از هزل عفیف تا طنز اجتماعی

با شروع مجموعه تلویزیونی باغ مظفر از شبکه 3 سیما ، مثل همیشه بحث و گفتگوی بسیاری در رابطه با این مجموعه در بین مردم به وجود آمد.
کد خبر: ۱۲۳۱۴۱

نگارنده این سطور کوشیده است با استفاده از تعاریف واژه های طنز و هزل و بیان تفاوت های آنها به نقد مختصر این مجموعه تلویزیونی بپردازد.
طنز در لغتنامه دهخدا به معنی فسوس کردن ، فسوس داشتن ، افسوس داشتن ، افسوس کردن ، برکسی خندیدن ، عیب کردن ، لقب کردن ، سخن به رموز گفتن ، طعنه و سخریه آمده است. اگر چه طنز خنده ناک است ، اما خنده ، هدف طنزپرداز نیست بلکه خنده ، به عنوان پوششی است تا طنزپرداز بتواند حقایق تلخ و دردناک را بیان نماید. در اینجا طنز به علت خنده و انبساط روحی که در مخاطب پدید می آورد به راحتی احساسات و عواطف او را در اختیار می گیرد و پیام خود را از راه غیرمستقیم بر عمق دل و جان و باور وی می نشاند.
طنزپرداز با آگاهی از این موضوع با استفاده از سلاح برنده طنز و در پوشش خنده ، گاهی به نمایان ساختن صفات مذموم درون انسان می پردازد و گاه اعتقادات و عملکرد گروه یا شخص خاصی را مورد انتقاد و گاهی عیبها و فسادهای اجتماعی را مورد هجوم قرار می دهد.
طنز را می توان از دیدگاه مضمون به گروههای زیادی تقسیم کرد که مهمترین این گروهها عبارتند از: طنز سیاسی ، طنز اجتماعی ، طنز فلسفی ، طنز عرفانی ، طنز ژورنالیستی ، طنز فردی ، طنز خانوادگی و...
طنزهایی که معمولا در مجموعه های تلویزیونی ارائه می شود طنزهای اجتماعی یا طنزهای خانوادگی هستند. طنز اجتماعی یکی از پرکاربردترین مضامین طنز است و روابط اجتماعی بین گروهها، قشرها و طبقات مختلف اجتماع را از منظر طنز، طرح و بررسی می کند.
در مقابل واژه طنز ، واژه هزل قرار دارد. هزل در لغتنامه دهخدا به معنی سخن بیهوده ، لاغ ، بیهودگی ، خلاف جد آمده است و یا لعب (= مزاح و شوخی) و هذیان (= سخن لاف و گزاف ، سخن مهمل ، لاغ ، چرند، جفنگ ، بیهوده گویی) و سخریه (= ریخشند و سخن مسخره آمیز) مترادف است.
هدف هزل رسانیدن مخاطب به خنده از سریع ترین راه ممکن است. بدیهی است هر گاه خنده هدف شود ، عقل و حکمت و جدیت به کنار خواهد رفت. آن گاه طنز تنها ، وسیله ای برای لذت جویی و گذران بیهوده وقت خواهد شد و اهداف والایی مانند تعلیم ، بیان جنبه های منفی اجتماع ، افشاگری ، مبارزه با ظلم و ستم ، به اندیشه واداشتن و... را دنبال نخواهد داشت. عناوینی مانند لطیفه ، جوک ، شوخی ، بذله گویی ، مطایبه ، فکاهی ، لاغ ، لهو، لودگی ، مزاح و... جزو هزل محسوب می شوند. به طور کلی هزل را می توان به دوگروه هزل وقیح و هزل عفیف تقسیم کرد.
در هزل وقیح ، هزل گو با استفاده از ساده ترین راه ممکن یعنی طرح شوخی های رکیک ، موضوع های منافی عفت و کاربرد کلمات ناپسند و زشت ، ممنوعیت های اخلاقی را در می نوردد و حرمتهای اجتماع را به مسخره و ریشخند می گیرد.
هزل عفیف هزلی است که محور آن ، موضوع های ساده و روزمره زندگی ، اعمال و حرکات افراد ، سخنان ، اشتباهات مضحک و حماقت های افراد در محیط زندگی و کار ، خیالات و آرزوهای خنده آور ، لباس و خوراک افراد و غیره است که البته منشائ ترک ادب در آن دیده نمی شود. برای این نوع سخن اصطلاح لطیفه ، فکاهی ، شوخی و... را نیز به کار می برند.
پیمان قاسم خانی سرپرست گروه نویسندگان مجموعه باغ مظفر درباره این مجموعه در گفتگویی عنوان کرده است: «در این کار اولویت برای من خنداندن مخاطب است و ترجیح می دهیم با ایجاد فضا و موقعیت طنز فضایی شاد و مفرح برای بیننده ایجاد کنیم و خیلی سعی نداریم در لابه لای موقعیت های طنز مانند سایر برنامه ها یا حتی مجموعه های قبلی مدیری نتیجه گیری خاصی به بیننده القاء کرده و او را وادار به گرفتن پیامی خاص کنیم.» با توجه به مقدمه ای که ذکر شد و نظر آقای قاسم خانی بسهولت می توان نتیجه گرفت که مجموعه باغ مظفر ، در ردیف هزل عفیف قرار می گیرد. (البته اگر قسمتهایی از دیالوگ بازیگران حذف شود.)
به نظر نگارنده اگرچه این مجموعه به این سو گرایش دارد ، لیکن با نگاهی دقیق تر به آن می توان ردپایی از طنز اجتماعی و طنز خانوادگی را در آن پیدا کرد. بعضی از سنتهای ناپسند ، آداب و رسوم دست و پا گیر ، خرافات ، رفتارهای ریاکارانه و... در مجموعه باغ مظفر بخوبی به نقد کشیده شده است که با توجه به مخاطبان بسیار این مجموعه ، نمی توان از آثار تربیتی و اخلاقی آن به راحتی عبور کرد و آن را نادیده گرفت. می توان با کمی اغماز نتیجه گرفت که دست اندرکاران این مجموعه قصد دارند تا با نمایاندن چهره زشت بعضی از آداب و رسوم غلط یا رفتارهای ناپسند ، مردم جامعه را به سوی کنار گذاشتن این سنتهای غلط و اصلاح رفتارهای نادرست سوق دهند.
از طرف دیگر مخاطبان این مجموعه را طیف وسیعی از افراد جامعه تشکیل می دهند و برای مخاطب عام نمی توان طنزی عمیق و غیرسطحی ارائه کرد زیرا امکان درک و لذت بردن از طنز عمیق و واقعی برای تمامی افراد جامعه ما وجود ندارد و درک این گونه طنز به عواملی چون میزان تحصیلات ، میزان مطالعه ، آشنایی افراد با طنز و... بستگی دارد. بنابراین با توجه به واقعیت های موجود در جامعه می توان سطحی بودن طنز این مجموعه را توجیه کرد. لیکن باید با حرکت به سوی طنزی واقعی ، عمیق ، فاخر و افشاگر زمینه را برای درک بیشتر مخاطب و اعتلای سطح فرهنگ جامعه فراهم نمود.
نداشتن روحیه انتقادپذیر نیز از مشکلات طنز در جامعه ما به شمار می رود. در جامعه کنونی ما نظارگان در آیینه طنز فقط خود را می بینند ؛ بنابراین آن را برخورنده می یابند و با شدیدترین وجه در مقابل آن واکنش نشان می دهند. بنابراین عدم جسارت و شجاعت دست اندرکاران مجموعه باغ مظفر در بیان طنزی عمیق و گزنده بخوبی قابل درک است.

مهدی حشمتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها