هیتزفلد در سال 2001 بایرن مونیخ را فاتح جام قهرمانان اروپا کرد و دو سال پیش از آن هم بایرن را بواقع تا یک میلیمتری فتح این جام پیش برده بود ، اما در فینال 1999 به طرز ناعادلانه و بسیار بداقبالانه ای بازی یک بر صفر برده از منچستر یونایتد را با خوردن دو گل در واپسین دقایق 2 بر یک به این رقیب واگذار کرده بود. هیتزفلد که بوروسیا دورتموند را هم در سال 1997 به قهرمانی اروپا رساند ، طی سالهای حضورش در بایرن این تیم را 4 بار قهرمان بوندس لیگا و دو مرتبه هم قهرمان جام حذفی آلمان کرد و آنچه او را به باواریا بازگردانده ، لزوم کسب مجدد همین عناوین است ، زیرا بایرن در عین این که می خواهد در جام باشگاه های اروپا حاضر و موفق باشد ، اینک می بیند که حتی در صحنه های داخلی هم مشکل دارد و رقبا روی دستش بلند شده اند.
|
فلیکس ماگات از حاصل 2 سال و 8 ماه کارش در بایرن مونیخ ابراز رضایت کرده ، اما او دقیقا به همان دلیلی کنار رفت که در سال 2004 اتمار هیتزفلد از آنجا رفته بود |
فرضیه مقبولی در آلمان وجود دارد ، مبنی بر این که حتی اگر ماگات دچار مشکلات اخیر نمی شد و در پست خود می ماند ، کسب مجدد عناوین قهرمانی داخلی هم نمی توانست حافظ وی باشد و بایرن مربی ای را می خواست که این تیم را از حالت «یک تیم از قبل باخته» در صحنه پیکارهای اروپایی رهایی بخشد و صاحب شانس و توفیق امکان قهرمانی در این پیکارها کند مشخص بود که با ماگات و در دوره حضور و کار وی چنین چیزی برای بایرن امکانپذیر نبود.
او دوره حضورش در بایرن را موفق و خاطره ای خوش و موجب غرور توصیف کرده و کسب 4 جام قهرمانی قطعا تاییدی بر این طرز نگرش محسوب می شود ، اما بایرن باید پاسخ هواداران ناراضی خود را می داد و آنها را ساکت می کرد. کسانی را که پس از تساوی بدون گل بایرن با بوخوم یکصدا بایرن را هو کردند و فضای بدی را در آلیانز آره نا آفریدند.
برخی می گویند فروش میشائیل بالاک به چلسی در ابتدای تابستان امسال چیزی بود که بایرن باید از آن پرهیز می کرد ؛ زیرا رفتن او یک ژنرال حقیقی را از این تیم گرفت ولی حقیقت آن است که بالاک خود اصرار بر رفتن داشت و قراردادش هم با تیم مونیخی تمام شده بود و هیچ قانونی نمی توانست او را در باواریا نگه دارد. از سوی دیگر صرف نظر از تک بازیگرانی مثل پیزارو ، هیچ یک از نفرات بایرن امسال تداوم لازم را نداشته اند و تازه واردانی مثل فان بومل هم نتوانسته اند انتظارات را برآورده کنند و بازیهای طوفانی و فنی و سریع وردربرمن و بازیهای حساب شده شالکه هم مزید بر علت شد تا حتی گلهای معروف آخرین دقایق بایرن هم این تیم را برای همیشه از مخمصه های فزاینده نجات ندهد و به جایی بالاتر از برمن و شالکه منتقل نکند.
نقش سرنوشت
این که سرنوشت بایرن در نهایت چه خواهد شد و در بوندس لیگا و جام قهرمانان اروپا به کجا خواهد رسید و بازیگرانی توانا و مستعد مثل لوسیو ، لام ، سانیول ، شواین اشتایگر ، هارگریوز ، ماکای و اولیور کان معروف در همکاری مجدد با هیتزفلد چه کارنامه ای را به جای می نهند و علی کریمی چه سهمی در سیستم های کاری این مربی نامدار خواهد یافت ، باید صبر کرد و دید.
وصال روحانی
منبع: goal
13 فوریه 2007