گوی سبقت را از یکدیگر بربایند غافل از این که همیشه خوبهای فیلمها پیروز آخر قصه نیستند و واقعیت چیز دیگری است این آدمها و روابط آنها در فیلمها از واقعیت و زندگی عادی مردم در جامعه ما دور است و همه آنها فقط "فیلم " اند و آنچه واقعیت دارد همان جان کندن پدر و مادر برای تامین مخارج سنگین خانواده است. سینماگران و کارگردانان سینمایی و تلویزیونی ما کمتر به مشکلات اکثریت مردم کشورمان می پردازند و تمام هم و غم خود را صرف نشان دادن به اصطلاح مشکلات قشر خاصی از مردم می کنند. عادت کرده ایم از دوستی های خیابانی و روابط عاشقانه دختر پولدار و پسری فقیر فیلم سینمایی بسازیم و هزاران نوجوان و جوان را وسوسه کنیم که به سالنهای سینما روی آورند و بعد از تماشای فیلم ، تنها چیزی که در ذهن آنها باقی بماند، فقط یک چیز باشد؛ "مثل آنها شدن " و جوانان و نوجوانان و دل به دریایی بزنند، که همیشه توفانی است.برای نیل به چنین مقصودی )هر چند محدود( تعدادی از این جوانان ، خواسته و یا ناخواسته ، به دزدی و سرقت رو می آورند و در باندهای قاچاق و فساد فعالیت می کنند سرانجام پشت میله های زندان می افتند و پس از چند روزی ، با صورتی شطرنجی در برنامه ای مستند دیده می شوند، هنگامی که در یک سریال ، دختر جوانی که چند سال پیش از خانه فرار کرده است . از پولهای چند ده میلیونی صحبت می کند و پسری با خلاف و قاچاق صاحب ثروت هنگفتی می شود چگونه از دختر و پسرهایی که در خانواده های کم بضاعت زندگی می کنند و بیکار از این خیابان به آن خیابان و از این کوچه به آن کوچه پرسه می زنند، باید انتظار داشت که پیفرار از خانه و خلاف نباشند.هر چند آخر این فیلمها بدها مجازات می شوند ولی برای نوجوانان و جوانان این زندان رفتن ها فقط "فیلم " است و آن زندگی های اشرافی با آن پولهای هنگفت واقعی به نظر می رسد آیا کارگردان ، فیلمساز و یا اهل سینمایی یافت می شود که همت کند و برای جامعه ما کاری کند کارستان و از مشکلات واقعی جامعه و مردممان ، فیلمی تهیه کند؛ فیلمی از غوطه ورشدن جوانان در بیکاری ، فساد، دزدی ، قتل ، اعتیاد و هزاران بلای خانمانسوز دیگر. چرا باید در فیلمهایمان همه تلاش خود را به کار گیریم که فقط زندگی و روابط دختر و پسری پولدار را نمایش دهیم که رفتار، گفتار و حتی گاه پوشش آنها برای بسیاری از تماشاگران ناآشناست البته می دانیم کسب سود برای اهل این حرفه مهم و ضروری است ولی زندگی و باور مردم چه می شود؛ تا کی باید در فیلمهایمان با احساسات و افکار جوانانمان بازی کنیم؛ نقشهای کلیشه ای تا کی ؛ امروز جامعه با مشکلات فراوانی روبه روست و همه وظیفه داریم در توان خود برای حل این مشکلات و یا حتی الامکان نشان دادن آنها قدمی برداریم ، سینما این صنعت فراگیر باید آستینها را بالا بزند عینکهای آفتابی را نه از چشمان بازیگرانمان ، بلکه از چشمان خودمان برداریم و جور دیگر ببینیم ، دردها را ببینیم نه عشقهای توخالی و حرفهای تکراری را.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم