چرا ماگات رفت... چرا هیتزفلد برگشت؛

برکناری فلیکس ماگات و روی آوردن دوباره به اتمار هیتزفلد ، از عجیب ترین اتفاقات ممکن در بایرن مونیخ بوده است. ماگات در حالی از رهبری این تیم خلع شد که در هر دو فصل گذشته با بایرن هم لیگ و هم جام حذفی فوتبال آلمان را فتح کرده
کد خبر: ۱۲۷۱۷۷
و این تیم باواریایی را به نخستین باشگاهی تبدیل کرده بود که توانسته است این فتح توامانی را در دو نوبت متوالی و دو سال پیاپی شکل دهد.
از سوی دیگر استخدام مجدد هیتزفلد در شرایطی شکل گرفته که 2 سال و 8 ماه پیش هنگام کنار گذاشتن وی ، سران بایرن بوضوح گفتند که سیستم های این مربی سوئیسی تبار دیگر به درد این باشگاه نمی خورد و باید فکر نو و متفاوتی بیاید و این چنین بود که ماگات از اشتوتگارت جدا و جذب باواریا شد و سفر بیش از 2.5 سال وی با نفرات بایرن به جا و مکان و مقصدی رسید که کمتر کسی انتظار آن را در اواسط زمستان 2007 داشت.

البته آشنایی کامل هیتزفلد با شرایط بایرن و این که به اصطلاح او یک فرد خانه زاد در بایرن محسوب می شود ، در رویکرد مجدد به روی نقش اول را ایفا کرده و مدیران بایرن آشکارا به دنبال کسی می گشتند که فضای باشگاه و راه و روش کار در آنجا را بشناسد و هیتزفلد حتی با اکثر قریب به اتفاق بازیگران فعلی این باشگاه هم از نزدیک آشناست و با محدود چهره هایی هم که پس از رفتن وی از باواریا به بایرن پیوستند ، کاملا آماده همکاری است.
هر چه باشد هیتزفلد از سال 1998 تا اواسط 2004 هم مربی بایرن بود و همه چیز را در این باشگاه می شناسد و اگر استادیوم الیانز اره نا را که پس از رفتن وی افتتاح و به بایرن واگذار شد و یا امثال دانی یل فان بوتین بلژیکی و مارک فان بومل هلندی را نادیده بگیریم ، همه چیز در مشت هیتزفلد است و ساده ترین و محتمل ترین تصور و برداشت این است که پس از ایستایی و رکود بایرن زیرنظر ماگات در فصل جاری هیتزفلد در فرصت کوتاه باقیمانده بهتر از سلف خود می تواند تیم را صاحب شوری تازه کند و به نتایجی بهتر از ماگات در ماههای آخر حضورش در بایرن برسد. هر چند شکست 3 بر صفر بایرن در برابر تیم متوسط نورنبرگ در اولین مسابقه بایرن پس از بازگشت هیتزفلد که جمعه شب 13 بهمن شکل گرفت ، چیزی خلاف این را نشان می دهد!
وقتی ماگات تازه به مونیخ می آمد و مقدمات این کار فراهم می شد ، روی این مساله بسیار مانور داده شد که سیستم های سفت و سخت تمریناتی او می تواند بازیگران تنبل شده بایرن را متحول و وادار به کار و تلاش جدی کند. سران بایرن در آن هنگام گفتند ماگات که معتقد به تمرینات سنگین و طولانی و جدی است ، خواه ناخواه بایرن را صاحب نظم فنی و کارایی تاکتیکی تازه ای خواهد کرد و قصه ها و حرف و حدیث های به جامانده از دوران حضور او در اشتوتگارت هم ظاهرا دال بر صحت این ادعا بود ؛ زیرا بازیکنان آن تیم از تمرینات شدید خود زیرنظر هیتزفلد گلایه ها داشتند و می گفتند او چنان دماری از روزگارشان در تمرینات در می آورد که قابل توصیف نیست!

چاره ای نبود

با این حال وقتی زمان رفتن ماگات و قطع ارتباط کاری با وی و بازگشت هیتزفلد رسید ، سران بایرن هیچ اشاره ای به خصلت فوق نکردند و از سیستم های متحول و متفاوت تمرینی ماگات چیزی نگفتند و برعکس کارل هاینز رومنیگه ، نایب رئیس مشهور بایرن در رویارویی با خبرنگاران در مونیخ گفت: چاره ای نبود ، بایرن دچار رکود شده بود و حرکت شدید و لازم اصلا در آن دیده نمی شد و ما باید برای حل این معضل دست به اقدامی عاجل و مهم می زدیم ، در غیر این صورت ضررهای بیشتری را متحمل می شدیم. شوخی نیست ، ما باید حتما به گونه ای ظاهر شویم و نتیجه بگیریم که در پایان فصل دوباره به مسابقات جام قهرمانان باشگاه های اروپا راه یابیم و این بیم وجود داشت که در صورت ادامه روند قبلی ما فصل بعد به این جام راه نیابیم.

حتی در داخل

هیتزفلد در سال 2001 بایرن مونیخ را فاتح جام قهرمانان اروپا کرد و دو سال پیش از آن هم بایرن را بواقع تا یک میلیمتری فتح این جام پیش برده بود ، اما در فینال 1999 به طرز ناعادلانه و بسیار بداقبالانه ای بازی یک بر صفر برده از منچستر یونایتد را با خوردن دو گل در واپسین دقایق 2 بر یک به این رقیب واگذار کرده بود. هیتزفلد که بوروسیا دورتموند را هم در سال 1997 به قهرمانی اروپا رساند ، طی سالهای حضورش در بایرن این تیم را 4 بار قهرمان بوندس لیگا و دو مرتبه هم قهرمان جام حذفی آلمان کرد و آنچه او را به باواریا بازگردانده ، لزوم کسب مجدد همین عناوین است ، زیرا بایرن در عین این که می خواهد در جام باشگاه های اروپا حاضر و موفق باشد ، اینک می بیند که حتی در صحنه های داخلی هم مشکل دارد و رقبا روی دستش بلند شده اند.

فلیکس ماگات از حاصل 2 سال و 8 ماه کارش در بایرن مونیخ ابراز رضایت کرده ، اما او دقیقا به همان دلیلی کنار رفت که در سال 2004 اتمار هیتزفلد از آنجا رفته بود

فرضیه مقبولی در آلمان وجود دارد ، مبنی بر این که حتی اگر ماگات دچار مشکلات اخیر نمی شد و در پست خود می ماند ، کسب مجدد عناوین قهرمانی داخلی هم نمی توانست حافظ وی باشد و بایرن مربی ای را می خواست که این تیم را از حالت «یک تیم از قبل باخته» در صحنه پیکارهای اروپایی رهایی بخشد و صاحب شانس و توفیق امکان قهرمانی در این پیکارها کند مشخص بود که با ماگات و در دوره حضور و کار وی چنین چیزی برای بایرن امکانپذیر نبود.
او دوره حضورش در بایرن را موفق و خاطره ای خوش و موجب غرور توصیف کرده و کسب 4 جام قهرمانی قطعا تاییدی بر این طرز نگرش محسوب می شود ، اما بایرن باید پاسخ هواداران ناراضی خود را می داد و آنها را ساکت می کرد. کسانی را که پس از تساوی بدون گل بایرن با بوخوم یکصدا بایرن را هو کردند و فضای بدی را در آلیانز آره نا آفریدند.
برخی می گویند فروش میشائیل بالاک به چلسی در ابتدای تابستان امسال چیزی بود که بایرن باید از آن پرهیز می کرد ؛ زیرا رفتن او یک ژنرال حقیقی را از این تیم گرفت ولی حقیقت آن است که بالاک خود اصرار بر رفتن داشت و قراردادش هم با تیم مونیخی تمام شده بود و هیچ قانونی نمی توانست او را در باواریا نگه دارد. از سوی دیگر صرف نظر از تک بازیگرانی مثل پیزارو ، هیچ یک از نفرات بایرن امسال تداوم لازم را نداشته اند و تازه واردانی مثل فان بومل هم نتوانسته اند انتظارات را برآورده کنند و بازیهای طوفانی و فنی و سریع وردربرمن و بازیهای حساب شده شالکه هم مزید بر علت شد تا حتی گلهای معروف آخرین دقایق بایرن هم این تیم را برای همیشه از مخمصه های فزاینده نجات ندهد و به جایی بالاتر از برمن و شالکه منتقل نکند.

نقش سرنوشت

این که سرنوشت بایرن در نهایت چه خواهد شد و در بوندس لیگا و جام قهرمانان اروپا به کجا خواهد رسید و بازیگرانی توانا و مستعد مثل لوسیو ، لام ، سانیول ، شواین اشتایگر ، هارگریوز ، ماکای و اولیور کان معروف در همکاری مجدد با هیتزفلد چه کارنامه ای را به جای می نهند و علی کریمی چه سهمی در سیستم های کاری این مربی نامدار خواهد یافت ، باید صبر کرد و دید.


وصال روحانی
منبع: goal
13 فوریه 2007

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها