نهى از منكر كن و با كوشش بسيار از كسى كه منكرات را انجام مى دهد دورى گزين.

3. فلسفه امر به معروف و نهى از منكر

فرض الله... ألامر بالمعروف مصلحة للعوام، و النهى عن المنكر ردعاً للسفهاء.

خداوند امر به معروف را به خاطر اصلاح توده مردم و نهى از منكر را براى جلوگيرى نابخردان از زشتى ها واجب كرد.

4. چون قطره در برابر دريا

ما أعمال البرّ كلّها و الجهاد فى سبيل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، الا كنفثة فى بحر لُجّى.
تمامى اعمال و كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند قطره اى در مقابل يك درياى بزرگ و پهناور است.

5. خطر رها كردن امر به معروف و نهى از منكر

من وصية عليه السلام للحسنين عليهما السلام بعد أن ضربه ابن ملجم: لا تتركوا الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فيولّى عليكم شراركم، ثم تدعون فلا يستجاب لكم.
سفارش حضرت على عليه السلام به حسنين عليهاالسلام پس از ضربت خوردن توسط ابن ملجم: امر به معروف و نهى از منكر را رها مكنيد كه در اين صورت بدان شما زمام امورتان را به دست مى گيرند و آن گاه هر چه دعا كنيد، مستجاب نخواهد شد.

6. نفرين خدا بر اين گروه !

لعن الله الآمرين بالمعروف التاركين له، و الناهين عن المنكر العاملين به !
نفرين خدا بر آن كسانى كه امر به معروف كنند و خود آن را ترك گويند، و نهى از منكر كنند و خود مرتكب آن شوند!

7. نهى از منكر على (علیه السلام)

لما كان جالسا فى أصحابه فمرّت بهم امراة جملية، فرمقها القوم بأبصارهم: ان أبصار هذه الفحول طوامح؛ و أن ذلك سبب هبابها، فاذا نظر أحدكم الى امراة تعجبه فليلامس أهله، فانما هى امراة كامرأة، فقال رجل من الخوارج (قاتله الله كافرا ما أفقهه) فوثب القوم ليقتلوه، فقال عليه السلام: رويداً، انما هو سبّ بسبّ، أو عفو عن ذنب !
حضرت على عليه السلام در ميان نشسته بود، زنى زيبا از آن جا مى گذشت، ياران به او نگريستند. آن حضرت عليه السلام فرمود: چشمان اين مردان نگرش شهوانى است و همين باعث شد كه اين مردان با ديدن آن زن به هيجان در آمدند. پس هنگامى كه يكى از شما به زنى نگاه كرد كه براى او خوشايند بود، پس با زن خود نزديكى كند؛ زيرا جز اين نيست كه او هم زنى است مانند زن او. مردى از خوارج گفت: خدا او را بكشد! چه فقيه بزرگى است !ياران حضرت حمله كردند تا او را بكشند. فرمود: صبر كنيد و او را مكشيد! جز اين نيست كه ناسزايى گفته است، پاسخ او يك ناسزا است يا بخشيدن گناه است!

امر به معروف و نهی از منکر در نهج البلاغه

8. انواع امر به معروف و نهى از منكر

أول ما تغلبون عليه من الجهاد الجهاد بأيديكم، ثم بألسنتكم، ثم بقلوبكم ؛ فمن لم يعرف بقلبه معروفا، و لم ينكر منكرا، قلب فجعل أعلاة أسفله و أسفله أعلاه.
نخستين جهادى كه به زور از شما سلب مى شود، جهاد با دستان شماست. سپس جهاد با زبان هايتان و آن گاه با دل هايتان. پس، هرگاه كسى در دل خويش كار نيك را نيك نداند و ستايش نكند و از كار زشت نفرت نورزد، واژگون شود و زير و زبر گردد.

9. نهى از منكر عملى

ردّوا الحجر من حيث جاء فان الشر لا يدفعه الا الشر.
سنگ را با سنگ پاسخ دهيد؛ زيرا بدى را جز بدى دفع نكند.

10. ماليدن بينى كافر به خاك

من نهى عن المنكر أرغم أنوف الكافرين.

هر كه نهى از منكر كند، بينى كافران را به خاك مالد.

11. نيكوترين امر و نهى

... أفضل من ذلك كلمة عدل عند امام جائر.
نيكوترين (امر به معروف و نهى از منكر) گفتن سخن حق نزد پيشواى ستمگر است.

12. از خواب غفلت بيدار شو!

أفِق أيها السامع من سكرتك، و استيقظ من غفلتك، و اختصر من عجلتك !
اى شنونده! از مستى خود به هوش آى و از خواب غفلت بيدار شو و از شتاب بكاه.

13. از اين كار دور باش !

احذر كل عمل اذا سئل عنه صاحبه أنكره أو اعتذر منها.
از هر كارى كه اگر از كننده آن باز خواست شود آن را زشت شمارد يا از آن پوزش خواهد، دورى كن!

14. اين گونه مباش !

لا تكن ممن يرجو الآخرة بغير العمل ... ينهى و لا ينتهى.
چونان كسى مباش كه بى عمل به آخرت آمدى مى بندد.. از خلاف كارى و گناه باز مى دارد؛ اما خود باز نمى ايستد.

15. دورى گزين از اين كار!

احذر كل عمل يعمل به فى السر، و يستحیى منه فى العلانية.
از هر كارى كه در نهان انجام مى شود و در آشكارا از انجام آن شرم شود، دروى كن.

16. بدتر از بد و خوب تر از خوب !

انه ليس شىء بشرّ من الشر الا عقابه، وليس شىء بخير من الخير الا ثوابه.
بدتر از بد، كيفر آن است و خوب تر از خوب، پاداش آن.

17. نهى از كمك به نااهل

ليس لواضع المعروف فى غير حقه، و عند غير أهله من الحظ فيما أتى الا مَحمَدة اللئام و ثناء الاشرار، و مقالة الجهال، مادام منعما عليهم ما أجود يده! و هو عن ذات الله بخيل !
براى كسانى كه بى جا و به افراد نامستحق و نااهل نيكى مى كنند، از اين نيكى بهره اى نباشد، مگر ستايش فرومايگان و مدح نابكاران و سخن نادانان كه تا وقتى به آن ها احسان و نيكى كند گويند: چه دست بخشنده اى دارد! حال آن كه در جايى كه به خدا مربوط مى شود و در راه او بايد كمك كند، بخل مى ورزد

18. بالاترين مرتبه نهى از منكر

أيها المؤمنون! انه من راى عدوانا يعمل به و منكرا يدعى اليه، فأنكره بقلبه فقد سلم و برى ؛ و من أنكر بلسانه فقد أجر، و هو أفضل من صاحبه ؛ و من أنكره بالسيف لتكون كلمة الله هى العليا و كلمة الظالمين هى السفلى، فذلك الذى أصاب سبيل الهدى، و قام على الطريق و نور فى قلبه اليقين.
اى مؤمنان! هر كس تجاوز را از سوى كسى ديد، يا دعوت به زشتكارى و خلافى را مشاهده كرد و در دل خويش به آن اعتراض نمود، به سلامت رهد و وظيفه اش را انجام داده باش و هر كه با زبانش به آن اعتراض كند، پاداش بيند و از آن اولى برتر است و هر كس با شمشير به مبارزه با آن برخيزد تا كلمه حق رو آيد و كلمه ستمگران و باطل پست گردد، هموست كه به راه راست رسيده و بر طريق حق شتافته و نور يقين را در دل خويش روشن كرده است.

19. اول خود، سپس ديگرى

وانهوا عن المنكر و تناهوا عنه، فانما أمرتم بالنهى بعد التناهى !
از زشتكارى نهى كنيد و خود از انجام آن باز ايستيد؛ زيرا كه شما فرمان داريد ابتدا خود از كار زشت باز ايستيد و سپس ديگران را نهى كنيد.

20. عدم نهى از منكر

انا لله و انا الیه راجعون، ظهر الفساد، فلا منكِر مغيّر، و لا زاجر مزدجر.
ما از خداییم و به سوی او بازمی گردیم، (پناه بر خدا که) فساد ظاهر شده، ولی نه كسى است که آن را منکر دانسته و دگرگون كند و نه كسى كه از آن نهی کند!

 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

مسافران خواب بی‌آرتی

مسافران خواب بی‌آرتی

اتوبوس‌های بی‌آرتی از وسط بزرگراه امام علی(ع) می‌گذرند. اگر اهل تهران باشید یا دست کم گذرتان به این شهر افتاده باشد لابد دیده‌اید.

جلوه‌های ولایت در شعر عرب

جلوه‌های ولایت در شعر عرب

میراث شعر علوی در ادبیات عرب میراث عظیمی است، زیرا این ادبیات وسیله تمایز شعر شاعران شیعی از صدر اسلام تاکنون است.

گفتگو

بیشتر
عــامــه پسند

جمع‌بندی جشنواره فیلم فجر در گفت‌و‌گو با ایزدمهرآفرین، منتقد فیلم و فعال رسانه

عــامــه پسند

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر