تاریخ مهمتر است یا برنامه سازی؛

از جابربن حیان چه می دانیم؛ شخصیت ارزشمند علمی که عمر خویش را وقف گسترش دانش پزشکی کرد و نام خویش را در زمره بزرگان این مرز و بوم ثبت نمود.
کد خبر: ۱۲۷۰۲۲

جابربن حیان یا همان پدرعلم شیمی اما زمانی که سوژه تولید یک سریال واقع می شود ، با آنچه در باور ماست چه سنخیت و شباهتی دارد؛
در این سریال جابربن حیان را شخصیتی می بینیم که سعی می کند به تربیت شاگردانی بپردازد ، اما پس از آن که مورد هجوم عاملان حکومت قرار می گیرد به سوی بصره سفر می کند و پس از آن که حاکم بصره مزاحمش می شود ، به کوفه و سپس به مدینه می رود تا مجهولاتش را نزد استادش جعفربن محمد(ع) برطرف کند. این سریال هرچند نام بلند و پرآوازه جابربن حیان را بر خود نهاده ، اما تنها به بخش کوتاهی از زندگانی او توجه می کند و در کنار آن درگیر ماجرایی عشقی میان یک راهزن و دختر تاجر ثروتمندی می شود که به نوعی با سرنوشت جابربن حیان نیز ارتباط پیدا کرده و در نهایت با تحول راهزن عاشق در طول مسیر و رسیدن جابر به خواسته هایش پایان می یابد.
ظاهرا رسم بر این است که هنرمندان ما در پرداخت داستان های تاریخی ، بیش از این که تاریخ برایشان اهمیت داشته باشد ، الزامات برنامه سازی را مورد توجه قرار می دهند و در مقابل هرگونه انتقادی به این بهانه متمسک می شوند. برای همین در سریال امام علی (ع) قطام پررنگ می شود ، در سریال تنهاترین سردار ، شخصیت های ساختگی وارد داستان می شوند ، در سریال ولایت عشق به شخصیت های فرعی بیش از آنچه باید توجه می شود و در سریال جابربن حیان...
به نظر می رسد از این مقوله باید گذشت. شاید در سریال جابر نیز وارد شدن زبیر و زلفا با داستان از نظر سازندگی آن توجیهی همانند الزامات تولید اثر دراماتیک داشته باشد و درگیر کردن جابر در کشمکش هایی که میان عاملان خلافت عباسی و یاران امام صادق (ع) رخ می دهد از بایسته های برنامه سازی باشد. ممکن است پرزرق و برق بودن تصاویر و نونوار بودن لباس بازیگران نیز از نظر آنان توجیه پذیر باشد ، اما گفتگوهای دوگانه شخصیت های این سریال هیچ توجیهی ندارد. این که حاکم بصره گفتگوهایی کتابی و کاملا ادبی دارد و در مقابل او ، عمرو ، راهزن خائن ، به زبان کوچه بازار سخن می گوید ، چیزی نیست که بر اثر الزامات برنامه سازی رخ داده باشد. از آن مهمتر ، نداشتن رویه یکسان در گفتگوهای شخصیت زبیر است.
اگر تفاوت دیالوگ های شخصیت های فاخر و غیرفاخر توجیهی برای این تفاوت گفتگوها فرض شده ، گفتگوهای علیرام نورایی در نقش زبیر این توجیه را باطل کرده است ، ضمن آن که همان شخصیت های فاخر نیز گاه فراموش کرده اند باید در چه مقامی سخن بگویند. نکته دیگر درباره این سریال بازیهای کمتر از انتظار بازیگرانی است که در این عرصه نامی برای خود دست و پا کرده اند. براستی اکبر عبدی جز حرکات خاص چهره که به نظر می رسد از خصوصیات ذاتی اوست ، چه هنری از خود در این سریال به نمایش گذاشته است؛
آیا او قادر به اوج و فرود دادن به نقش خود نبوده یا کارگردان از او چیزی جز بیان جملات مشابه نخواسته است؛ بازی حسن جوهرچی در این سریال می توانست نقطه عطفی در عمر بازیگریش باشد که این اتفاق نیز روی نداده است. البته بازی علیرام نورایی در نقش زبیر و حسین توشه در نقش عمرو ، جدا از نقصی که در بیان گفتگوهای آنان وجود دارد ، قابل توجه است.
جدای از آنچه ذکر شد ، طراحی صحنه و لباس این سریال با توجه به زمان اندک تصویربرداری از نقاط قوت آن است. انتخاب فضاهایی بدون برخورداری از ساخت و سازهای آنچنانی ، توانسته مخاطب را به فضای داستان نزدیک کند. حتی اگر سازندگان این سریال همانند برخی سریال های تاریخی دیگر ، دست به دامان دکورهای عظیم می شدند و هزینه های گزافی را صرف آن می کردند ، نمی توانستند به میزان بیابان های خور و بیابانک و نخلستان هایی که احتمالا در همان منطقه واقع شده ، به مخاطبان خویش جذابیت های بصری ارائه کنند.
سریال جابر بن حیان نیز به پایان پخش خود رسید تا با دستمایه قرار دادن زندگی یکی از اندیشمندان بزرگ ایران اسلامی ، این نکته به همه یادآوری شود که این مرز و بوم ، سرشار از ستارگان درخشان و گوهرهای گرانبهایی است که باید آنان را شناخت و به داشتن آنان بالید ، قبل از آن که همانند مولوی و ابن سینا و ابوریحان ، سند مجعول آن به نام دیگران بخورد. اگر دست اندرکاران تولید این سریال توانسته باشند نام جابر بن حیان را بیش از آن که برسر در داروخانه ای دیده شود در اذهان زنده کنند و او را همان گونه که هست دانشجویی شایسته در مکتب اهل بیت (ع) معرفی کنند ، کاری شایسته کرده اند و کاستی های آنان در کنار این هدف بزرگ کمتر به چشم می آید.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها