اگر بخواهیم جنبه های کمی و کیفی مجموعه «جابر بن حیان» را بررسی کنیم ، شاید در یک گفتار تمام نشود. پس در اینجا سعی شده مطالبی طرح شود که در اولویت هستند.
کد خبر: ۱۲۴۹۴۴
از تحقیق پیش از ساخت برنامه آغاز می کنیم ؛ کمبود طرح مطالب کلیدی در متن سریال پرده از کم کاری محققان برمی دارد ، این ضعف نتیجه ای جز فقر تصویرنامه از نظر مواد غنی در برندارد. و پرسش کلیدی ما: آیا شخصیت عمدتا علمی جابر بن حیان باید این گونه به تصویر درآید؛ مگر چند بار دیگر می خواهیم در ساخت برنامه های داستانی به امثال این گونه اشخاص وزین و گرانسنگ بها دهیم؛ در حالی که می شد با رعایت اصل پرورش شخصیت و وفاداری کامل به واقعیت ماجرا ، این مجموعه را به یکی از ماندگارترین آثار تلویزیونی تبدیل کرد. شاید بیراه نباشد چون در مثل مناقشه نیست که مجموعه داستانی انگلیسی «مادام کوری» را مثال بیاوریم. مجموعه ای که در شمار آثار موفق تلویزیونی قرار گرفت و خوشبختانه در سالهای گذشته با دوبله مناسبی از سیما پخش شد. سازندگان مجموعه مادام کوری با بررسی شخصیت این زن دانشمند ثابت کردند باید اثر را در فضایی علمی و پژوهشی خلق کنند و این اثر با این تدبیر ، کاری ماندگار شد. از آنجا که سریال به شخصیت علمی محور داستان وفادار بود ، کارگردان توانست شیفتگی خستگی ناپذیر ماری کوری را به آزمایش های مکرر علمی اش با تصویر ثابت کند و بیننده نیز با لمس این صداقت برنامه ساز ، آن را تا آخر دنبال کرد. به همین شیوه می توان به دیگر سریال خارجی با نام «رامون کاخال» دانشمند اسپانیایی اشاره کرد. در حالی که به شهادت تاریخ ، میزان و گستره تحقیقات جابر بن حیان در چند حوزه مجزای علمی به هیچ وجه قابل مقایسه با این دو تن نیست. پس چرا ما در این چند قسمت سریال اثری از آن شوریدگی علمی را در شخصیت جابر نمی بینیم؛ و به جای آن سازنده تلاش کرده شخصیت او را در حد معلم دوره گرد مهربانی تنزل دهد ؛ آنچنان که هم و غم او این است بین یک راهزن به نام زبیر و دختری از طبقه تجار به نام زلفا پیوند ایجاد کند! و ته ماجرا آن است که راهزن را به سمت توبه و بازگشت به خویشتن سوق دهد. آیا واقعا برد شخصیت جابر بن حیان در تاریخ تا همین حد بوده است؛ در یکی از سکانس های مجموعه همین راهزن با داروی جابر از دل پیچه ای سخت نجات می یابد و به محض خوردن دارو بلافاصله درمان می شود! آیا بهتر نبود کارگردان ظرفیت زمانی اندکی بیشتر برای شفای راهزن قائل می شد تا این عمل داستانی باورپذیر جلوه کند؛ اما کاش مشکل در این سطح می ماند. عمق مساله در آنجاست که هنوز تا اینجای کار خود شخصیت جابر در باور مخاطبان ننشسته و امید می رود که شاید در قسمتهای باقیمانده با بازی حسن جوهرچی این اتفاق رخ دهد. البته قصد نگارنده نومیدی مخاطبان از این سریال نیست. انصافا باید گفت که لعاب و رویه کار آبرومندانه شده ، انتخاب لوکیشن یا مکان تصویربرداری در منطقه ای بکر در اطراف کاشان ، خانه تاریخی عامری ها با حفظ جزییات دوره خود ، کاربرد سیستم پیشرفته DV-Cam در ضبط تصویر و صدا ، ساخت تیتراژ با موسیقی و صدای دلنشین حسام الدین سراج (کاش آواز تیتراژ پایانی هم فارسی بود تا از محتوای اشعار بهره بیشتری به بینندگان می رسید) ، همچنین انتخاب مناسب لباس و صحنه پردازی در ایجاد فضاسازی بصری دوره قدیم (نه آن دوره خاص) موثر بوده اند. بازی خوب کریم اکبری مبارکه در نقش حاجب دربار ، انوشیروان ارجمند در نقش قاضی ، علیمرام نورایی در نقش زبیر و عنایت بخشی در نقش مفضل تحسین برانگیز است. در حالی که اگر کارگردان از اکبر عبدی بازیگر با تجربه می خواست که با صدای طبیعی خود صحبت کند تیپ او چنین تصنعی نمی شد! حالا می رسیم به بررسی شیوه دیالوگ نویسی و انتخاب لحن در گفتگوی پرسوناژها که اگر با حفظ نثر قدیم راحت تر صحبت می کردند پذیرفتنی تر بود. البته این ویروسی است که در لحن گفتار ، دامنگیر داستان های تاریخی ما شده که همگی تلاش می کنند به صورت بیانیه ای و خطابه ای با هم حرف بزنند! ذکر این نکته نیز جالب است که چندان معلوم نیست جابر اهل کدام ناحیه بوده ، نکند ایرانی است؛ کاش در این زمینه ، سریال تاکید بیشتری می کرد. نکته آخر ، معلوم نیست چرا در این چند سال اخیر در برنامه های تاریخی عزم بر این بوده آدمهای با ویژگی علمی و فرهنگی و با درصد کمتری مصلح اجتماعی به صورت معکوس و نابه جا تصویر شوند. این تصمیم در ساخت برنامه بیش از همه جفا به خود این بزرگان است که نامشان در عنوان آثار تلویزیونی تیتر می شود. البته شکی نیست که شبکه های پرمخاطبی همچون شبکه 3 سیما خوراک داستانی جذاب می طلبند و باز هم مطمئنا با این شیوه کار داستانی که پربرخورد و پرماجراست و قطعا برای بیننده سرگرم کننده است. پخش سریال هایی مانند جابر بن حیان با توفیق عامه روبه رو خواهد شد اما چیزی که فراموش شده و اصلا رعایت نشده ، حفظ حریم واقعی این آدمیان است. کاش با یک فضاسازی حساب شده و با ریتم سنگین و علمی و پرسکوت ، ولو برای پخش در یک شبکه علمی به اینان پرداخته می شد. اما حسن کار این بوده که این سریال ها مخاطبان نخبه خود را می یافتند. در اینجا این پرسش مطرح می شود که آیا بعد از دیدن این گونه آثار به نام این اشخاص تاریخی بینندگان برای مطالعه آثار و کردار اینان تشنه می شوند و شتاب می کنند؛ پاسخ منفی است. زیرا با فرمول ایندیانا جونزی هرگز نمی توان این رجال و اوتاد علمی را تصویر کرد مگر آن که گرد و غبار برخاسته از وقایع حاشیه ای داستان را خواباند و در فضایی آرام ، پاساژی برای تفکر و تمرکز مخاطبان ایجاد کرد آن گاه با رعایت این قاعده ، بزرگان فرهنگی تاریخ کشورمان را معرفی کرد.