گفت‌وگوی جام‌جم با محیط‌بان برتر کشور

عشق است و آتش و خون...

در پنجمین روز از هفته محیط‌زیست به سر می‌بریم و امیدواریم حال و روز محیط‌زیست کشورمان دست کم در این هفته بهتر باشد، گرچه می‌دانیم کلا حال و روز مساعدی ندارد و از دریاها و رودها و سواحلش گرفته، تا جنگل‌ها و دشت‌ها و حیات وحش و زیستمندان آبی و خاکی‌اش نیاز به تیمارداری و حمایت دارد.
کد خبر: ۱۱۴۶۴۲۹
عشق است و آتش و خون...

این را هم می‌دانیم که یکی از بهترین حمایت‌ها و مراقبت‌ها از محیط‌زیست زخمی و خسته کشورمان را مدیون محیط‌بانان مهربان و طبیعت دوست و غیوری هستیم که برای حفاظت از طبیعت این آب و خاک، جانشان را در طبق اخلاص گذاشته‌اند. با یکی از محیط‌بان‌های جوان کشورمان درخصوص شرایط کاری و مشکلاتشان به گفت‌وگو نشسته‌ایم. مدثر تیموری، محیط‌بان شهرستان‌های خواف و درگز در خراسان رضوی است که در سال‌های 95 و 96 عنوان برترین محیط‌بان نمونه کشور را از آن خود کرد.

محل خدمت‌تان کجاست؟

من اهل خواف خراسان رضوی هستم، اما اکنون در پارک ملی تندوره شهرستان درگز خدمت می‌کنم.

از چه سالی لباس محیط‌بانی را به تن کرده‌اید؟

15 سال است که در جامه محیط‌بانی خدمت می‌کنم، یعنی از حدود 20 سالگی.

و چرا شغل محیط‌بانی را انتخاب کردید؟

علاقه زیادم به محیط‌زیست، حیات وحش و طبیعت مرا به سوی محیط‌بانی و حفاظت از طبیعت سوق داد. بخشی از این علاقه به خاطر تحصیل در رشته علوم تجربی بود و بخش اعظم آن به خاطر پدرم که فرهنگی و نماینده اداره محیط‌زیست خراسان در شهرستان خواف بود و علاقه خودش به محیط‌زیست را در رگ‌های من هم جاری کرد. البته خواف هم چندین منطقه حفاظت شده و شکار ممنوع از جمله سیرخون و سده دارد که پانهادن در آنها آدمی را مسحور خود می‌کند.

خدمت‌تان در کسوت محیط‌بانی را از مناطق حفاظت شده خواف شروع کردید؟

بله، درواقع طی 15 سال گذشته و تا همین یک ماه پیش در مناطق حفاظت‌شده و شکار ممنوع خواف خدمت می‌کردم و از یک ماه پیش به پارک ملی تندوره درگز منتقل شدم.

محیط‌بانی کار سختی است. درست است؟

اگر به این کار علاقه داشته باشی و عاشق طبیعت باشی، کار سختی نیست ولی صرفا به عنوان یک شغل روزمره کار بسیار سخت و توانفرسایی است. اما به هرحال به من تاکنون سخت نگذشته است.

شاید سروکارتان خیلی با شکارچیان نیفتاده و با آنها درگیر نشده‌اید؟

اتفاقا برعکس طی سال‌های گذشته چندین بار با آنها مواجه شده و بارها مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مصدوم شده‌ام و حتی چندبار هم تا پای مرگ رفته‌ام.

فرزند هم دارید؟

بله یک پسر 8 ساله دارم که ایشان هم به محیط‌زیست علاقه‌مند شده و یک لباس کوچک محیط‌بانی هم دارد و در بسیاری از مراسم و گشت‌های ساده طبیعت هم همراه من می‌آید.

عمده‌ترین مشکلات محیط‌بانان کشور چیست؟

مهم‌ترین مشکل بحث معیشت محیط‌بانان است که متناسب با سختی کارمان حقوق و مزایا دریافت نمی‌کنیم. اکنون در ماه 18 روز خدمت و 12 روز استراحت داریم به لحاظ قانونی 256 ساعت اضافه ساعت و مازاد کار می‌کنیم که در قبال این ساعات اضافه، هیچ حقوق و مزایایی دریافت نمی‌کنیم. ضمن این‌که محیط‌بانان در دورافتاده‌ترین مناطق و پیشانی عرصه‌های طبیعت خدمت می‌کنند، حال آن‌که کمترین حقوق و مزایا را دارند، بدون هیچ پاداشت و اضافه کار و حق سختی کار.

مشکل بعدی به فرسودگی وسایل کار ما برمی گردد مثل موتورها و ماشین‌های قدیمی و فرسوده که بازده کار ما را پایین می‌آورد، درحالی که درصورت برخورداری از تجهیزات به روز، خدمات بهتری ارائه خواهیم داد.

انتظار شما از سازمان محیط‌زیست بویژه در این هفته که هفته محیط‌زیست است، چیست؟

پیگیری و رسیدگی به مشکلات معیشتی و کاری، مهم‌ترین انتظاری است که از مسئولان در سازمان محیط‌زیست داریم. البته محیط‌بانان واقعا برای خود چیزی نمی‌خواهند و خود را وقف جامعه و طبیعت کشورشان کرده‌اند، اما لازم است که خانواده آنها دور از استرس و در رفاه حداقلی باشند تا خیال محیط‌بانان هم آسوده‌تر باشد و بهتر خدمت کنند.

انتظار مهم دیگر، استخدام نیروهای محیط‌بان جدید است تا کمی از بار سنگین محیط‌بانان در حال خدمت برداشته شود، چراکه اکنون حدود 2800 محیط‌بان در کشور داریم درحالی که طبق استاندارد و با توجه به وسعت عرصه‌های طبیعی کشورمان دست کم حدود 10هزار محیط‌بان نیاز داریم.

و بهترین خاطره‌ای که تاکنون از دوران خدمتتان در کسوت محیط‌بانی داشته‌اید؟

خاطره زیاد است، اما یکی از بهترین خاطراتم برمی‌گردد به ماه رمضان سال گذشته وقتی در منطقه حفاظت شده سیرخون خواف در حال احداث یک آبشخور برای حیات‌وحش بودیم. شهرستان خواف خشکسالی 20ساله را گذرانده و طبیعت و حیات وحش آن با تشنگی و سختی زیادی دست‌وپنج نرم می‌کند.

درحال نصب تانکر بودیم، به چشم خود دیدیم چندین آهو در 50 متری منتظر مانده‌اند تا کارمان تمام شود و آب در آبشخور جاری شود و نزدیک شوند و همین‌طور هم شد، به محض جاری شدن آب در آبشخور و دورشدن ما، آهوها به آبشخور نزدیک شدند و مشغول آب خوردن. این صحنه آنقدر شیرین بود که کلا خستگی ما را در آن گرمای تابستان سخت و خشک از بین برد.

فاطمه مرادزاده

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها