آرامش در اولین شب هفته

اگر قرار باشد از موفق ترین مجموعه های تلویزیونی سیمای جمهوری اسلامی نمونه هایی یاد شود ، شاید عناوینی از قبیل هزار دستان ، کوچک جنگلی ، امام علی ع و سربداران پیش از هر نام دیگری به ذهن خطور کند.
کد خبر: ۱۰۹۳۶۲

وجه مشترک این قبیل مجموعه ها مضامین تاریخی آنهاست و بر این اساس به نظر می رسد سریال های تاریخی در میان مجموعه های تلویزیونی قابلیت بیشتری برای جذب مخاطب و نیز عنایت به عناصر زیبایی شناسانه داشته اند. بررسی ریشه های این قضیه مجال دیگری می طلبد که شاید خود در حد یک پژوهش مفصل و مستقل باشد اما پرسشی که اینجا قرار طرح آن است ، توجه به مجموعه هایی با مضمون های دیگر است.



اگر از بحث طنز بگذریم و به تبع آن آثار مهران مدیری یا مرضیه برومند را کنار بگذاریم ، آیا تا به حال با سریالی با مایه های درام قوی که مورد عنایت جدی مخاطب نیز بوده باشد در طی چند سال اخیر مواجه شده اید؛ قطعا مجموعه های خانوادگی که پر استقبال هم بوده اند ، بیشترین آمار را از لحاظ نوع موضوعات به خود اختصاص می دهند اما به نظر می رسد غالب آنها به دلیل نبود عنایت جدید به استانداردهای تلویزیونی و خلاقیت آفرینی ، دست کم نزد کارشناسان و منتقدان مورد توجه قرار نگرفته اند. (سریال های خوبی مثل هزاران چشم یا داستان یک شهر نیز بیشتر ابعاد اجتماعی داشت تا خانوادگی) ولی این طلسم سرانجام به دست احمد امینی شکست . آخرین سریال او ، اولین شب آرامش ، اولین روز هفته را برایمان بسیار دلنشین کرده است و از این حیث که اولین مجموعه تلویزیونی خانوادگی است که اینقدر ظرافت در بافت فیلمنامه و اجرای آن رعایت شده حتی اثری قابل توجه است . در اینجا قصد بر آن نیست تا به میزان پرشمار استقبال مخاطبان سریال اشاره شود و با استفاده از آن موفقیت کار سنجیده شود؛ چه آن که مشخصا گمان می کنم پرمخاطب بودن یک اثر لزوما به معنای موفقیت آن نیست و بتنهایی دلیل خوبی برای ارزشمند دانستنش محسوب نمی شود و نمونه اش هم خیل آثاری است که در گذشته و حال روی قاب تلویزیون رفته اند و پربیننده هم بوده اند. بی آن که ذره ای ارزش هنری و زیبایی شناسانه داشته باشند. در واقع رمز موفقیت سریال اولین شب آرامش ، به تلفیق دلنشین استانداردها و خلاقیت برمی گردد. امینی پیش از این سریال های دیگری نیز ساخته بود که علائق خود را در آنها نسبت به نوآوری های بصری نشان بود که شاید رادیکال ترین آنها بیگانه ای در میان ما باشد. اثری با مضمونی جسورانه (بیماری ایدز ناشی از مقاربت جنسی) و پرداختی جسورانه تر به نحوی که کل اثر با دوربین روی دست گرفته شده بود. اما در اولین شب آرامش این تمایل با روندی کلاسیک تر ملایم شده است . فیلمنامه عباس نعمتی و سعید شاهسواری که اوج و فرودهای استانداردی را در بردارد و بخوبی حرکت از وضعیت متعادل الف به وضعیت نامتعادل ب و ختم به وضعیت متعادل نهایی را در گره های دراماتیک متنوع و به هم مرتبط ترسیم می کند، این بستر را برای امینی فراهم آورده است تا ضمن بهره گیری از الگوی کلاسیک داستان ، فضاسازی های منطبقی را با حال و هوای آن انجام دهد. از این حیث میزانسن در اولین شب آرامش حرف اول را می زند و چیدمان آنها و اشیائ و سکون و پویایی شان بر مبنای اقتضائات درام است که معنا می یابد. استفاده خلاقانه از لرزش دوربین ، برشهای سریع ، تنوع زوایا و... در صحنه هایی که تنش دراماتیک بالاست یکی از مصداق های این روند است که نمونه هایش را در فصل دعوای رفیع ملکی با پیمان و با حضور طلبکاران در دفتر کار علیرضا پس از ورشکستگی می توان جستجو کرد. تمهیدی که پیش از این امینی در فیلم سینمایی «این زن حرف نمی زند» برای اولین بار به کار گرفت . استفاده مناسب از تمهیداتی نظیر اسلوموشن (مانند زمانی که پیمان در می یابد نوشین عاشق علیرضاست و نگاهی شکوه آمیز و نومیدانه از آینه اتومبیل به چهره نوشین می افکند). سوپرایمپوز (تلفیق چهره آشفته فرزاد و بیابان زمانی که پنهانی به ایران آمده است) نیز در همین راستاست و نشان دهنده تسلط کارگردان بر در آوردن حال و هوای قصه به ابزار بصری است . ابزاری که در عین حال استفاده ای پیش پا افتاده از آنها به عمل نمی آید. داستان سریال با این که گاه قابلیت در افتادن به سانتیمانتالیسم را دارد ولی هرگز چنین ورطه ای را تجربه نمی کند و لحظات عاطفی اش ، در کمال متانت و وقار شکل می گیرند و تنشهای عاشقانه آن نه تنها روبه ابتذال نمی برند که برعکس چنان با ظرافت و بینش قبلی ترسیم شده اند که ذهن و دل مخاطب را توامان نشانه می روند. شاید یکی از ریشه های این قضیه ، جدا از پرداخت حساب شده امینی ، به فیلمنامه آن برگردد که آدمهای قصه را فارغ از ارزشگذاری اخلاقی ترسیم کرده است و به همین دلیل خوب بودن یا بد بودن در موردشان چندان محلی از اعراب ندارد و بیش از آن که در چنین حوزه هایی واقع شوند، این موقعیت آنهاست که مورد تامل قرار می گیرند. (مقایسه کنید با برخی مجموعه ها که شخصیت های مثبتشان از فرط خوبی قدیس و قدیسه شده اند و شخصیت های منفی شان از فرط شرارت روی ابلیس را سفید کرده اند!) کنش هر یک از شخصیت های داستان معطوف به پیش زمینه ای منطقی است که در دنیای درون خود آن کاراکتر معنا می یابد و به همین دلیل است که حتی منفی ترین شخصیت داستان ، پیمان ، وجوه انسانی بسیار پررنگی دارد و حتی گاه تبدیل به ترحم برانگیزترین آدم قصه می شود و میان زندگی حقارت بار و عشق ناکامش با اقدامات پلیدش پیوندی منطقی برقرار می شود. این نگاه انسانی در سرتاسر ماجرای سریال گسترده است و به دلیل عدم دخالت فیلمنامه نویسان و کارگردان در ارزشگذاری اخلاقی و تحمیل نگرش شخصی و عقیدتی به کاراکترها ، هرگز مخدوش نمی شود. در این میان البته نقش اساسی بازیگران یکی از عناصر بشدت تعیین کننده به حساب می آید. اولین شب آرامش مجموعه ای از بازیهای خوب و بعضا فوق العاده است که پیچیدگی شخصیتی برخی از آدمهای قصه را دوچندان می سازد. در سریال هیچ بازی بدی دیده نمی شود و کارگردان از قابلیت های بازیگرانی که از سوی بهرام عظیم پور گزینش شده اند کمال استفاده را کرده است . قابلیت هایی که هم در میمیک چهره شان وجود دارد و هم در زبان اندامشان و در این میان امیر آقایی با توجه به نقش حساس پیمان بشدت می درخشد و حسهای متناقض را یکجا در نوع نگاه و حرکت بدنش جمع کرده است . نکته اساسی آن است که برخی از بازیگران که در نقشهای متفاوت از دیگر کارهایشان خیلی معمولی جلوه کرده بودند ، در اینجا بازیشان بیشتر از یک سر و گردن ارتقائ یافته است و این نشانگر تسلط کارگردان در هدایت هنرپیشگان سریال است . یکتا ناصر ، شبنم قلی خانی و شهروز ابراهیمی از این جمله اند و البته حضور هنرمندان مجربی مثل آتیلا پسیانی ، پرویز پورحسینی و مهتاج نجومی بر ارزش این حوزه افزوده است و هنر امینی آن بوده است که انسجام و هماهنگی میان بازیگران مختلف سریال را چنان ایجاد کرده است که با وجود نسل و خاستگاه متفاوت هر یک ، هارمونی و یکدستی در بازیها جزو امتیازهای چشمگیر اولین شب آرامش شده است . اولین شب آرامش در موارد بسیاری واجد امتیاز است . از تیتراژ چشم نواز و دیدنی اش (سایه روشن هایی که تداعی گر شخصیت های خاکستری اثر است و تداخل خطوطی که گره های متداخل دراماتیک اثر را به یاد می آورد: کاری دیدنی از بیژن میرباقری) گرفته تا موسیقی متناسب و غیرتحمیلی اش چه در الهام و برداشت آهنگساز از تم آهنگ به سوی تو و چه در انتخاب هایی که از ناحیه کارگردان در موسیقی های سنتی و نوستالژیک با منبع مشخص (مثل پخش صوت داخل دفتر جلال شایان) جلوه گر می شود و هویت آدمهایی مثل جلال را استیلیزه تر می کند. آنچه آمد تنها اشاراتی کلی به برخی قابلیت های این مجموعه بود و تحلیل آن مجال مفصل تر می طلبد تا با آوردن مصداق ها و جزییات ، ظرافت های سریال در ابعاد مختلف مورد توجه واقع شود؛ ابعادی که هر یک گویای احترام عوامل سازنده سریال به مخاطبان تلویزیون است و اولین شب هفته را برایشان با آرامش و لذتی فراوان سپری می سازد. ارزش پربیننده بودن مجموعه اولین شب آرامش ، در همین احترام به شعور مخاطب نهفته است ، چیزی که آن را از مجموعه های پربیننده ولی کم ارزش متمایز می کند.

مهرزاد دانش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها