در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
|
آنچه از او آموختم حسین عرفانی هم در این مجلس است. او می گوید: قبل از هر حرفی می خواهم بگویم به هیچ عنوان نمی توانم بپذیرم او رفته است. یعنی برایم غیرقابل باور است . سال 1340 بود و من تازه به کار دوبله وارد شده بودم . در استودیو کاسپین. آن روزها ماشین داشتن افتخار بود. حتی سوار تاکسی شدن هم خاص طبقه ای از جامعه بود که مرفه تر بودند. مثلا می گفتند فلانی وضعش خیلی خوب است که تاکسی سوار می شود و باقی مردم اتوبوس سوار می شدند. خلاصه آقای منوچهر نوذری آن موقع یک اتومبیل مدل بالایی داشت. یک شب به همراه چند نفر دیگر از دوستان با اتومبیل او بیرون رفتیم. آخر شب بچه ها را یکی یکی رساند و من همچنان در ماشین او بودم که رفت مقابل خانه خودش. تعجبم از این بود که حالا که همه را رسانده است چرا من را نمی رساند که مقابل خانه اش کلید خودرو را به من داد و گفت : ماشین را ببر و فردا صبح بیاور استودیو کاسپین. من آن زمان رانندگی خوب بلد نبودم. یکی دو مرتبه پشت رل یک ماشین از رده خارج نشسته بودم ، گفتم آقای نوذری راستش من رانندگی خوب بلد نیستم. جواب داد بردار ببر بلدی فقط صبح سر ساعت بیاور استودیو کاسپین. شب تولد حضرت صاحب الزمان بود. خیابان ها چراغانی شده بود. من حوالی میدان توپخانه (میدان امام فعلی) بودم و چراغها و تزئینات خیابان ها توجه ام را جلب کرده بود که بشدت با یک درخت و جدول کنار خیابان برخورد کردم. در چکنم چکنم گرفتار بودم که حوالی صبح شد و بارهای میوه را آورده بودند. به کمک چند نفر و با همان جعبه های میوه ماشین را از جدول بیرون آوردیم. اما قسمت جلوی خودرو کاملا نابود شده بود. همون اول صبح ماشین را بردم استودیو کاسپین. رفتم دیدم آقای نوذری آمده است. گفت : حاضرشو برویم سر کوچه باهات کار دارم. حاضر شدم. تا برسیم سر کوچه هر دفعه که خواستم حرف ماشین را وسط بکشم صحبتم را قطع می کرد و خودش را به ندانستن می زد که چه می گویی تو؛ ماشین چی شده مگر؛ سر کوچه دیدم ماشین آقای نوذری صحیح و سالم پارک است و فهمیدم خودروی تصادفی را برده بود کمپانی خسارت پرداخته بود و یک ماشین جدید گرفته بود. همان مدل و همان رنگ. بعد هم به من گفت که از فردا می آیی استودیو کاسپین و کارت را ادامه می دهی. این یکی از همان درسهای بزرگ منوچهر نوذری به ماست که من هرگز آن را فراموش نمی کنم |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: