3 خواهر چگونه عاشق کودکان شدند

: وقتی او را دیدم احساس کردم سالهاست که می شناسمش. شاید به این خاطر است که از او خاطرات زیادی دارم ؛ البته در زمان کودکی ، چرا که کودکی ما با کارهایی که او برایمان به تصویر می کشید خیلی جذاب تر و رویایی تر شده بود.
کد خبر: ۱۱۹۵۲۵

از خونه مادربزرگه بگیرید تا مدرسه موشها. هنوز پس از سالها وقتی درباره بچه ها و دنیای کودکانه آنها صحبت می کند عشق از نگاه و کلامش بخوبی احساس می شود. راضیه برومند در خانواده ای بزرگ شده است که همه آنها به دنیای کودکانه و همین طور کودکان عشق می ورزیدند. مرضیه و احترام برومند نیز در خاطرات کودکی ما نقش بزرگی دارند ؛ اما بهانه ما برای گفتگو با راضیه برومند ، به واسطه حضورش در سریال کتاب فروشی هدهد بود و با او در حالی صحبت کردیم که تنها یک روز تا اثاث کشی به خانه جدیدش باقی مانده بود. هوا سرد بود، اما صحبت های او فضا را گرم می کرد.

بهترین سالهای دوران فعالیت شما ، در زمینه کارهای هنری مربوط به چه دورانی است؛
مربوط می شود به سالهای 85 و همین طور 62. در آن زمان شور و حال خاصی برای کار و همین طور اجرا داشتیم. یادم است که 2 نمایش اجرا کردیم که کارگردان یکی از این نمایش ها آقای رضا بابک بودند که در تئاتر شهر و سالن چهارسو اجرا شد که بسیار کار قشنگی بود و بچه ها هم در آن زمان خیلی خوب استقبال کردند. به هر حال چون کارها به شکل گروهی انجام می شد به طبع نتیجه خوبی هم داشت.
از چه سالی به طور جدی ، فعالیت هنری را شروع کردید؛
فعالیت حرفه ای ام را با چند اجرای صحنه ای و تلویزیونی از سال 1350 و پیش از ورود به دانشگاه شروع کردم. پس از آن به عضویت گروه تئاتر پیاده درآمدم و فعالیت های هنری ام تا به امروز ادامه یافت.
در آن زمان ، خیلی از کارها به شکل گروهی انجام می شدند ؛ اما در طی این سالها کمتر ما شاهد چنین مساله ای هستیم. بویژه در زمینه کارهای کودک ، کمتر گروهی فعالیت دارند. در این خصوص چه نظری دارید؛
من به طور مسلم حرف شما را قبول دارم. متاسفانه گروهها از هم پاشیده شدند که فکر می کنم دلیل این مساله برمی گردد به مسائل اقتصادی ضمن این که بازیگران هم دیگر خیلی کم وقت می گذارند و کمتر کسی می آید و سه ، چهار سال وقتش را به تئاتر اختصاص می دهد ، چون درآمد تئاتر هم کم است ؛ البته خیلی از بازیگران هم کار سینما می کنند و هم تلویزیون و به همین دلیل کمتر به سمت تئاتر می آیند ؛ بنابراین دیگر گروهی باقی نمی ماند.
کار کودک و نوجوان هم به معنای گذشته ، کمتر ساخته می شود؛
درست است. اتفاقا این ژانر برای من خیلی مهم است ؛ اما متاسفانه افرادی که در این زمینه فعالیت می کنند ، کمتر در این کار تخصص دارند و فکر می کنند ، برنامه ساختن در این زمینه کار راحتی است و کودک چون کودک است پس کار کودک هم کوچک و راحت است. حرفه ای و غیرحرفه ای در این ژانر در کنار هم هستند ؛ البته تمیز دادن آنها از یکدیگر کار سختی نیست. ارتباط کودک ، تکلیف کار را روشن می کند. به هر حال من نسبت به این ژانر تعصب خاصی دارم ، چون پایه ریزی شخصیت بچه ها از همین دوران شکل می گیرد و کار در این زمینه درواقع به نوعی آموزش غیرمستقیم به آنهاست.
از گروه تئاتر امروز بیشتر برایمان بگویید؛
گروهی که ما در آن سالها تشکیل داده بودیم ، متشکل از افرادی مانند رضا بابک ، اردوان مفید ، مرضیه برومند ، بهرام شاه محمدلو و... بود که بیشتر در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کار می کردیم و در فضاهای باز یا کتابخانه های مربوط به کانون نمایش اجرا می کردیم و اولین گروهی هم بودیم که برای نخستین بار در تلویزیون نمایش های عروسکی را ضبط می کردیم.
این مساله مربوط به چه سالی است؛
فکر می کنم حدود 35 سال پیش بود.
شما و 2 خواهر دیگرتان (احترام و مرضیه) برومند ، همگی در زمینه ژانر کودک و نوجوان نیز فعالیت هایی داشته اید. از این نظر هیچ گاه حس رقابت نسبت به یکدیگر داشته اید؛
خیر. به هیچ وجه. چون خواهر بزرگم (احترام برومند) حدود 8 سالی از من بزرگتر هستند و همیشه به او به عنوان یک پیشکسوت نگاه کرده ایم. ضمن این که نوع کار او هم با من و مرضیه فرق می کرد. احترام بیشتر مجری و گوینده کارهای کودک بود. او به بچه ها از همان ابتدا خیلی علاقه داشت و حتی پیش از آن در مدارس استثنایی نیز فعالیت داشت. مرضیه برومند هم که نیز بیشتر به صورت تخصصی کارگردانی می کند ، بعکس من که بیشتر به بازیگری تمایل دارم ، بنابراین چون نوع کار هرکدام از ما با دیگری فرق می کند ، پس حس رقابتی هم به آن شکل نداشتیم. به هر حال مرضیه و احترام ، استادان من هستند و از این که می بینم موفق هستند لذت می برم و خیلی چیزها از آنها آموخته ام.
خودتان هیچ وقت وسوسه کارگردانی ، نداشته اید؛
چرا. اتفاقا خیلی فکرم را مشغول کرده است.
حالا چرا هر سه شما به ژانر کودک و نوجوان گرایش پیدا کرده اید؛
فکر می کنم به دلیل خصلت های مشترک ما در ارتباط با مخاطب خالص و صادقی چون کودک و نوجوان باشد.
در بخشی از صحبتهایتان اشاره کردید که به بازیگری علاقه مند بودید ؛ اما در این سالها کمتر حضور شما را به عنوان بازیگر در سریال ها دیده ایم.
بله ، علتش هم این است که فکر می کنم به زن در سریال های تلویزیونی غلط نگاه می کنند.
از چه لحاظ؛
زن را معمولا یک موجود خاله زنک ، کم مغز و سبک نشان می دهند که یا دارد سبزی پاک می کند یا دارد چای می آورد یا همیشه مشغول چشم و هم چشمی یا حسادت است.
من زن واقعی را این گونه نمی بینم ؛ البته زن به امور خانه رسیدگی می کند؛ ولی لزوما تنها کار خانه نیست.

مرضیه از نگاه راضیه


بهترین کار مشترکی که با مرضیه برومند داشتم به نظرم کتاب فروشی هدهد است. چون هم نقش را دوست دارم و هم نقشم طولانی تر از کارهای گذشته است ؛ البته در زمینه سریال چندان با یکدیگر همکاری نداشته ایم.
یکی آرایشگاه زیبا بود و دیگری خودروی تهران 11. بیشتر بینندگان تلویزیون با جنس و نوع طنز کارهای مرضیه برومندآشنا هستند و آن را می پسندند. نگاهی که او به طنز دارد خیلی متفاوت است.
چرا که طنزش ، یک طنز ظریف باورپذیر و منطقی است. مرضیه خیلی با مردم زندگی کرده است و خیلی خوب شرایط آنها را درک می کند و دلیلی هم که باعث شده باورپذیر شود همین است که از واقعیت سرچشمه گرفته است و نه تخیل صرف ؛ البته در طنز او به نوعی غلو هم وجود دارد که زیاد نیست که این مساله هم به رویکرد خود نمایش برمی گردد چون اگر قرار باشد تنها واقعیت را ببینیم ، دیگر با نمایش رو به رو نیستیم ، بلکه تبدیل به یک کار مستند و گزارشی می شود.
گروهی می گویند ، مرضیه در کارش بشدت جدی و سختگیر است. این سختگیری شامل حال من هم می شود. نکته ای که درباره مرضیه همیشه می گویند این است که او از سنگ هم بازی می گیرد و جدیت او باعث می شود که در نهایت کارش مورد قبول واقع شود و خستگی ناپذیر است. به هر حال من هم کمی از او می ترسم ، اما باز هم می دانید که او چه قلب مهربانی دارد.و این که هیچ وقت هنگام کار، ابراز رضایت نمی کند و پس از کار، نظرش را می گوید

ما کمتر زنی را در سریال ها می بینیم که به طور منطقی و بجا کار خانه را انجام بدهد. بنابراین چون چنین تصوری نسبت به زن ندارم ، کمتر هم بازی می کنم. ضمن این که باید اشاره کنم که من چندان به دنبال شهرت نیستم و هرگز این مساله ارضایم نمی کند.
اساسا نقش ایده آل از نظر شما ، چگونه نقشی است؛
نقشی که بازیگر برای پرورش آن جای کار داشته باشد و تک بعدی نباشد و از طرفی هم از جانب نویسنده و کارگردان به آن شخصیت پرداخته شده باشد. اگر همه این شرایط وجود داشته باشد ، آن نقش ، به طور قطع یک نقش ایده آل است.
ارتباط شما با مخاطب بزرگسال چگونه است؛
خیلی راحت می شود با مخاطب بزرگسال ارتباط برقرار کرد. چون او وقتی کار بهتری را نمی بیند، پس به همان چیزی که می بیند راضی می شود و قانع است. هنوز هم بر این باور هستم که با بچه ها ارتباط برقرار کردن خیلی دشوارتر است و تایید گرفتن از جانب آنها ساده نیست. برخلاف مخاطب بزرگسالی که براحتی فریب می خورد و براحتی اشکش سرازیر می شود یا زود به قهقهه می افتد. درواقع خیلی زود دچار هیجان می شوند. در صورتی که بچه ها به این راحتی گول نمی خورند و سرشان کلاه نمی رود. در هر حال مخاطب بزرگسال برایم اهمیت دارد ، اما پس از مخاطب کودک و نوجوان.
برویم سراغ کتاب فروشی هدهد. از حضورتان در این مجموعه بگویید.
در این مجموعه بازی کردم چون به عمه خانم نگاه متفاوتی شده بود.
عمه خانم چای می آورد ، غذا درست می کند ، ولی بجا و منطقی است. یک خانم فرهیخته ای است که در عین این که اهل مطالعه است خیلی هم مردمی است و رفتارهایش مردمی است. به هر حال مرضیه (برومند) لطف کرد و این نقش را به من سپرد. ضمن این که به گفته او ، درباره این نقش تنها به من فکر می کرده است و خوشحالم هم از این که این نقش را بازی کردم ، چرا که به شخصیت واقعی خودم هم نزدیک است.
خودتان امثال عمه خانم را در اطرافتان دیده بودید؛
بله ، خیلی. توی ذهنم خیلی ها تداعی می شدند، ضمن این که با مرضیه خیلی درباره گذشته این شخصیت ، صحبت می کردیم. این که چرا ازدواج نکرده و زندگی اش تا به امروز چطور بوده.
اکنون از نتیجه کار راضی هستید؛
بله ، بازی خودم را خیلی دوست دارم و راضی هستم.
با مرضیه برومند (به عنوان کارگردان) اختلاف سلیقه هم داشتید؛
من نظرهایم را به او می گفتم و مرضیه هم خیلی منطقی ، پیشنهادات را اگر درست بود می پذیرفت. به هر حال ایشان چندان دست بازیگر را برای ایفای نقش نمی بندد.
مساله ای که در شخصیت عمه خانم بخوبی دیده می شود ، آرامش اوست. این خصلت از ابتدا در فیلمنامه وجود داشت؛
من خیلی آرامش را در فیلمنامه حس نکردم. مرضیه خیلی اصرار داشت که این حقیقت شیرین شود من هم کوشیدم آن آرامشی را که شما اشاره کردید که ذاتا هم در وجود خودم است به شخصیت عمه خانم اضافه کنم و او را این گونه به مخاطبم ارائه کنم.
مثلا عمه خانم در برخورد با کیوان و کتایون رفتار منطقی ای دارد.
بله ، او می کوشد تعادلی را بین کیوان و کتایون ایجاد کند و غیرمستقیم هم نظرش را به آنها می گوید.
پسران شما هم در این کار حضور دارند ، درست است؛
بله ، کاوه شاه محمدلو مدیر تصویربرداری است و سهراب تدوین کار را به عهده دارد و برای اولین بار هم است که به این شکل با هم همکاری داریم ، البته خیلی ها فکر می کنند که مساله باند بازی یا مسائلی از این دست است ؛ اما مرضیه پس از این که کارهای کاوه را در زمینه تصویربرداری دید او را انتخاب کرد یا همین طور سهراب را. به هر حال همه می دانند که مرضیه به عنوان کارگردان وسواس خاصی درباره انتخاب عواملش دارد.
چرا با کارگردان های دیگر، کمتر به عنوان بازیگر همکاری می کنید؛
علتش این است که نقشها را نمی پسندم. کسانی که به من کار پیشنهاد کردند، خودشان می دانند. به هر حال یا نقش را دوست نداشتم یا قصه را ، البته به این مساله هم اعتقاد دارم که بازیگر باید تجربه های متفاوتی داشته باشد و حتی نقش منفی هم باید بازی کند ؛ اما همان نقش منفی هم باید درست باشد و اصولی. چه اشکالی دارد مثلا من نقش یک زن خاله زنک را بازی کنم ، اگر درست طراحی شده باشد. به هر حال نوشته های ما خیلی دچار مشکل هستند و از این نظر واقعا دچار ضعف هستیم . البته باز هم باید اشاره کنم که آهسته و پیوسته حرکت کردن را بیشتر می پسندم. برای همین کم کار هستم.
شاید هم به دلیل این باشد که دیگر غرق دنیای بچه ها شده اید؛
بله. چون بیشتر برای آنها کار کرده ام دوست ندارم آن تصویری را که نسبت به من دارند شکسته شود.
نظرتان درباره خود کتاب فروشی هدهد ، آن هم به این شکل چیست؛
خیلی خوب است. اتفاقا من شنیده ام که در یکی ، دو تا از کشورهای اروپایی چنین چیزی آن هم به این شکل وجود دارد. من فکر می کنم پس از این ، از این نوع کار خیلی استقبال می شود و خیلی ها گرایش پیدا می کنند برای این که نیازشان را از این طریق برآورده کنند.
از کارهای عروسکی ای که در تلویزیون انجام داده اید کدام را دوست دارید و کدامیک خاطرات زیباتری برایتان به جا گذاشته اند؛
خونه مادربزرگه و شهر موشها. کار در اینها هم دنیایی بود برای خودش.
اکنون چقدر با کودکی تان زندگی می کنید؛
به هر حال گذشته آدم جدای از او نیست. حالا که از دور به آن نگاه می کنم ، پر از خاطره های خوب است. اگرچه به خیلی از آرزوهای کودکی ام نرسیده ام ؛ اما دنیای کودکی ، دنیای رنگارنگ و صادقی است. در حال حاضر در زندگی شخصی ام به یک آرامش رسیده ام که آن را خیلی دوست دارم.
در آینده شاهد چه کاری از شما خواهیم بود؛
چندین طرح دارم که در حال نوشتن آنها هستم. یکی از آنها مربوط به مخاطب بزرگسال می شود. نوشتن را خیلی دوست دارم ، چون بشدت به من آرامش می بخشد.

محبوبه ریاستی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها