شبکه رادیویی فرهنگ و تحول اساسی در برنامه سازی : صدای آشنای صبح
صدای صبح را تمام کسانی که رادیوی خود را بیشتر روی موج شبکه فرهنگ قرار می دهند به خوبی می شناسند برنامه ای 4 ساعته به صورت زنده با مجری میاندار یا به اصطلاح ام .سی که به تناسب حال و هوای ساعات آغاز روز بیشتر به مباحث اجتماعی روز توجه دارد
کد خبر: ۱۰۰۱۷
گزارش یکساله پخش این برنامه حاکی از حضور طیف وسیعی از متخصصان علوم و فنون و تنوع موضوعات مطرح شده در این برنامه است بخش مهمی از این برنامه با عنوان مجلس و جامعه به طرحها و لوایح در دست اقدام کمیسیون های مختلف مجلس و نیز زمینه های مطرح شدن آنها و تبعات و نتایج اجرای آنها می پردازد. گزارش مذکور نشان می دهد که در طول سال 1380 در277 قسمت پخش شده از مجلس و جامعه جمعا741 بار کارشناسان و نمایندگان مجلس در برنامه حضور یافته اند. براساس نظرسنجی مرکز تحقیقات ،مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما84 درصد نمایندگان مجلس و43 درصد از مجموع نمایندگان ،وزرا، معاونان وزیران و کارشناسان عالی وزارتخانه ها و سازمان های دولتی شنونده این قسمت هستند. از سوی دیگر از مجموع شنوندگان این برنامه 67 درصد دارای مدرک دکتری هستند که رکوردی کم نظیر است. همچنین طی مدت مذکور زیر عنوان جامعه امروز در79 قسمت با جمع مدت بیش از4500 دقیقه ،237 کارشناس در برابر شنوندگان برنامه به ایراد مباحث تخصصی در زمینه مسائل روز کشور در ابعاد اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی و ارائه راهکار و نیز بررسی عملکرد موسسات ، سازمان ها و وزارتخانه ها پرداخته اند. کاوش ، بخش دیگری از این برنامه ، طی سال 1380 در71 قسمت پانزده دقیقه ای ، پذیرای 79 کارشناس بوده که به بحثهای تخصصی تر در باب برخی مسائل برگزیده روز پرداخته است. بخش های دیگر با عنوان های "نگاه سوم " با عملکرد23 قسمت 60 دقیقه ای و حضور65 کارشناس ، "هنر هشتم " با عملکرد20 قسمت 60 دقیقه ای و حضور37 کارشناس ، "از فارس تا خزر" با عملکرد30 قسمت و حضور125 کارشناس ، "ویژه برنامه " با عملکرد19 قسمت 15 دقیقه ای و حضور43 کارشناس ، کارنامه این برنامه را غنیتر کرده اند. اقبال چشمگیر کارشناسان و مسوولان به این برنامه ، نقطه قوتی است در مسیر ایفای نقش رسانه ای این شبکه که ایجاد ارتباط با فرهیختگان است حضور مطلوب تر قشر تحصیلکرده جامعه را نیز در دیگر برنامه های این شبکه که به وجوه مختلف فرهنگ می پردازد می توان ملاحظه کرد این پیوند شایسته ، در عین حال فرصتی در اختیار می گذارد برای تامل در فرهنگ و صاحبان رای و نظر در خصوص فرهنگ و تعهدات توسعه ای رسانه با این سوال آغاز می کنیم که آیا شبکه فرهنگ علاوه بر پرداختن به وجوه موروثی فرهنگ ، رسالت خدمت به تحول فرهنگی جامعه ایرانی را هم پذیرفته است؛ طبعا چنین سوالی برای دیگر شبکه ها و دیگر رسانه ها نیز قابل طرح است . شاید از این نظر که جامعه ایرانی در حال تحول سریع است بدیهی به نظر برسد که رسانه های ملی در خدمت این تحول باشند اما جدا از نشانه هایی که وجود چنین توجه و عزمی در همه وجوه فرهنگ را در دیگر رسانه ها و شبکه ها هم دچار تردید می کند، برای شبکه فرهنگ این سوال اصالت و ظرافت خاص دارد چرا که مخاطبان اصلی آن فرهیختگان و فرزانگان اند، که به علاوه به گواه گوشه ای از عملکرد این شبکه که در بالا ذکر شد در تولید برنامه های آن نیز مشارکت فعال دارند.آیا این شبکه از طریق تقویت ارتباطات فکری و تعاملات نظری میان فرهیختگان در خدمت تحول فرهنگی آنان است یا فرهیختگان را به خدمت تحول فرهنگی جامعه فرا می خواند؛ سطح ادبیات گفتگوها و متون برنامه های شبکه و نیز نوع موضوعات برگزیده حکایت از آن دارد که جهت گیری نخست غالب است. در این صورت به نظر می رسد مسوولیت فرزانگان در قبال "تحول فرهنگی " جامعه از طریق رسانه های ارتباط جمعی ، نه در این شبکه که در تمام شبکه های دیگر، به تناسب هویت تعریف شده هر یک ، تسهیم شده باشد و شبکه فرهنگ عرصه خاص چالش فرهیختگان برای قوام یافتن و روزآمدشدن اندیشه ها و یافته های کارشناختی آنان است . در این صورت سوال خاص این شبکه این خواهد بود که شبکه فرهنگ چگونه کارشناسان و فرهنگ وران را برای یافتن راهکارهای تحول فرهنگی در جامعه بسیج و یاری می کند؛ طرح مثالی ، به این تامل میدان می دهد. به اذعان صاحبنظران اقتصادی ، سهم فزاینده نفت و شیوه انحصار آن در اقتصاد کشور در طول بیش از هفتاد سال گذشته موجب سیطره اقتصاد دولتی تا آن حد شده است که امروز قریب به 80 درصد از مالکیت و اداره اقتصاد ملی در دست دولت ، حدود15 درصد در اختیار بخش عمومی و فقط حدود5 درصد در دست بخش خصوصی است و از این نظر در ردیف چند ردیف اول سوسیالیست ترین کشورهای جهان قرار داریم . بازگشت به شرایط متعادلی که در آن انحصار یا تصدی دولت در اقتصاد به حداقل مثلا از80 درصد به حدود50 درصد، نه مانند ژاپن به 6 درصد برسد بیش از قوانین مناسب و عزم مسوولان اجرایی ، به تحول فرهنگی عظیمی نیازمند است که جز با پذیرش و عزم ملی ناممکن است فارغ از این که کدام جریان سیاسی دولت یا مجلس را در اختیار داشته باشد، این تغییر ضروری است یافتن تلنگرهای فرهنگی کارا و ترجمه زبان اقتصاد به زبان قابل درک فرهنگ، وظیفه دشوار و گزیر ناپذیر فرهنگوران است.صرفه جویی ، پس انداز، سرمایه گذاری ، هیچ کار حلالی را عار ندانستن ، خطرپذیری در کسب و کار، دست طلب از دولت کشیدن و برپای خود ایستادن ، بهای هر کالا و خدمتی را شناختن و پرداختن سرفصل هایی است که هر چند در زیر امواج اقتصاد دولتی نهان شده اند، اما به لحاظ ریشه ژرفی که در تاریخ فرهنگ ما دارند با همت متولیان فرهنگ و اندیشه همین مرز و بوم قابل احیا و اعتلا هستند دیگران کاری نه می توانند و نه خواهند کرد. ناله های روشنفکر مآبانه نیز که متاسفانه امروز در رسانه های ما کم خوانده و دیده و شنیده نمی شود، هر چند گاه شیرین می نماید و ظاهرا رفع تکلیف می کند، اما راه به جایی نخواهد برد و وجدانهای بیدار را قانع نخواهد کرد.اقبال فرزانگان به رسانه را می توان دستمایه مبارکی برای تحول فرهنگی از اتکا به دولت و توقع کمک ، به اعتماد به خود و توقع دخالت نکردن غیرضرور دولت قرار داد امید است بتوان انحراف چند نسله را با درایت اهالی فرهنگ در یک یا دو نسل جبران کرد