تاخیر در شروع ماجرای اصلی

: در سالهای اخیر بارها دیده ایم که پخش یک سریال تلویزیونی طنز با مایه های نه چندان غنی از نظر فرهنگی ، با استقبال زیاد مخاطبان روبه رو شده است . هرگاه چنین سریال هایی در رقابت شبکه ها پر مخاطب می شوند
کد خبر: ۱۱۹۱۲۹
، از همه سو فریاد بر می آید که چرا چنین است و چرا سطح سلیقه مردم نازل شده است و... صرف نظر از درستی یا نادرستی این تفکر ، یک مساله کاملا مشخص است و آن این است که مردمی که خسته از کار روزانه و انواع و اقسام درگیری های روزمره به خانه می رسند ، چندان حوصله بحثهای جدی و عمیق را ندارند و به همین دلیل برنامه های طنز در اولویت اول آنهاست البته این مساله دلیل نمی شود که برخی از برنامه سازان با سوءاستفاده از این فضا، هر اثر نازلی را به مخاطب ارائه کنند اما اگر بخواهیم میانه کار را به شکلی منصفانه در نظر بگیریم ؛ سریال زیر تیغ حال و هوای چندان دلپذیری را به مخاطب خود ارائه نمی کند. شاید بخشی از این مساله ، متاثر از عنوان بندی خاص کار باشد. عنوان بندی دروازه ورود مخاطب به یک اثر نمایشی است . هنرمندان انرژی زیادی برای ساخت این بخش از کار می کنند. عنوان بندی قرار نیست ، محتوای یک سریال را لو دهد اما می تواند بیننده را به تماشای اثر ، ترغیب و حس کنجکاوی او را تحریک کند. "زیر تیغ" تلاش کرده تا نگاهی هنرمندانه به این بخش از کار باشد. استفاده از تصاویر سیاه و سفید ثابت و حرکتهای دوربینی که به سمت عکسها می رود ، از نظر هنری ، کار قابل توجهی است ، اما این مساله سبب می شود که محتوای کار تا حدودی لو برود و مخاطب بداند که با اثری مواجه است که قرار است فضایی غم انگیز داشته باشد. شاید بر اساس همین نگرش مخاطبی تصمیم بگیرد که دیگر از خیر بازی های خوب بازیگران و کارگردانی خوب محمد رضا هنرمند هم بگذرد! مخاطبی هم که به تماشای اثر می نشیند، مجبور است هر هفته تعداد زیادی اسم را در عنوان بندی ابتدایی کار تحمل کند. مساله ای که تاکنون در سریال های تلویزیونی مرسوم نبوده و اگر هم نام های متعددی قرار بوده ذکر شود ، به عنوان بندی انتهایی رفته است . زیر تیغ قصه دو دوست است که در یک کارخانه با هم همکار هستند و قرار است فرزندان آنها با هم ازدواج کنند اما یکی از دو رفیق ، آن دیگری را به شکل اتفاقی می کشد. انتخاب قاتل و مقتول از میان دو دوست نشان می دهد که این سریال به دنبال طرح مضامینی اخلاقی در ادامه کار است. ما با فردی که قاتل است تا اینجای کار همذات پنداری کرده ایم و این یعنی این که او قهرمان داستان است و قرار است از زاویه حضور او ادامه ماجراها روایت شود. از این مساله می توان نتیجه گرفت که قرار است این مساله محملی برای کنکاش در شخصیت محمود باشد که ناخواسته مرتکب این عمل شده است . قسمت قبلی را به خاطر بیاورید که همسر محمود با همسر فردی که فعلا به عنوان قاتل دستگیر شده چه برخوردی می کند؛ این مقدمه چینی یعنی این که قرار است در قسمت های بعدی بر اساس این مساله موقعیت دراماتیکی ایجاد شود اما چرا همه این ماجراها اینقدر با تاخیر رخ می دهد؛ تا قسمت چهارم داستان یک قتل اتفاق می افتد و شخص دیگری به جای قاتل اصلی دستگیر می شود. بعد هم که جزئیات مختلف مراسم عزاداری نشان داده می شود و از انتخاب عکس برای چاپ اعلامیه ترحیم تا تشییع جنازه از مقابل خانه نمایش داده می شود اما آیا این میزان پرداختن به جزییاتی که چندان در خدمت داستان قرار نمی گیرد ، لازم است؛ در قسمت چهارم سریال ؛ مخاطب در کنار تماشای مراسم عزاداری تنها یک نکته را متوجه می شود که در خدمت داستان قرار می گیرد: ماموران به کارخانه آمده اند و به دنبال یک دکمه می گردند که احتمال می دهند با قتل جعفر رابطه ای داشته باشد. قسمت بعدی سریال را که امشب پخش می شود، با امیدواری بیشتری تماشا کنید. خبرنگار ما که به پشت صحنه این سریال رفته ؛ پرستویی را با لباس زندانی ها دیده است . فقط می ماند این مساله که آیا محمود، خودش با دست خودش به استقبال از قانون رفته یا کنار هم چیدن نشانه های پلیس ، ماموران را به مقابل منزل قاتل واقعی رسانده است؛ این همان سوالی است که در قسمتهای بعدی به آن پاسخ داده خواهد شد.

رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها