شورا جای سهم خواهی نیست

عصر یک روز سرد پاییزی و در گرماگرم رقابت های انتخاباتی سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا به دیدار مهندس چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران رفتیم.
کد خبر: ۱۱۷۴۴۵

محل قرار مصاحبه ما بنیاد شهید چمران در خیابان وصال تهران بود که با تعداد زیادی از تصاویر شهید چمران آراسته شده بود. این محل به گفته آقای چمران محل برگزاری بسیاری از جلسات بزرگان اصولگرا بخصوص در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم بود که به نظر می رسد حال و هوای حاکم بر آنجا در موفقیت برخی از تصمیم گیری ها بی تاثیر نبوده است. ما هم پرسش هایمان را از رئیس شورای شهر تهران از دوران مبارزات وی شروع کردیم.

جناب آقای چمران درباره سوابق فعالیت های اجتماعی و سیاسی خود در پیش از انقلاب توضیح بفرمایید.

من به علت این که مدتی زندانی و به بندرعباس ، بندر لنگه و بندر بوشهر تبعید شده بودم ، دوران خدمت سربازی ام را بین سالهای 48 تا 50 به صورت تبعید در آنجا گذراندم و با این که از دانشگاه در رشته معماری فارغ التحصیل شده بودم به صورت سرباز صفر در ژاندارمری خدمت کردم

هشدار چمران نسبت به مخدوش کردن لیست ائتلافی اصولگرایان


دغدغه امروزمان برخی رفتارهای نامتعارف انتخاباتی است، گروههایی بدون هماهنگی سعی میکنند با ارایه لیستهای مشابه، ائتلاف بزرگ اصولگرایان که با تلاش جمعی از معتمدین اصولگرا تهیه شده است، را مخدوش نمایند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مهندس مهدی چمران، عضو شاخص "ائتلاف بزرگ اصولگرایان " و سخنگوی آبادگران جوان با انتشار نامه ای خطاب به مردم تهران، ضمن ابراز نگرانی از برخی "رفتارهای تبلیغاتی" به بیان دیدگاههای خود پیرامون انتخابات پرداخت.
متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف تهران
سلام علیکم

با عرض ارادت و احترام به شناخت و آگاهی خوب تمامی شهروندان عزیز، به ضرورت حوادث اخیر انتخاباتی خدمت همه شما ارادتمندانه عرضه می دارم این حقیر با تلاش و دلسوزی جمعی از همکاران خوب و با اعتماد شما مردم شریف توانستیم تحت عنوان "آبادگران ایران اسلامی" در شورای دوم شهر تهران ، خدماتی را به تمامی مردم تهران ارایه نماییم هر چند که اندک بود و شایسته شان مردم نیست که با عنایات خداوندی موجب رضایتمندی بسیاری از شهروندان تهران شد، بدان امید که موجب رضای الهی نیز باشد.
اما دغدغه امروزمان برخی رفتارهای نا متعارف انتخاباتی است، گروههایی بدون هماهنگی سعی می نمایند با ارایه لیست های مشابه و ائتلاف بزرگ اصولگرایان که با تلاش جمعی از معتمدین اصولگرا تهیه شده است این لیست را مخدوش نمایند.
متاسفانه هم اکنون فهرست های انتخاباتی توسط افراد و گروهها مشابه "ائتلاف بزرگ اصولگرایان" بویژه با تاکید روی سرلیست هایی نظیر جناب آقای دکتر شیبانی و این بنده حقیر و جناب آقای خادم موجب سردرگمی شهروندان خوب تهرانی شده است که مشتاقانه و آگاهانه این روزها از لیست این ائتلاف خرسند شده و به خوبی حمایت نمود اند لذا فهرست "ائتلاف بزرگ اصولگرایان" را فقط بدین شرح اعلام می داریم.
1- دکتر عباس شیبانی
2- مهندس مهدی چمران
3- رسول خادم
4- مهند حسن بیادی
5- حبیب کاشانی
6- خانم منظرخیر حبیب اللهی
7- محمود خسروی وفا
8- حجت الاسلام ناصحی
9- دکتر حمزه شکیب
10- مرتضی طلایی
11- دکتر بهمن ادیب زاده
12- دکتر محسن وفا مهر
13- خانم معصومه آباد
14- محسن سویزی
15- امیر علی امیری.
با عرض پوزش از تمامی عزیزان و علاقه مندان خدمت مردم عزیز تهران فهرست اسلامی این افراد که با مشورت جمعی از فرهیختگان و براساس کارشناسی و نیازهای شهر تهران گرد هم آمده اند برای انتخاب در شورای اسلامی شهر تهران معرفی می شوند.
از پروردگار سبحان، عظیم برای ملت بزرگ ایران اسلامی و همه شهروندان عزیز تهرانی سعادت و موفقیت و پیروزی مسالت می دارم.
رئیس ائتلاف بزرگ اصولگرایان
سخنگوی آبادگران ایران اسلامی
مهدی چمران

سپس به عنوان مهندس مشاور، کارهای خصوصی و شخصی می کردم و در زمینه معماری ، دفتر داشتم که البته کارم خوب بود؛ اما در کنار اینها کارهای سیاسی و فرهنگی می کردم ، هر چه به انقلاب نزدیکتر می شدیم تب و تاب و فعالیت ما هم بیشتر می شد و به جرات می توانم بگویم پس از 17 شهریور من دیگر نتوانستم در کار معماری قلم بزنم و آن موقع دفتر ما مرکز تصمیم گیری ها و جلسات در زمینه انقلاب بود.

در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی چه کار می کردید؛

کمیته استقبال از حضرت امام (ره) که شکل گرفت من با معرفی مرحوم آیت الله طالقانی به آنجا رفتم و اتفاقا کسی هم که در (مدرسه رفاه) را باز کرد، شهید رجایی بود که از دوستان قدیمی من بود.

سابقه آشنایی شما با مبارزانی مانند شهید رجایی از کجا شروع شد؛

من همراه با شهید دکتر چمران به مسجد هدایت می رفتم . از دوران دبیرستان و در درس تفسیر آیت الله طالقانی شرکت می کردم و در جلسات متعددی که در بازار شکل می گرفت همراه او و بعد هم خودم شرکت داشتم ، بنابراین با شهید رجایی و بسیاری از مبارزان قدیمی آشنا بودم. پس از ورود به کمیته استقبال حضرت امام (ره) در 2 کمیته فرهنگی یا مطبوعات به علت این که ارتباطاتی با لبنان داشتم در کمیته نظامی مشغول فعالیت شدم. سرانجام بالاخره حضرت امام (ره) وارد ایران شدند و ما هم شب و روز در کمیته استقبال که به کمیته امام معروف شده بود، فعالیت می کردیم. هم بحث هدایت رسانه ها بود و هم بحثهای نظامی و حفاظت از حضرت امام (ره).

ارتباط شما با شهید چمران چگونه بود؛

حدود 7 یا 8 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، شهید چمران همراه یک وفد (گروه92) نفره لبنانی وارد ایران شد که مرحوم شیخ مهدی شمس الدین نایب رئیس مجلس شیعی هم همراه آنان بود، تعدادی از علمای اهل تسنن و تشیع لبنان ، آقای نبیه بری که رئیس پارلمان لبنان هستند و تعدادی دیگر از مبارزان که اکنون یا در حزب الله یا در امل جزو فرماندهان و مسوولان هستند، همراه شهید چمران وارد ایران شدند و از آن موقع من به صورت تمام وقت در خدمت شهید دکتر چمران بودم.

به طور مشخص چه کارهایی را با ایشان انجام می دادید؛

وقتی که شهید چمران به خوزستان رفتند، مدتی من در تهران مسوولیت کارهای دفتری و تدارکاتی را داشتم و مهمات و سلاحهایی را که نیاز داشتند در تهران پیگیری می کردم و بعد خودم هم به خوزستان رفتم ، البته مرتب در حال رفت و آمد بودم. در کردستان هم مسوولیت کارهای پشتیبانی را داشتم و در دفتر امور انقلاب می شود گفت که به عنوان مسوول دفتر شهید چمران بودم ، همچنین با توجه به این که وی پس از 21 سال به ایران آمده بودند، بنابراین در منزل ما سکنی داشتند و همیشه با هم بودیم و در این مدت هم درسهای فراوان از ایشان آموختم.

در زمان جنگ چه کار می کردید؛

پس از این که جنگ شروع شد، شهید چمران به جبهه رفت و کنار رهبر معظم انقلاب ، ستاد جنگهای نامنظم را درست کرد و پس از مجروح شدن به علت این که من باید نامه هایی را از طرف شهید چمران امضائ می کردم و به جبهه ها هم سرکشی می کردم به عنوان جانشین ایشان معرفی شدم. در عملیات ها هم بویژه در کارهای علمی ، نظامی و مهندسی جنگ که با رشته من سازگار بود، فعالیت زیادی داشتم. پس از شهادت دکتر چمران ، من ستاد جنگهای نامنظم را تا مدتی اداره کردم تا این که قانونی در شورای عالی دفاع آن موقع تصویب شد که بسیج شکل بگیرد و همه گروه های مردمی درون بسیج فعالیت کنند، بنابراین ستاد جنگهای نامنظم را ما به صورت رسمی تحویل بسیج و سپاه دادیم.

در این مرحله شغل جدید شما چه بود؛

پس از ستاد جنگهای نامنظم ، مسوولیت رسمی نداشتم ؛ ولی در همه عملیات ها و در موارد دیگر برای کارهای فرهنگی در جبهه حضور داشتم و به طور معمول درباره مسائل سیاسی ، بین المللی و... برای رزمندگان سخنرانی می کردم.

آیا در رابطه با رشته تخصصی خودتان هم فعالیت های منسجمی داشتید؛

چون من فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا بودم و این دانشگاه با توجه به این که پیش از انقلاب و حتی پس از آن جایگاه ویژه ای داشت ، پایگاهی شده بود برای گروهک ها و احزاب انقلابی و ضدانقلابی که برنامه های خود را پیگیری می کردند. از من دعوت شد که مسوولیت این دانشکده را به عهده بگیرم و من با همان لباس بسیجی خودم در دانشکده حاضر شدم و در شورای دانشگاه و... خیلی فعال شروع کردیم به ساخت مجدد دانشکده چه از نظر علمی و چه از نظر استادان. بسیاری از استادانی که اکنون در دانشکده هنرهای زیبا حضور دارند به دعوت من در آنجا مشغول شدند.

در این مدت با جبهه ها هم ارتباط داشتید؛

در مدت ریاست دانشکده هنرهای زیبا با جبهه هم در ارتباط بودم ، حتی دفتری از استادان و دانشجویان دانشکده رشته معماری و هنرهای تجسمی در جبهه و اهواز تشکیل داده بودیم ، به این گونه که ما آنجا دفتر حتی درست کرده بودیم تا طرحهایی را که می خواستند در آنجا آماده و اجرا کنیم.

در این دفتر چه کسانی فعالیت داشتند؛

در این دفتر دانشجویان معماری ، استادان و هنرمندان بزرگی مانند آقای ناصر پلنگی که دیوار مسجد جامع خرمشهر را نقاشی کرد، فعالیت داشتند که در شهر اهواز و دیگر مناطق کارهای هنری می کردند که از نظر روحی و روانی کار خوبی بود. به هر حال این دفتر تا پایان جنگ فعال بود و استادان ما یک هفته آنجا می ماندند و دانشجویان یک ماه ، به گونه ای که بسیاری از اوقات طرحهایشان را آنجا انجام می دادند.

آیا با دولت وقت هم همکاری داشتید؛

من تقریبا نزدیک به پایان جنگ ، مسوولیت دبیری کمیته علمی نظامی را در هیات دولت پذیرفتم ، آن موقع نخست وزیر، یک معاون جنگ داشت که آقای دکتر فیروزآبادی بودند و اکنون هم رئیس کل ستاد نیروهای مسلح هستند. وظیفه کمیته علمی نظامی در هیات دولت این بود که همه طرحهای علمی نظامی در آنجا بررسی ، تصویب و تخصیص اعتبار بودجه شود. پس از این که ستاد فرماندهی کل قوا تشکیل شد به این ستاد منتقل شدیم که وزرا آن را تشکیل می دادند و رئیس ستاد هم نخست وزیر بود که بتواند از امکانات دولت استفاده درستی کند. بعد که ستاد فرماندهی کل قوا تشکیلات خود را پیدا کرد و نظامی شد، من مسوولیت اداره تحقیقات دفاعی را که کار علمی نظامی می کرد بر عهده گرفتم و می توان گفت که بسیاری از طرحهایی که هم اینک به نتیجه می رسد حاصل تحقیقات و مطالعاتی بود که آن موقع در آنجا پایه گذاری شد.

یک قسمت از فعالیت های شما در بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس بود، در این باره هم توضیح بفرمایید.

در ستاد کل نیروهای مسلح قرار شد بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس تاسیس شود. به لحاظ آمادگی هایی که من برای کارهای فرهنگی داشتم مسوولیت این بنیاد به بنده محول شد، هم به عنوان معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح و هم به عنوان رئیس بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس که حکمش را مقام معظم رهبری صادر فرمودند و مدت 9 سال در آنجا خدمت کردم ؛ البته در همه این مدت در دانشگاه هم تدریس می کردم.

جناب آقای چمران چطور شد که تصمیم گرفتید از وادی دفاع مقدس ، جبهه و کارهای فرهنگی وارد عرصه سیاست و انتخابات شوید؛

بعد از فعالیت در بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس مدتی را مشغول تنظیم و چاپ برخی از کتابهای شهید چمران بودم که تعدادی از آنها هم چاپ شد ولی با توجه به ایام برگزاری انتخابات دومین دوره شورای اسلامی شهر تهران و پیشنهاد بسیار قاطع و اصرار خیل زیاد دوستانمان باعث شد که گروهی را به کمک برخی نزدیکان بویژه دکتر احمدی نژاد برای حضور در انتخابات شوراها تشکیل دهیم.

از حال و هوای حاکم بر فضای سیاسی در آن موقع بگویید.

آن موقع بحث این بود که افرادی وارد شورای شهر شوند که از نظر سیاسی چهره های جناحی خیلی مشهور نباشند در عین حال مردم هم به آنها اعتماد داشته باشند. البته در آنجا اعتمادی که مردم به بنده حقیر داشتند به خاطر نام شهید دکتر چمران بود که نام آن شهید فراتر از ایران در دیگر کشورهای جهان شناخته شده است. البته رشته تخصصی من که معماری و شهرسازی هم هست در این تصمیم گیری بی تاثیر نبود. تجربیاتی هم که از نظر فرهنگی و اجرایی داشتم می توانست کمکی باشد برای اجرای این مسوولیت.

شما جزو هیچ حزب و گروهی نبودید چطور شد که این تشکلها که بعدا به جریان اصولگرا معروف شد سراغ شما آمدند؛

دوستان به این نتیجه رسیده بودند که اگر احزاب به صحنه بیایند شاید موفقیتی به دست نیاید، فضا و صحنه سیاسی آن موقع به گونه ای بود که پس از شورای شهر اول تهران و احزابی که به اصولگرا معروف بودند، چندان امیدی به موفقیت نداشتند، همان طور که در انتخابات مجلس و شورای دور اول نتوانستند موفق شوند، بنابراین توصیه این بود که از چهره هایی استفاده شود که از نظر سیاسی و جناحی مارک دار نباشند و البته مورد وثوق مردم هم باشند. پس از مدتی که نشستیم و برنامه هایی تنظیم شد، اعلام کردیم براساس این برنامه ها اگر اجرا شود، می توان فعالیت کرد.

از آن جمعی که هسته اولیه این تصمیمات بود تعدادی را معرفی کنید.

البته با توجه به این که از طرفهای زیادی با من صحبت شد، شاید درست نباشد که نام ببرم ؛ ولی جناب دکتر احمدی نژاد و آقای کمال دانشیار و چند نفر دیگر در هسته مرکزی فعالیت می کردند. آقای احمدی نژاد هم این مسوولیت را پذیرفته بود که هماهنگی را انجام دهد. دیگران به اندازه ای ناامید بودند که بعضا به ایشان می گفتند شما برو هر کاری دلت می خواهد انجام بده و وقتی ایشان و من برنامه هایمان را توضیح دادیم به هر حال همدیگر را پذیرفتیم و برنامه مشخصی برای گزینش افراد و تبلیغات تنظیم شد که بیشتر جنبه های تخصصی داشته باشند و از نظر سیاسی هم افرادی نباشند که زیاد سیاسی باشند و کوشیدیم از استادان دانشگاه استفاده کنیم و تا آنجایی که من می دانم حدود 7 8نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه بودند.

این ائتلاف میان احزاب اصولگرا پیش از انتخابات شورای دوم براحتی فراهم شد علت چه بود؛

اصولا آن موقع احزاب اصولگرا امیدی به موفقیت نداشتند، بنابراین زیاد اصراری به این که به طور حتم نظراتشان تثبیت شود نبود و سپردند به همین چند نفر که خودتان انجام دهید و بعد گزینش هایی که شد دیگر حرف و حدیث درباره آن نبود.

نظر شما درباره شورای شهر اول و دوم چیست؛

البته راجع به شورای شهر اول تهران صحبتهای زیادی شده است ، ولی به عقیده من در کنار برخی مسائل ناخوشایند کارهای خوبی انجام داده اند مانند تدوین آیین نامه ها و دستورالعمل ها که قبلا وجود نداشت ؛ اما به علت اختلاف نظرهای سیاسی به آنجا کشیده شد که در حضور مردم در انتخابات دوم شوراها هم تاثیرات منفی داشت. دوره دوم شوراها را می توان گفت که در هاله ای از یاس و ناامیدی وارد عرصه کار شد. با وضعیتی که در شهرداری از لحاظ درآمد و نامناسب بودن درآمدها وجود داشت ، فکر می کردند که دوره دوم طولی نکشد. دکتر احمدی نژاد هم شهرداری بودند که با رای بالای افراد انتخاب شدند.

دلیل این 2 3 نظر در شورای شهر برای رای ندادن به آقای احمدی نژاد چه بود؛

اصل بحث این بودکه شاید اگر فردی انتخاب شود که با دولت آن زمان نزدیک تر باشد و تعامل بیشتری داشته باشد مسائل شهری مختل نمی شود. نه این که با شخص آقای احمدی نژاد مساله داشته باشند، چون همه با هم بالا آمده بودیم به غیر از آقای خادم که البته از نظر افکار با ما به طور کامل هماهنگ بود و در این شورا می توان گفت که با تلاشهای خالصانه و مخلصانه خود، ارائه خدمات از سوی شورای دوم را کامل کردند.

در ابتدای ورود به شورای شهر کار خود را چگونه شروع کردید؛

ما کارمان را با برنامه ریزی شروع کردیم ، مانند همین طرح جامع و طرح تفصیلی یا طرح توسعه و راهبردی مانند طرح چشم انداز 20ساله شهر تهران ، تدوین استراتژی شورای شهر تهران و برنامه های شبیه این و رفتن به سویی که مشکلات مردم حل شود. دیدارهای هفتگی که اعضای شورا با مردم دارند و هنوز هم ادامه دارد، به جای این که مردم را بکشانند به شورا، با وجود همه مشکلات ، ما می رویم به دیدار مردم در مناطق ، شهردار هر هفته دیدار داشتند و این موجی از انتقال مشکلات ریز و درشت مردم به شورا را به دنبال داشت. که براساس آن تا آنجایی که توان و امکانات داشتیم ، در آن مدت کوتاه توانستیم خدماتی را ارائه کنیم.

این فعالیت ها چه تاثیری در فضای جامعه داشت؛

می شود گفت این کارها نتیجه خوبی داشت ، در درجه اول آرامشی که در شهر به وجود آمد. شورای شهر شورایی بود که شدیدا به سرعت به جلو می رفت و چیز دیگری هم برایش مهم نبود. با تلاش شبانه روزی شهردار و مجموعه شهرداری به گونه ای شد که پس از چند ماه این صحبت زیبای رهبر معظم انقلاب که «رایحه خدمتگزاری در شهر استشمام می شود» را در اولین دیداری که خدمت ایشان داشتیم مطرح فرمودند که این کار ما را سنگین تر کرد و ما باید کار خدمتگزاری خود را اصولی تر و مبنایی تر دنبال کنیم.

در دومین شورای شهر تهران شاهد فعالیت دو شهردار آقایان احمدی نژاد و قالیباف هستیم. این تغییر شهردار تاثیری در کار شورا نداشت؛

کار شهر متوقف نشد، بلکه شهرداری آمد که از توانایی بالایی برای پیگیری کارهای عمرانی و اجتماعی شهر برخوردار بود. آقای دکتر احمدی نژاد با توجه به تخصصشان که درخصوص مسائل شهری و ترافیک است ، صاحب نظر بودند و هنوز هم نظراتشان را اعلام می کنند و گاهی اوقات هم که نیاز به کمک دولت داریم ، از این موضوع استفاده می کنیم. آقای قالیباف هم تزشان برنامه ریزی شهری و جغرافیای شهری بوده و به مسائل شهری کاملا آگاه بودند. بنابراین با قدرت و نیروی خودشان همان کارها را دنبال کردند بخصوص این که ما دستشان را برای گرفتن وام به صورت LCو اعتباری از بانکها باز گذاشتیم و به این نتیجه رسیدیم که پروژه ها را هر چه زودتر تمام کنیم ، حتی اگر از بانکها وام بگیریم ارزان تر تمام می شود. ما وقتی یک پل می سازیم و ترافیک روان می شود این خودش از ضررهای زیادی جلوگیری می کند. بنابراین آقای قالیباف وام گرفتند و همان طور که خودتان می بینید، مرتب پروژه های بزرگ در حال بهره برداری است.

آقای مهندس چمران درباره دو گروه 7 و 8 در شورای شهر توضیح دهید؛

در موقعی که می خواستند به آقای قالیباف برای شهرداری تهران رای دهند بحثهای زیادی شد و بالاخره عده ای از دوستان به این نتیجه رسیدند که کسی را برای شهرداری بیاورند که می خواسته کشورداری کند یعنی در توانش هست که شهردار هم باشد ولی عده ای موافق نبودند این امر هم حق طبیعی آنها بود. بنابراین بالاخره آقای قالیباف 8رای آوردند و کار خودشان را شروع کردند که البته الان هم شورا ایشان را شهردار خودشان می دانند و همکاری دارند و این 7 و 8 دیگر تاثیری ندارد بخصوص در مصوبات و تصمیم گیری های شهری.

علت اصرار بر ارائه فهرست واحد از سوی اصولگرایان چیست؛

دوستانمان نظرشان این است که شورا به علت تعداد کم نمایندگان نمی تواند التقاطی باشد. در مجلس شورای اسلامی چون تعداد زیاد است وجود فراکسیون های مختلف تاثیر زیادی بر روند تصمیم گیری های آن ندارد، اما در شورای شهر اختلاف نظرها ممکن است در پیشبرد امور شهری تاثیرگذار باشد و لذا باید اعضای شورا حتی الامکان یکدست و همفکر باشند.

درباره تشکیل شورای معتمدین توضیحاتی بفرمایید؛

من از اول در تشکیل شورای معتمدین نبودم ، ولی از حدود یک ماه و نیم گذشته دعوت شدم و توضیحاتی در خصوص شوراها و نیازمندی های آن ارائه کردم و گفتم که شورا این ظرفیت را ندارد که از هر حزبی 2نفر به آنجا برود و به صورت شرکت سهامی اداره شود؛ بلکه یک گروه همگن و متخصص باید در آن کار کند.

فهرست واحد اصولگرایان تا چه اندازه شکل گرفته؛

احزاب اصولگرا اسامی خود را ارائه کرده اند، ولی هنوز فهرست واحدی شکل نگرفته است.

علت اصرار بر ارائه فهرست جداگانه از سوی برخی تشکل های اصولگرا چیست؛

بالاخره همه دسته ها دلشان می خواهد سهم بیشتری ببرند که باید این سهم خواهی را کنار بگذارند. شورا جایی نیست که بخواهیم سهم خواهی کنیم ، بلکه در شوراها باید براساس تخصص و تعهد مشغول به کار شد. همین 3نفر یا دو سه نفر دیگری که از شورا شناخت دارند، می توانند بهترین فهرست ها را معرفی کنند.

شما تاکنون با کدام یک از گروهها تعامل داشته اید؛

من الان با تمام دوستان خودمان رایزنی کرده ام و تقریبا خواسته ام همه شان را یکطرف جمع کنم و گفته ام می خواهم با گروهی باشم که به اتحاد برسد. ولی اگر به جایی نرسیدند، مجبور می شوم فهرستی را معرفی کنم و بگویم من به این افراد اطمینان می کنم و به عنوان کسی که سالها در مسائل شهری کار کرده ام آنها را هم به معتمدین و هم به گروههای دیگر معرفی کنم.

طرف رایزنی های شما چه کسانی بوده اند؛

بیشتر با دوستان خودمان در شورا رایزنی کرده ام.

برخی معتقدند جریان های حاضر در رقابت انتخابات شورای شهر تهران ، در کنار ارائه فهرست انتخاباتی ، شهردار موردنظر خود را نیز معرفی کنند. نظر شما در این خصوص چیست؛

من با این کار موافق نیستم ، زیرا حق انتخاب را از شورای آینده سلب می کند. در بسیاری از کشورها ممکن است این روش اجرا شود، زیرا در آنجا نظام کاملا حزبی است ، ولی در ایران این طور نیست و معلوم نیست که اعضای شورای شهر دقیقا به چه صورت است.

آقای چمران درباره آبادگران برای ما توضیح دهید. با توجه به این که شاهد اعلام هویت برخی تشکلها با پیشوند یا پسوند آبادگران هستیم.

وقتی ما همان ابتدا برای معرفی گروهی جمع شدیم ، گفتیم اسمش را چه بگذاریم. اسامی مختلفی عنوان شد. مانند همین آبادگران یا شهریاران یا ائتلاف سبز که حتی در اطلاعیه های اولیه ائتلاف سبز را نوشتیم که بعدا چون آبادگران ایران اسلامی با استقبال بیشتری روبه رو شد، این اسم را انتخاب کردیم که پیشنهاد خود من بود و در مجلس شورای اسلامی هم از این نام استفاده شد. در دوران انتخابات ریاست جمهوری با برخی از دوستانی که به عنوان آبادگران انتخاب شده بودند اختلاف نظر پیدا کردیم. آنها هم گفتند ما آبادگران هستیم و درست هم است ، ولی پایه آبادگران در بین همین اعضای شورای دوم شهر شکل گرفت و الان هم می توانیم از این نام بخوبی استفاده کنیم.

برای ثبت رسمی این تشکل اقدامی کرده اید؛

بله ، درخواست ثبت رسمی را به وزارت کشور داده ایم و روند قانونی آن در حال انجام است. البته آنجا تثبیت شده که از این نام کس دیگری نمی تواند استفاده کند.

جمعیت آبادگران جوان چطور؛

آبادگران جوان تشکل دیگری است و ربطی به آبادگران ندارد و برخی اسم خود را آبادگران اصلاح طلب و عده ای آبادگران اصولگرا گذاشته اند که ربطی به آبادگران ندارد.

آیا آقای زریبافان از طرف تشکیلات آبادگران شورای شهر برای ثبت نام معرفی شده اند؛

ایشان شخصا برای ثبت نام اقدام کرده اند، البته من از همه اعضای شورا برای نام نویسی در روز شنبه درخواست کردم که همه در روز شنبه ثبت نام کردند. آقای زریبافان نمی خواستند ثبت نام کنند، اما بنا به درخواست همه دوستان روز یکشنبه ثبت نام کردند و اطلاعات من هم در حد همان اطلاعات رسانه ای است.

آیا دبیری هیات دولت از نظر شما شغل دولتی محسوب نمی شود؛

من فکر نمی کنم که صلاح باشد ایشان دبیری هیات دولت را رها کنند و در نهایت تصمیم خودشان است. در متن قانون هم درباره دولتی بودن یا نبودن شغل دبیری دولت سکوت شده است و باید قانوندانان در این زمینه اظهارنظر کنند.

ارزیابی شما از عملکرد هیات های نظارتی و اجرایی انتخابات شورای شهر و روستا چگونه است؛

من تا به حال چیز منفی ندیده ام. افراد خوبی بوده اند. فکر می کنم در تهران نیز تا حالا منصفانه برخورد کرده اند. ان شائ الله موفق باشند.

ارزیابی


تاکنون ما در شورای شهر تهران بیش از ششصد مصوبه داشته ایم و 279 جلسه مان را بتازگی گذراندیم. از نظر قانونی ما می توانیم هر 15 روز یک بار جلسه داشته باشیم ، ولی ما حداقل هفته ای دوبار و به جز مواقعی که ضرورت داشته بیشتر تشکیل جلسه دهیم جلسات خود را برگزار کرده ایم. کمیسیون ها هم هر هفته جلسه داشته اند. برخی کمیسیون ها مانند فرهنگی گاهی اوقات هفته ای 21 جلسه داشته اند.
به هر حال کار خیلی فشرده ای را در این مدت انجام دادیم حتی سال گذشته اصلا کسی نتوانست در تابستان مرخصی برود، پارسال فقط یک هفته توانستیم به خودمان مرخصی بدهیم. امسال هم با توجه به اصرار دوستان فقط یک هفته مرخصی داشتیم که آن هم چند تا تعطیلی پشت سر هم بود و 10 روز طول کشید.
با گذشت این مدت و با وجود اینکه به غلط بعضا احزاب رقیب ، برخی از اقدامات شورای شهر و شهرداری را مانند اعطای وام ازدواج ، کمک به مدارس و... سیاسی می دانند، می توان گفت این طرحها واقعا سیاسی نبوده چرا که تاکنون هم ادامه دارد و الان هم متقاضیان زیادی برای این وام وجود دارد. حتی تعداد وامهای ازدواج از آن تعدادی که ما در نظر گرفته بودیم بیشتر شد.
به هر حال ما به عنوان شورای اسلامی شهر مسوولیت های فرهنگی و اجتماعی در این زمینه داریم و فقط کار شورای شهر و شهرداری جارو کشیدن و تمیز کردن نیست. اصولا شورای شهر، شورای شهر است و در کشورهای دیگر آموزش و پرورش ، بهداشت و درمان ، مدارس ، کتابخانه و پلیس همه زیرنظر شورای شهر هستند. اما فعلا به دلیل این که هنوز این قوانین کاملا در اختیار شورای شهر گذاشته نشده ، قدری بعید نشان می دهد. منتها کار خوبی بود و خوشبختانه دکتر احمدی نژاد هم که به دولت رفتند، صندوق مهر رضا را تاسیس کردند که این کار را در آنجا ادامه دهند.




علیرضا شیروی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها