:
خانه ای را تصور کنید که مادر جوانش گوینده خبر باشد ، پدر در بخش خبر سیاسی یک رسانه فراگیر کار کند و تلویزیون آن فقط خبر نشان بدهد.
کد خبر: ۱۲۰۹۹۵
البته آدمهای آن خانه نیز رد همه ساعتهای خبری را گرفته باشند. زیاد عجیب نیست اگر پسر بچه 7 ساله این خانواده همه سیاستمداران بزرگ و کوچک دنیا را بشناسد. طیبه ارمی گوینده خبر رادیو ، مادر همین خانواده است. یک فروردین ماهی احساساتی ، زودرنج و جدی که با ادبیات فارسی میانه خیلی نزدیک دارد.
چهار خصیصه خود را می گویید؛ جدی ، منضبط ، احساساتی و زودرنج هستم.
یعنی گویندگی خبر از شما آدم خشنی نساخته؛ نه خشن که نیستم ، ولی دلم می خواهد یک بار بیایید تحریریه پخش خبر و نگاهی به افراد بیندازید. هر کس پشت یک دستگاه نشسته و بشدت در کار خود غرق شده است. خاصیت کار خبری به خاطر تمرکز زیادی که لازم دارد ، در این است که جدی باشیم.
چرا برنامه سازان رادیو با همکاران خود در اداره اخبار صدا ارتباط نزدیک و دوستانه ای ندارند با این که هر دو قشر در رادیو فعالیت می کنند و اتفاقا هر دو گروه هم از عشق زیاد به این رسانه صحبت می کنند؛ اتفاقا برای خود من هم همیشه این مورد سوال بوده است. ولی از یک سال و نیم پیش که پخش شبکه صدای آشنا کنار ماست ، ارتباط دوستانه ای هم ایجاد شده است. پیش از این برایمان سخت بود. ما فکر می کردیم برنامه سازان رادیو آدمهای متفاوتی هستند و آنها هم ما خبری ها را خشک و خشن تصور می کردند. شاید به خاطر فاصله میان ما و آنها باشد که فرصت ارتباط و دوستی نداریم.
اتفاقا کمتر از 2 سال است که از هم دور شدید قبل از این شما و برنامه سازان رادیو در ساختمان شیشه ای کنار هم بودید؛ البته به ویژگی های خاص کار خبر هم مربوط است . من پیش از این که به رادیو و خبر بیایم ، دو سال در بخش نظارت و ارزیابی خبر کار می کردم ، ولی از نزدیک با این حوزه ارتباط نداشتم. اولین دفعه ای که وارد تحریریه خبر شدم ، فضا برایم خیلی سنگین بود. دیدم هر کسی بشدت مشغول کار خویش است و واقعا فرصتی برای صحبت کردن نیست. پایین برگشتم و به شوهرم که در معاونت سیاسی کار می کند ، گفتم من هرگز وارد این حرفه نمی شوم با روحیه ام اصلا مطابقت ندارد.
ولی گوینده خبر شدید؛ شاید قسمت این بود. من از رکود و نخوت بیزارم دلم می خواست عرصه های نو را تجربه کنم و الان که وارد این کار شدم می فهمم جدیت از ضروریات کار خبر است.
مثل آنها شدید؛ بله ، دقیقا مثل آنها شدم. چند روز پیش یکی از دوستان به تحریریه خبر آمد. من را که دید گفت: چقدر خوشحالم که تو را دیدم ، فضای اینجا داشت من را می گرفت.
کار شما انتقال اطلاعات به مخاطب است. واقعا این همه جدی شدن و جدی بودن را در انتقال اطلاعات لازم می دانید؛ حوزه خبر مثل تولید نیست ، در تولید می شود راحت تر با مخاطب ارتباط برقرار کرد. ولی چارچوب کار خبری خود به خود برای ما قواعدی را مشخص می کند. ما برای چارچوب کلمه و جمله هم قاعده داریم چون میراث دار گذشتگان خود هستیم و می خواهیم آنچه داریم به آیندگان بسپاریم. بنابراین دین بزرگی به گردن ماست و باید قاعده را به شکلی که به ما رسیده حفظ کنیم.
درباره شکست قالبهای خبری که بتازگی در تلویزیون مرسوم شده چه می گویید؛ با این که با تجربه های جدید موافق هستم ، ولی نمی توانم بگویم همه آنچه هم اکنون اتفاق می افتد را قبول دارم. مثلا در خبر رادیو جوان مدتی مرسوم شده بود که واژه ها را بشکنیم ، از حالت کتابت خارج و به زبان محاوره خبر بخوانیم. اما من حالت دیگری را که بتازگی شروع کردیم می پسندم با این که در عین راحتی و صمیمی شدن با مخاطب جملات را به همان حالت کتابت ادا کنیم. با این همه مطمئنم این شیوه در شبکه هایی مثل سراسری و فرهنگ پاسخ نمی دهد.
الان در خیلی از شبکه های خبری دنیا گوینده های خبر با زبان محاوره و راحت و صمیمی خبر می خوانند؛ قبول دارم راحت هستند ، ولی نمی توانم بگویم که صد درصد در کارشان حرفه ای هستند.
خیلی به چارچوب های سنتی مقید هستید؛ هنوز هم که هنوز است مردم با صدا و اجرای برخی از گوینده های خبر مثل آقای حیاتی ارتباط برقرار می کنند و حتی اطلاعات موثق را از آنها می گیرند چون فکر می کنند دروغ نمی گویند.