گفتگو با محمدعلی فارسی ، سازنده مجموعه پایان انتظار : با مخاطب خاص کاری نداریم

تجربه های متفاوت در هر زمینه ای همواره تجربیات متفا وتی به همراه دارند تجربیاتی که می تواند برای فعالان آن عرصه مفید باشد در زمینه برنامه سازی برای تلویزیون پایان انتظار قطعا یکی از این تجربیات متفاوت است این گفتگو زمانی صورت پذیرفت
کد خبر: ۱۱۶۰۹
که محمدعلی فارسی همچنان از شرایط پیش آمده برای برنامه پایان انتظار دلگیر بود به همین دلیل در بخشهایی از گفتگو به جای پاسخ به سوالها به منتقد جدی برنامه خود تبدیل شد و البته در نهایت دایره این گفتگو نیز به برنامه مذکور محدود نشد و به مسائل دیگری ازجمله : وضعیت موسسه روایت فتح اشاره شد. پایان انتظار به گفته سازنده اش برنامه ای الکن است : برنامه ای که باید حداقل در13 قسمت تولید می شد، در8 قسمت جمع و جور شد، هرچند از نظر ما پایان انتظار در همین شکل و شمایل فعلی و علی رغم گذشت مدتی از زمان پخش آن ، جای حرف زیاد دارد آثاری که در موسسه روایت فتح تولید می شود معمولا فاقد عنوان بندی مفصل است اغلب نام یک نفر به عنوان کارگردان ، نویسنده و تدوینگر ذکر می شود اما در مجموعه پایان انتظار شاهد عنوان بندی مفصل هستیم آیا این مساله ، نشانه ای از تغییر سیستم برنامه سازی در موسسه روایت فتح است؛ روایت فتح ، زمانی مانند خانواده ای بود که هر کار مثبت و منفی ، به پای تمامی اعضای آن خانواده نوشته می شد از مقطع مدیریت سیدمحمد آوینی به بعد، قرار شد هر برنامه ای عنوان بندی داشته باشد تا صاحب هر اثر، خود پاسخگوی موفقیت یا شکست باشد.چرا این تصمیم گرفته شد؛ روایت فتح ، مجموعه ای بود که با هدف پرداختن به جنگ و دفاع مقدس شکل گرفت اما گاهی در این مجموعه ، برنامه هایی ساخته می شد که به جنگ و دفاع مقدس و یا اهداف اولیه شکل گیری روایت ، ارتباطی نداشت گاهی هم برنامه های ضعیفی تولید می شد که در شان این مجموعه نبود در این مجموعه ، همه براساس دلشان کار می کردند. ممکن بود سالی 30 برنامه ساخته شود ممکن هم بود سالی صد برنامه تولید شود اما وقتی سیستم قدیمی ، به هم ریخت و قرار شد این مجموعه نیز، برنامه های روزانه تولید کند، من و عده ای دیگر تصمیم گرفتیم با قرار دادن نام خود در عنوان بندی برنامه ، این نکته را اعلام کنیم که : این برنامه متعلق به من است و بقیه آثار ربطی به من ندارد نگاه به مرگ ، دنیای پس از مرگ و مسائل حیطه متافیزیک در این مجموعه بسیار برجسته بود به گونه ای که حس می شد سالها دغدغه پرداختن به چنین موضوع هایی را داشتید و شهادت صیاد، بهانه خوبی برای پرداختن به آنها بوده است.در مجموعه روایت فتح ، بیش از آن که بخواهیم برنامه تولید کنیم ، تلاش می کنیم راه جدیدی را در برنامه سازی بیابیم برنامه سازان این مرکز، موضوع های مختلفی درباره جنگ در اختیار دارند اما همیشه با مشکل چگونه گفتن مواجه بوده اند همیشه دنبال انجام دادن کار متفاوتی در این مجموعه بودم ؛ اما درباره صیاد، قرار بود کاری شبیه کارهای دیگر ساخته شود. حدود 120 ساعت هم مصاحبه ضبط شده بود؛ اما در طول این مصاحبه ها به این نتیجه رسیدم ،او همان فردی است که می توان درباره اش کار متفاوتی انجام داد در این مجموعه ، شهید صیاد را در موقعیت های مختلفی مانند : ریش زدن ، ورزش کردن و در حال انجام کارهای روزمره دیگری می بینیم . از این کار چه هدفی را دنبال می کردید؛ در برنامه ای که محمد درمنش راجع به زندگی شهید همت ساخته بود پرداختن به برخی موضوع های ساده و کوچک در زندگی این شهید بازتاب بسیار مثبتی در ترسیم روحیه او داشت در آثار مربوط به جنگ اغلب افراد حاضر در جنگ ، با روحیه ای خشک ترسیم شده اند صیاد در میان دوستان و همکارانش به فردی جدی و گوشت تلخ معروف بود ما می خواستیم نشان دهیم که او هم مانند هر انسانی از زیبایی خوشش می آید و مثل همه انسانها پر از عاطفه و احساس است.پرداختن به دوران کودکی و نوجوانی صیاد هم با چنین هدفی انجام شد؛ بله این برنامه قرار بود برای مخاطبی ساخته شود که مخاطب جنگ نبوده است قرار نبود مخاطب برنامه منحصر به آدمهای خاص باشد در اغلب موارد هم به زندگی بزرگان جنگ از مقطعی پرداخته شده که تبدیل به اسطوره شده اند به مقطع پیش از این که بسیار پر اهمیت است پرداخته نشده است برای این کار به دنبال زاویه نگاه جدیدی می گشتیم که نهایتا به دانای کل رسیدیم و دانای کل هم خود صیاد بود آدمی که از دنیا رفته بود شهید بود و می توانست بر همه چیز احاطه داشته باشد.به نسبت میان صیاد و دنیای اطرافش چگونه دست پیدا کردید؛ با کمک محمدرضا جوزی . قم رفتیم و حدود پنجاه جلد کتاب درباره دنیای پس از مرگ تهیه کردیم این کتابها توسط سه ، چهار نفر خوانده شد و در طول 10 ،12 جلسه با محمدرضا جوزی که خود مترجم متون فلسفی و عرفانی است مطالبی تهیه شد که در قسمت اول و دوم برنامه از آنها به عنوان گفتار متن استفاده شد در ترسیم چهره صیاد او به گونه ای دست نیافتنی ترسیم می شود حداقل کودکی او بسیار عجیب و غریب است و شبیه کودکی افراد عادی نیست صیاد واقعا همین بود او در کودکی از مادرش سوال های عجیب و غریبی درباره خدا می کرد در فاصله یک تا5 سالگی ، هفته ای یک بار به حرم امام رضا)ع ( می رفت و مادرش می گفت که نظر کرده امام رضا)ع ( است . این شخصیت ابهت خاصی داشت در دوران مدرسه ، هیچ دوستی نداشت و بیشتر با معلمهایش رابطه داشت در میان شهدا افرادی بوده اند که در کودکی شیطنت می کردند؛ اما صیاد واقعا جور دیگری بود.در عنوان بندی اشاره شده است که زندگی صیاد شیرازی به روایت محمدعلی فارسی ، چقدر از حرفهای صیاد، حرفهای شما به عنوان راوی است؛ اگر مجموعه اطلاعات و تحقیقاتم درباره صیاد را، در اختیار فرد دیگری بگذارم ، فرد مذکور نگاهی متفاوت با نگاه من خواهد داشت این برنامه شخصیت صیاد را از نگاه من معرفی می کند؛ اما حرفهای من را نمی زند.خانواده صیاد چه نظری درباره برنامه داشتند؛ تماس حضوری با آنها نداشتم ؛ اما شنیدم که راضی بودند چرا صیاد در طول برنامه این قدر شسته رفته حرف می زند؛از ابتدا قرار بود متن اولیه ای تهیه شود و معادل تصویری آن تهیه شود و در نهایت ، متناسب با محتوای برنامه پس از تدوین متن اصلی نوشته شود پس در نهایت این کار هم ، مثل بقیه کارهای روایت فتح شد که یک نفر، تمام کارها را انجام می داد البته این مساله ، در کارهای قبلی که ساختار آن مبتنی بر مصاحبه بود و کارگردانی هم به شکل جدی در آن نقش نداشت ، چندان مساله ساز نبود؛ اما در این کار، باید متن را حتما فرد متخصصی می نوشت که نشد. تدوین ، موسیقی و صداگذاری هم باید توسط افراد مستقلی انجام می شد اما همه اینها را خودم انجام دادم و در نهایت ، برای گفتار متن برنامه ، از یکی از گوینده های روایت فتح استفاده شد که بابت کل برنامه ،250 هزار تومان دستمزد دریافت کرد، در بخش خصوصی ، برای هر تیزر تلویزیونی گوینده ها سه میلیون تومان دستمزد می گیرند.سفارش دهنده توقع چنین کاری را داشت؛ کار سفارش داده نشد، درخواست شد مسوولان روایت فتح هم گفتند بله ما هستیم این تشکیلات برنامه ریزی مشخصی ندارد و در اغلب موارد گرفتار نوعی روزمرگی و باری به هر جهت است زمانی دغدغه این موسسه ، یافتن راههای بیانی تازه بود اما حالا این دغدغه منحصر به برخی آدمها شده است البته در این زمینه هم میان افراد مختلف تفاوت وجود دارد.چگونه ؛ دغدغه من این است که روایت فتح اگر می خواهد برنامه بسازد برنامه هایش حتما باید بتوانند با مخاطب عام و جوانان ارتباط برقرار کند، عده ای هم کاری به این مخاطب ندارند و تنها در پی حفظ مخاطب سنتی هستند.برنامه شما متکی بر دو نقطه قوت قابل توجه است ایده های خوب و بازسازی قابل توجه صحنه های جنگی و قدیمی اما در برخی موارد این باسازیها انجام نشده است مانند کابوس مرگ صیاد که ارزش تصویری زیادی دارد اما در حد چند جمله بیان می شود قرار بود بخش زیادی از این تصاویر از ابتدا به صورت رایانه ای تولید شود چون این تصاویر معادل تصویری موجود ندارد؛ اما از همان ابتدا در این زمینه هم شکست خوردیم چطور؛ هزینه ای که باید برای هفت تا هشت دقیقه تصاویر اینگونه می پرداختیم ، معادل دو برابر بودجه تولید این مجموعه بود.چقدر؛ حدود هفتادمیلیون تومان مثلا ایده ای داشتیم که در صحنه تشییع جنازه ، دوربین از جمعیت فاصله بگیرد ، بدون دیزالو شدن تصویر ، به بالا حرکت کند و شهر ، کشور و کره زمین ، کوچک و کوچکتر شود؛ ولی این افکار عملی نشد.پس این برنامه ، گورستان ایده های ناکام است؛ بله البته من از فکر اولیه برنامه و محتوای آن دفاع می کنم ؛ اما متاسفانه در این کشور، امکانات مناسب برای عملی کردن این ایده ها وجود ندارد.چرا قالب کار را تغییر ندادید؛ مثلا همین محتوا را تبدیل به فیلم سینمایی نکردید؛ باید تولید را متوقف می کردیم و نظر تهیه کننده را برای ساخت فیلمی 120 دقیقه ای جلب می کردیم ، چون ساختار کار را نمی شد تغییر داد اما در نهایت کمکی به ما نکردند و گفتند کار را جمع و جور کنید.ابراهیم اصغرزاده چه نقشی در این مجموعه داشت؛ او تنها کسی بود که نسخه های اولیه تدوین را می دید و راجع به گفتار متن ، نماها، صداها نظر می داد پس از تدوین قسمت دوم برنامه ، به دلیل پیش آمدن مشکلات زیاد ناامید شده بودم و می خواستم کار را تعطیل کنم برای ادامه کار نیازمند حمایت معنوی و روحی بودم اصغرزاده همیشه می گفت : کار را تعطیل نکن ، تا انتها برو حتی اگر نتوانی آن را از تلویزیون پخش کنی ، می توانی در جمع های خصوصی نمایش دهی و برنامه سازان دیگر را با تجربه ای تازه آشنا کنی همین برنامه نیمه کاره و ابتر هم ، مدیون حمایت های اوست.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها