تاثیر ادبیات فارسی بر مغرب زمین

ادبیات فارسی ، به جهت قدمت طولانی ، غنا، جلوه های هنرمندانه و زیبایی از اخلاق ، عرفان داشته و دارد، از خود سیمایی پرفروغ در ایران و چهارسوی گیتی به نمایش گذارده است.
کد خبر: ۱۲۲۵۰۹

بزرگانی چون سعدی ، حافظ، مولانا، جامی ، نظامی و خیام از ستارگانی هستند که خورشید مضامین عمیق ، لطافت روح و ذوق هنری شان ، همچنان بربلندای آسمان انسانیت می درخشد.
آشنایی غرب با ادبیات پربار ایران زمین را باید در گرایش آنان به شرق شناسی در چند قرن اخیر دانست. این رویکرد با انگیزه و اهداف گوناگونی صورت می گرفت.
به عنوان نمونه از سوی کشورهایی نظیر روسیه ، انگلیس ، فرانسه و هلند توام با اغراض سیاسی و به سخنی روشن تر، استعماری بوده است. آلمان و اتریش از آن رو که در موقعیت استعمارگرانه ای نبودند، بیشتر اهداف فرهنگی را مطمح نظر قرار می دادند. نفوذ رو به گسترش مولانا در امریکا را هم باید در حیطه بحران معنویت در آن خطه مورد مداقه قرار داد.
علایق غرب برای شناخت فرهنگ ایران شعاع گسترده ای از خورشید ادب پارسی را به آن دیار تاباند. در این میان «کلک آشنا» در تلاش است ، جلوه هایی از این اثرگذاری را بر 7نفر از زبده ترین هنرمندان ، نویسندگان اروپایی و امریکایی بنمایاند.یوهان ولفگانگ فون گوته یکی از آن بزرگانی بود که در این مجموعه مورد توجه قرار گرفت . با تماشای این قسمت ، روزنه ای دیگر به روی فرهنگ دوستان ایرانی گشوده شد، چشم اندازی از چگونگی برقراری ارتباط فرهنگی ایران و آلمان و دیدگاه های گوته در باره ادبیات پارسی ، به خصوص حافظ ترسیم شد.زمینه های آغازین ارتباط بین آلمان و ایران در زمان شاه عباس اول از طریق اعزام یک هیات شکل گرفت. در این واقعه ، آدام اولئاریوس (1603 -1671) در مقام منشی و مشاور سفیر فریدریش سوم در سال 1633همراه این هیات بود.
هیات یاد شده اگر چه در تحقق هدف اقتصادی اش ، یعنی رساندن ابریشم از راه روسیه ، برای بهره گیری در صنایع دستی آلمان ، توفیقی نداشت اما حاصل آن ترجمه اثر ادبی سعدی و همچنین نگارش سفرنامه از سوی اولئاریوس بود که در جامعه فرهنگی و ادبی آن دیار درخشش بسیاری یافت.
هامر پورگ اشتال ، یکی از نویسندگان شهیر آلمانی و مترجم ابیات حافظ در سال 1818در یکی از آثار خود اذعان کرده است که سرچشمه داستان های جانوران ، لطیفه های کوتاه و نغزها گه درون ، هردر و گوته و بسیاری دیگر به نوشته های سعدی باز می گردد.آشنایی گوته با حافظ از طریق برگردان اشعار این شاعر در سال 1814انجام گرفت.
اثرپذیری وی از حافظ در نوشته او با عنوان یادداشت ها و نوشتارهایی برای دریافت بهتر دیوان غربی - شرقی نمایان است. گوته خود را با حافظ خویشاوند و او را دوقلوی معنوی خود می داند که در این میان خبرگی این دو را در سرودن شعر و همسو بودن دیدگاه هایشان درباره هستی و انسان را می توان از دلایل نزدیکی آنان به یکدیگر دانست. نگاهی به آثار گوته درباره حافظ نشان می دهد که این شاعر ایرانی از نظر وی دوست داشتنی ترین سراینده پارسی گوی بوده ، به آن گونه که شانی را که او در ادبیات آلمانی به حافظ داده تا کنون شامل شاعر دیگری نشده است.
از دیگر اندیشمندان آلمانی که کلک آشنا به آن پرداخته فرید ریشروکرت است. او در کتاب «جنگ خاوری » (1822)بیان داشته ، پس از خواندن دیوان گوته بوده است که خود را با حافظ همدل و همراه یافت . استعدادش در یادگیری زبانهای بیگانه ، تسلط بر گویش مادری و بهره مندی عمیق و لطیف از استعداد شعری ، او را به یکی از بزرگترین انتقال دهندگان ادبیات خاور زمین بدل ساخت.
روکرت در سال 1820با ترجمه هایی از دیوان مولانا، توانمندی خود را بیشتر شناسانده است. علاوه بر آشنا کردن انبوهی از شیفتگان عرفان و هنر با سروده های پارسی گوی ، برای نخستین بار قالب غنایی غزلی را از ادبیات فارسی به زبان آلمانی آورد. او همچنین در سال 1824بخشهایی برگزیده از اسکندرنامه نظامی را ترجمه کرده و به چاپ رساند.
ویکتور هوگو، از بهترین و برترین های ادب و فرهنگ فرانسه نیز از زمره زبدگانی است که قسمتی از برنامه به وی اختصاص دارد. اثرپذیری او از ادبیات شرقی و ایرانی بویژه شاعرانی همچون سعدی ، حافظ و عطار از آنچنان وضوحی برخوردار است که صاحب نظران ایجاد مکتب رمانتیک از سویی وی را، پس از آشنایی اش با جلوه هایی از این بخش از ادبیات جهان می دانند. ماتیو آرنولد، رالف والد و امرسون از دیگر کسانی هستند که کلک آشنا درباره نحوه و شعاع اثرپذیری شان از ادبیات فارسی به بحث پرداخته و تلاش دارد در این چارچوب اندیشه های لویی آراگون و هانری دومونترلان را هم مورد پردازش قرار دهد.
از جهت محتوایی با وجود غنایی که دارد، گاه به بیان حیات و اندیشه شخصیت مطرح شده ، در زمینه های دیگر گرایش بیشتری می یابد در صورتی که ضروری تر آن است به گونه ای تفصیلی و جزیی تر دلایل اثرپذیری ایشان از ادبیات فارسی و دامنه این تاثیر در ادبیات غرب مورد اهتمام قرار گیرد.
در این میان ترجمه و بیان نخستین بار ابیاتی از روکرات ، امرسون ، آراگون و مونترلان را به فارسی از شمول این نظر استثنائ کرده و تلاش برای نمایاندن وسعت و عمق ذوق و اندیشه آنانی تلقی می کنیم که به ارائه دیدگاه هایشان درباره ادبیات فارسی می پردازند.
تماشای ملک آشنا مجالی دیگر برای بازیابی هویت دیرپای فرهنگی و دینی کشورمان و اثرگذاری اش بر پهندشت ادب و هنر غرب است ، بدان امید که از این رهگذر قدر خویش را بدانیم و بر بالندگی و خجستگی ذوق و اندیشه ایرانی و اسلامی مان بیفزاییم.


محمدرضا کریمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها