سوژه خوب اما بدون هیچ نوآوری

سریال آدمخوار چند هفته ای است که یکشنبه شب ها از شبکه 2 سیما پخش می شود، سریالی که قرار است به روند شکل گیری سرمایه گذاری در شرکتهای هرمی و اینترنتی از جمله گلدکوئیست بپردازد.
کد خبر: ۱۲۷۲۴۸

این سریال را می توان از چند زاویه مورد بررسی قرار داد:

سوژه


ایده و تم اصلی سریال خوب است ، یک موضوع بکر که تاکنون سریال نمایشی درباره آن ساخته نشده است.
اخبار زیادی از رسانه های مختلف درباره شرکتهای هرمی منتشر می شود، این اخبار را معمولا کسانی پیگیری می کنند که از جریان شکل گیری شرکتهای هرمی آگاه هستند، در آنها فعالیت می کنند و یا این که تمایل دارند همکاری خود را با آنها شروع کنند. اخبارمربوط به این شرکتها به شکل عمومی چه خوب چه بد و چه هشداردهنده برای عموم مردم جذابیت ندارد، بنابراین چون به شکل مقطعی و اطلاع رسانی منتشر می شوند نمی توانند آموزشی باشند و جنبه عمومی به خود بگیرند، اما یک سریال تلویزیونی می تواند با پوشش فراگیر مخاطب بیشتر تاثیرگذار باشد.

داستان


ایده و سوژه خوب به پرداخت و داستان پردازی مناسب نیز احتیاج دارد، سوژه شرکتهای هرمی می تواند در قالبهای مختلف ارائه شود، شاید یکی از رایج ترین این قالبها، ساختار پلیسی باشد، شرکتهای هرمی ، به اقتصاد کشورها لطمه می زند و گاهی آنها را به ورطه نابودی می کشند، مسلما در این شرایط مسوولان دولتی اولین کسانی هستند که واکنش نشان می دهند و چون فعالیت این شرکتها مخفیانه است پلیس اولین نیرویی است که وارد عمل می شود و شروع به شناسایی افراد اصلی و عضو گروه می کند.
در جریان این شناسایی است که ماجراهای جذاب ، دیدنی و پر از تعلیق شکل می گیرد و مخاطبان با اشتیاق به تماشای این ماجراها می نشینند و کم کم با ساختار این شرکتها آشنا می شوند. اما نویسندگان فیلمنامه «آدمخوار» ساده ترین روش را برای نگارش انتخاب کرده اند، روشی که به آن می توان لقب روش داستانی و اطلاع رسانی صرف داد.
در یک طرف قصه ، آدمهای خوب قراردارند که از همان قسمت اول به تماشاچی معرفی می شوند ودر طرف دیگر آدمهای بد قراردارند و از همان ابتدا مشخص است که قرار است «آدم خوبه» قصه را بدبخت کنند، البته «آدم خوبه» قصه هم پدر دارد و هم مادر و هم یک فرد سوم (با بازی سیدجواد هاشمی) که مدام مراقب او هستند و تذکرات لازم را به او می دهند و از همین ابتدا مشخص است که این شخصیت مثبت اگر هم به خطا برود دوباره برمی گردد و رستگار می شود. در این شرایط قابل پیش بینی با آدمهای از قبل تعریف شده مسلما هیچ تعلیقی به وجود نخواهد آمد و سریال در بستر اطلاع رسانی پیش خواهد رفت و به مرور جذابیت خود را از دست خواهد داد.
در این گونه قصه پردازی از روش «ترساندن» استفاده می شود، به احتمال زیاد سفارش دهندگان سریال از جواد مزدآبادی ، کارگردان و یکی از نویسندگان آدمخوار خواسته اند اثری بسازند تا مردم با دیدن آن و عواقبی که به همراه دارد از عضویت در شرکتهای هرمی پرهیز کنند و سازندگان سریال هم ساده ترین روش داستان پردازی را انتخاب کرده اند، غافل از این که کسانی که سرشاخه های اصلی این جریان هستند، فراتر از مردم عادی فکر می کنند و اگر خواسته باشند.
مردم را جذب این شرکتها کنند حتما از روشهای پیشرفته تر استفاده می کنند، در این شرایط آثاری تاثیرگذار هستند که قصه قابل پیش بینی نداشته باشند و مخاطب خود را غافلگیر کنند.

کارگردانی


سریال های شهری و خانوادگی راحت ترین نوع سریال سازی در کشور ماست ، بخصوص این که این سریال ها داستانی ساده و روان هم داشته باشند، بیشتر اتفاقات سریال «آدمخوار» در فضاهای داخلی رخ می دهد، تا اینجای کار (قسمت سوم) که همه چیز به خیر و خوبی پیش رفته است ، «آدم خوبه» خیلی راحت گول خورده و بدون هیچ دردسری دارد مراحل پولدارشدن را طی می کند، بهتر است بگوییم 3 قسمت از سریال فقط به معرفی آدمها اختصاص پیداکرده است و انگار کارگردان هیچ عجله ای برای ورود به اصل ماجرا ندارد، خاله بازی ها و رفت و آمدها از خانه این یکی به خانه آن یکی همچنان ادامه دارد، اتفاق خاصی رخ نداده است که بیننده انتظار بازی و یا میزانسن متفاوتی هم داشته باشد، همه چیز به خوبی در جریان است ، بازیگران کار خود را انجام می دهند؛ می روند، می آیند، حرف می زنند و در این میان معلوم نیست که چرا جلوی سر رامبد شکرآبی را که نقش امین (آدم خوبه) را بازی می کند به روش ناشیانه ای با پودر سیاه کرده اند.
دکوپاژی هم که مزدآبادی برای کارش انتخاب کرده است بسیار ساده است ، او تصمیم نداشته هیچ تعلیق ، کشمکش و گره افکنی را به بیننده انتقال دهد وگرنه با پیشرفت هایی که از لحاظ تکنیکی در دنیای تصویر به وجود آمده است کمی تلاش می کرد سریال خود را از این ایستایی و کندی نجات دهد. حداقل با استفاده از حرکت دوربین قصه را باورپذیرتر کند، موضوع پرتنشی چون شرکتهای هرمی و گلدکوئیست که در سطح بین المللی فعالیت می کنند و باعث اتفاقات بسیاری می شوند در سریال آدمخوار تبدیل به یک موضوع کاملا پیش افتاده شده است.
البته تدوینگر سریال هم به پیروی از کارگردان فقط پلانها را به هم چسبانده است و در عصری که با سیستم های پیشرفته مونتاژ و تروکاژهای تصویری می توان آثاری بدیع و جذاب خلق کرد برای ماجرای پولدار شدن های اینترنتی از همان روشی استفاده کرده است که یک تدوینگر برای مونتا ژ سریالی معمولی ، مثلا خواستگاری یک پیرمرد از یک پیرزن استفاده می کند. از موضوعاتی چون کلاهبرداری ، قاچاق ، دزدی ، سرقتهای اینترنتی و... در سطح دنیا آثار تلویزیونی و سینمایی خوبی ساخته شده است ، شاید گاهی اوقات حتی با شبیه سازی این آثار بتوان سریال هایی جذاب و دیدنی ساخت ، در شرایطی که مردم براحتی به فیلمهایی چون «الماس خون» دسترسی دارند (فیلمی که به قاچاق الماس از یک کشور آفریقایی و تبعات وحشتناک آن می پردازد) و سریال های پلیسی مانند «هشداربرای کبرا ±1یکی از پربیننده ترین سریال های تلویزیونی است ، حیف است موضوع پرکشمکشی چون شرکتهای هرمی و سرمایه گذاری های اینترنتی به ساده ترین روش به مخاطب ارائه شوند مخاطبی که از آثار داخلی سریالی چون «خواب و بیدار» را در ذهن دارد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها