راهبـردهای دیپلماتیک پسـابرگزیت

در حالی که دولت بریتانیا از سه سال پیش در تلاش بوده تا روابط خود را با جمهوری اسلامی ایران ـ حداقل از منظر بازرگانی و اقتصادی- گسترش دهد، سخنان ترزا می‌ در بحرین و بوریس جانسون، وزیر خارجه‌اش علیه ایران در نیمه دوم آذر ماه امسال، این پرسش را فرا آورد که هدف دولت بریتانیا از این گفتارها که در نگاه نخست، مخالف کردار همزمان آن در تلاش برای بهبود روابط با ایران است، چیست؟
کد خبر: ۹۸۲۶۶۵

سال 2016 میلادی، سالی دشوار و پر تنش برای بریتانیا بود و شماری از رویدادهای این سال، آثار عمیق و درازمدت بر این کشور خواهد گذارد. جنبش برگزیت در همه پرسی خروج از اتحادیه اروپا در حالی به پیروزی رسید که دولت بریتانیا، آماده نبود. از میان اعضای هیات دولت، فقط شش وزیر خواهان خروج بودند حتی خود دیوید کامرون نخست وزیر پیشین که مبتکر برگزاری این همه پرسی بود با تمام توان تلاش کرد مردم به باقی بودن در اتحادیه اروپا رای دهند و نتایج همه پرسی‌ها نیز اغلب از پیروزی هواداران باقی ماندن در اتحادیه خبر می‌داد.

فاصله اندک میان هواداران باقی ماندن در اتحادیه اروپا و مخالفان اتحادیه اروپا نیز جامعه بریتانیا را دچار تفرقه کرد به‌گونه‌ای که تا پایان سال 2016 میلادی نیز هنوز بحث درباره امکان برگزاری همه‌پرسی دوم، نقش مجلس در روند بیرون آمدن از اتحادیه اروپا، چگونگی ارتباط بریتانیا با اتحادیه اروپا در آینده، مخالفت مردم اسکاتلند و ایرلندشمالی با بیرون آمدن از اتحادیه اروپا و امکان مستثنی شدن سیتی و اسکاتلند از روند جدایی از بازار مشترک اروپایی، ادامه دارد. در هر حال، برگزیت مشکلات فراوانی برای بریتانیا پدید آورد و خواهد آورد و آثار آن، پس از سال‌ها احساس خواهد شد. اگرچه دولت بریتانیا در تلاش است در گفت‌وگو با اتحادیه اروپا، کمترین خسارات را بپردازد، پیشینه خونین تاریخ بریتانیا با کشورهای مهم اتحادیه از قبیل آلمان و فرانسه و خشم ناشی از بیرون رفتن بریتانیایی‌ها از این اتحادیه، قطعا موجب مجازات‌های شدید خواهد شد.

انتشار گزارش چیلکات درباره جنگ عراق نیز با این که با تاخیرها و سانسورهای فراوان صورت گرفت، خشم عمومی را نسبت به سیاستمداران، مداخله‌های نظامی بریتانیا در دیگر کشورها و نیز جنگ‌های این کشور در کشورهای اسلامی، مشتعل کرد. سیل آوارگان و مهاجران از کشورهای عراق، افغانستان، سوریه و لیبی، افزایش تهدیدات و حملات تروریستی، اتلاف منابع عظیم مالی در زمانی که دولت بریتانیا با بدهی‌های فراوان و کسری بودجه گسترده روبروست، فشار مراجعات مهاجران، اعم از اروپایی و غیراروپایی، بر موسسات و نهادهای ارائه‌دهنده خدمات عمومی همچون مدارس، بیمارستان‌ها، پاسگاه‌های پلیس و مراکز کاریابی، موجب رویگردانی از سیاست‌های سنتی و احزاب بزرگ تاریخی شده است.

در خارج از این کشور، دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا پیروز شد و انتظار می‌رود با تمرکز بیشتر رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا بر شرق آسیا و بویژه بر چین، انتظار می‌رود اروپا ـ و احتمالا خاورمیانه ـ‌ از اولویت‌های آمریکا در سالیان آینده نباشد. در این صورت، نقش بریتانیا به عنوان پلی میان آمریکا و اروپا و نیز نمایندگی اهداف آمریکا در اتحادیه اروپا، تضعیف خواهد شد. خروج از اتحادیه اروپا ـ که با مخالفت باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا ـ روبه‌رو شد، ممکن است به تضعیف اتحادیه اروپا و احتمال فروپاشی آن و نیز تضعیف و تجزیه بریتانیا منجر شود زیرا به انگیزه استقلال‌خواهی اسکاتلندی‌ها دامن می‌زند. در پی برگزیت، کاهش میزان قدرت چانه‌زنی اتحادیه اروپا در عرصه بین‌الملل و آشکار شدن اختلاف‌نظرها میان آمریکا و اتحادیه اروپا قابل ملاحظه است به‌گونه‌ای که درباره سوریه، انفعال آمریکا و اتحادیه اروپا، روشن است. حاکم شدن دوره‌ای از بی‌ثباتی‌ها در بریتانیا، از جمله کاهش ارزش پوند در برابر دیگر ارزها که گفته شد به پایین‌ترین میزان در سه دهه اخیر رسیده، کاهش رشد اقتصادی، افزایش تورم، کنار گذاشته شدن برنامه‌های کاهش بدهی‌ها، از نخستین پیامدهای برگزیت است که نشانگان آن نیز آشکار شده است.

به نظر می‌رسد با این وضعیت و با توجه به توصیه‌های اندیشکده‌ها و سخنرانی‌های مقامات بریتانیا، دولت این کشور سیاست‌های زیر را در پیش گیرد:

بر روابط بازرگانی بیفزاید و با یافتن شرکای تجاری در شرق اروپا، آسیا و بویژه خاورمیانه، میزان کاهش سود بازرگانی با اعضای اتحادیه اروپا را کاهش دهد و در عین حال مالیات شرکت‌های خارجی را کم کند .

در امور بین‌الملل بیشتر مداخله و در امور ژئوپولیتیک خاورمیانه، اعم از روابط امنیتی، سیاسی و بازرگانی، همزمان دخالت کند.

تلاش کند تا روابط با آمریکا را در دوران دونالد ترامپ، تقویت کند بویژه آن که رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا، ناشناخته و غیرقابل پیشی‌بینی و انتظاراتش از بریتانیا، مبهم است.

در غیاب احتمالی آمریکا، تلاش کند نقش برادر بزرگ را برای کشورهای این منطقه برعهده گیرد تا با وابسته کردن بیشتر کشورهای عربی به کالاها و خدمات خود، از جمله فروش جنگ افزار و فعالیت‌های مستشاری، سود بیشتری به جیب بزند و اجازه ندهد در صورت بیرون رفتن آمریکا از خلیج فارس، این خلأ را دیگران پر کنند.

برای تثبیت جایگاهش در صحنه بین‌الملل، بودجه نظامی‌اش را در ناتو افزایش خواهد داد تا از خشم آمریکا که مدعی است دیگر اعضا سهم مالی کمتری می‌پردازند، در امان بماند و همزمان، مانع نیاز به تشکیل ارتش اروپایی شود زیرا برخلاف ناتو، در ارتش اروپایی اتحادیه اروپا، جایی نخواهد داشت.

به تضعیف روسیه در بیرون از اتحادیه اروپا و راهبری آلمان و فرانسه در اتحادیه اروپا خواهد پرداخت و تلاش خواهد کرد روابط این کشورها را با دیگر دولت‌ها مختل سازد. در داخل نیز هر گونه پیمان بازرگانی با مناطق اسکاتلند و ایرلندشمالی، خشم این دولت را برخواهد انگیخت.

همزمان با مولفه‌های قدرت نرمش همچون زبان جهانی شده انگلیسی، دارا بودن حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل، مرکز مالی و رسانه‌ای بودن لندن در جهان و فناوری‌های نوین، به تقویت ارتش خود خواهد پرداخت و زیردریایی‌های هسته‌ای و هواپیماهای پیشرفته از آمریکا خواهد خرید تا بتواند مانع ضعیف‌تر شدن نقشش در عرصه بین‌الملل شود.

مجتبی قاسم‌زاده / خبرنگار صداوسیما در لندن

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها