گامی مبارک در جهت معرفی موسیقی

آوای ایرانی در قاب شبکه 4 سیما، جلوه گوش نوازی دارد. برنامه ای که می کوشد در مسیر تندباد، انواع آهنگها و ملودی هایی که از سوی فرهنگهای گوناگون وزیدن گرفته است ، حریم ذوق و اندیشه ایران زمین را پاس بدارد.
کد خبر: ۱۱۱۵۵۲

شاکله اصلی برنامه ، اگرچه نمایاندن اشعار و موسیقی کلاسیک از ورای آهنگسازان و خوانندگان زبده در این عرصه است ؛ اما در این میان گهگاه نقبی به تاریخ زده و می کوشد به شناسایی ریشه های آوای ایرانی و فعالیت هایی که در این چارچوب انجام گرفته بپردازد. از شروع تحقیق درباره موسیقی ایرانی عمر چندانی نمی گذرد. در صورتی که شروع چنین کوششی را استاد علی نقی خان وزیری (مشهور به کلنل وزیری) بدانیم که پس از بازگشت از اروپا کتابهایی نوشت و قطعاتی از آثار خود را اجرا کرد، می توان به بزرگان دیگری اشاره کرد که به پیروی از ایشان به کوششهایی در این باره دست یافتند. به عنوان مثال روح الله خالقی ، احمد فروتن راد، دکتر مهدی برکشلی ، موسی خان معروفی ، ابوالحسن صبا، حسینعلی ملاح ، داریوش صفوت ، پرویز منصوری و سعدی حسنی را باید از زمره آنان دانست.
علاوه بر این باید از همت والای آهنگسازانی یاد کرد که با همه توان هنری خویش می کوشیدند به اشکال گوناگون ، موسیقی ایرانی را در سطح جهانی و برای اجرا در ارکسترهای بزرگ عرضه کنند. بنابراین اگر بخواهیم رشته سخن را به بحث درباره موسیقی قدیم ایران بکشیم. باز گمان نمی رود به نتیجه مثبتی برسیم ؛ زیرا در حال حاضر هیچ گونه الگو یا ملودی که بتواند حقیقت آوازهای قرون گذشته را بر ما آشکار کند و از چگونگی نوع موسیقی آن زمان پرده بردارد در دست نیست و اگر هم باشد ناچیز است . در چنین فضایی ، رویکرد برنامه آوای ایرانی به جلوه هایی از موسیقی عملی و نظری می باشد که به جای مانده است . آوازها، نغمه ها، موسیقی تعزیه ، اشعار ضربی زورخانه ، نوای نقارخانه ، موسیقی عرفانی و در این اواخر تصنیف ها، رنگها، چهار مضراب ها و ترانه ها مظاهری از موسیقی ایرانی اند که همگی در گامهای متفاوتی ، به نام دستگاه اجرا شده اند و برنامه به دنبال آن می باشد به بازخوانی بعضی از آن قالبها بپردازد. با شروع هر قطعه موسیقی ، از طریق نوشته هایی که حک می شود، با دستگاه گوشه ها و سازهای آن آشنا می شویم و از این رهگذر علاوه بر تعمیق معرفتمان ما را به تامل در این باره نیز وامی دارد که چگونه موسیقی در کشورمان از آن همه پیچ و خمهای پرسنگلاخ گذر کرده است ، همچنان پژواک شکوهمندانه و تعالی بخشش در چهارسوی این مرز و بوم و همچنین در دیگر سرزمین ها، شنیده می شود. آوای ایرانی از آن جهت که به موسیقی کشورمان می پردازد گاهی ضروری و مبارک تلقی می شود. این برنامه نسبت به موضوع رویکردی تاریخی داشته و می کوشد در این چارچوب به ترتیب زمانی ، شخصیت های هنری موثر در این عرصه را کندوکاو کند. این کوشش نیز از منظری توصیفی صورت گرفته ، در حالی که به نظر می آید طرح مسائل چالش برانگیز می توانست بر غنای بیشتر محتوا و روشن تر شدن ابعاد و زوایای دیگری از ضعفها و قوتهای آوای ایرانی ، در مقایسه با موسیقی دیگر ملل و نیازهای جامعه امروز، بیفزاید. چشمگیرترین کاستی برنامه را باید در صورت و قالبی دانست که برگزیده است.
همان گونه که در سطور پیشین اشاره گشت ، بیشتر و در مواردی همه برنامه ، انعکاس آثار خوانندگانی می باشد که هر یک از نظر سبک و خلاقیت بر تارک موسیقی این دیار می درخشند. از آنجایی که تنها کلام آنان را می شنویم و سیمایشان به هر دلیل امکان ظهور نمی یابد شاهد پخش تصاویری از خط و نگارگری ایرانی می باشیم که موسیقی را همراهی می کنند. کوشش برای ارتباطی تاثیرگذار با مخاطب ، چندان موفق ارزیابی نمی شود. تلویزیون ، مهد تولید و پخش برنامه هایی با موضوع موسیقی است به گونه ای که حتی بسیاری از شبکه ها و ماهواره های جهانی به راه اندازی ایستگاه هایی اقدام کرده اند که به صورت شبانه روزی به پخش موسیقی می پردازند. این برنامه ها، بیشتر همزمان ، نمایاندن صدا و تصویر خوانندگان را جذب کرده است ، در مواردی که سیمای آنها نشان داده نمی شود از طریق تصویرهای مناسب و مرتبط همراهی می شوند. رویه ای که برنامه آوای ایرانی برای پخش خط و نگارگری به منظور همراهی با کلام خوانندگان شروع کرده ، این پرسش را پیش می آورد که آیا موضوع موسیقی است یا خط و نگارگری ایرانی؛ اگرچه پاسخ سریع و صریح این است که سوژه اصلی برنامه ، موسیقی است ؛ اما آنچه در عمل مشاهده می شود، دوپارگی در این زمینه می باشد به این معنا که تقسیم حواس میان صدا و تصویر ارائه شده ، به گونه ای است که گیرنده پیام نمی تواند حس خود را به طور کامل روی بخش اصلی یعنی موسیقی معطوف کند. تامل عمیق تر درباره چرایی چنین کاستی ای ، ما را به این نکته رهنمون خواهد کرد که علت اصلی را باید در تناسب نداشتن محتوا و تصاویر نمایانده شده دانست. از نبودن همخوانی محتوا و تصویر که بگذریم با در نظر گرفتن مدت برنامه ، تصاویر ارائه شده درباره خط، خسته کننده و ملال آور به نظر می رسد، علاوه بر این برخلاف بخش موسیقی که با نشان دادن نوشته هایی ، مخاطب را با دستگاه ، گوشه و یا سازها آشنا می سازد. در ارتباط با خط بجز معرفی خطوط، اطلاعات دیگری مطرح نمی شود همچنان که به هنگام نمایش تصاویر نگارگری ایرانی نیز نمی دانیم که مربوط به کدام دوره تاریخی یا منطقه کشورمان است.
آوای ایرانی ، با وجود آن که از نظر موضوع و محتوا غنی به نظر می آید ؛ ولی با توجه به ساختاری که در پیش گرفته برای پخش از رسانه رادیو مناسب تر می باشد. رادیو را در مقابل تلویزیون رسانه ای کور تعریف کرده اند به این معنا که تصویر در آن هیچ گونه جایگاهی ندارد. در این وسیله ، تنها صدا را می شنویم که در اشکال گوناگون نظیر کلمه ، افکت و موسیقی نمود پیدا می کند. در این میان موسیقی را باید مطلوب ترین قالبی دانست که با ماهیت رسانه رادیو همانندی و تجانس دارد.
آوای ایرانی با در نظر گرفتن ویژگی هایی که در ارتباط با ساختار خود دارد در صورتی که از آنتن رادیو پخش می شد، می توانست طنین پرجاذبه و تاثیرگذارتری داشته باشد.


محمدرضا کریمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها