در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شخصیت اصلی داستان مجموعه پسر نوجوان 15سالهای به نام جیم لیک جونیور است. جیم در ابتدای ماجراهای مجموعه متوجه حقیقتی میشود که اهالی شهر از آن بیاطلاعند. یک سفر با ماشین زمان باعث جابهجایی مکانی جیم میشود. به دنبال این جابهجایی جیم متوجه میشود یک شهر زیرزمینی بزرگ در زیر شهری که زندگی میکند وجود دارد و اهالی آن هم موجوداتی عجیب و غریب هستند. تا امروز تلاش این موجودات این بوده که آدمها متوجه زندگی زیرزمینیشان نشده و مزاحمتی برایشان ایجاد نکنند. به طور طبیعی، موجودات زیرزمینی نارضایتی خود از کشف شدن هویتشان توسط جیم را اعلام میکنند، اما این نارضایتی خیلی زود برطرف شده و جای خود را به رضایت میدهد! این اتفاق زمانی رخ میدهد که تمدن آنها توسط گروهی از موجودات شرور و بدطینت مورد حمله و نابودی قرار میگیرد. به دنبال این اتفاق، آنها از جیم و دوستانش تقاضای کمک میکنند.
میخواستید این مجموعه هم دنبالهای بر کارهای سینماییتان باشد؟
هم بله و هم خیر. به هر حال، در اینجا با رسانه تلویزیون و تماشاگران آن سر و کار داشتم و میدانستم باید کاری مورد علاقه آنها ارائه دهم. این انیمیشن کامپیوتری، حال و هوایی کمدی ـ اکشن و ماجراجویانه دارد و در عین حال، مثل تمام کارهای زندهام، فانتزی هم نقش مهمی در ماجراهای مجموعه دارد. برایم جالب بود که دنیای مورد علاقهام را در قالب یک انیمیشن به تصویر بکشم.
جالب است که فیلمنامه براساس داستان کتابی از خود شما نوشته شده است.
کمتر کسی میداند که دستی هم در نوشتن دارم، اما شما هم مثل بقیه مردم، مرا به عنوان یک فیلمساز بشناسید و نه یک نویسنده. آنچه مینویسم برای دلم و رضایتخاطر خودم است. به خودم گفتم چرا مجموعهام را براساس داستان کتابی از خودم تولید نکنم. نام کتاب هم همین نام مجموعه است و سالها پیش منتشر شد.
استیون اسپیلبرگ، مدیر کمپانی دریمورکز که یکی از دوستان خوبم هست، پس از مطالعه این کتاب، پیشنهاد داد تا براساس آن یک مجموعه تلویزیونی به صورت مشترک تهیه کنیم. احساس میکردم برای تولید چنین مجموعهای باید حمایت یک کمپانی بزرگ را پشتسر خود داشته باشیم. به همین دلیل، پیشنهاد اسپیلبرگ را قبول کردم. در حال حاضر، پخش مجموعه به عهده واحد توزیع کمپانی دریمورکز است.
رسانههای گروهی روی این موضوع تاکید میکنند که این مجموعه یکی از کارهایی بوده که بشدت علاقهمند تولید آن بودهاید.
همین طور است. حدود ده سال است که شوق تولید آن را دارم. یک دهه، زمان کمی برای انتظار نیست. در این مدت، نگرانی اصلیام این بود که چگونه میتوان این مجموعه را به شکل درست و باشکوهی تولید کرد. اگر میخواستم کار را سرسری انجام دهم، این مجموعه سالها قبل تولید و نمایش داده شده بود، اما میخواستم چیزی آماده نمایش شود که پاسخگوی نیازها و خواستههای درونیام باشد. در طول یک دهه روی موضوع و نوع ساخت آن کار کردم. شکارچیان کوتولههای ساکن غار، پروژه مورد علاقهام بود و حس خاصی نسبت به آن داشتم.
مرگ ناگهانی آنتون یلچین لطمهای به کار تولید نزد؟
مرگ او ضایعهای بزرگ برای همه ما بود. اصلا قابل باور نبود. او یک همکار بسیار خوب و دوستی صمیمی بود. بسیار منظم بود و به کارش احترام میگذاشت. زمانی که حادثه تصادف او اتفاق افتاد، بخش اصلی همکاریاش با ما تمام شده بود. فقط چند صحنه مانده بود تا او به جای کاراکتر اصلی داستان صحبت کند. مشکلی نبود که نتوانیم حل کنیم. البته به من پیشنهاد شد جای او را با بازیگر دیگری عوض کنم، اما ضرورتی برای این کار نمیدیدم. او بخش اصلی کار را انجام داده بود و احساس میکنم استفاده از صدایش در مجموعه، نوعی ادای دین و احترام به اوست.
همکاری با او چطور بود؟
عالی! بشدت شیفته داستان و کاراکتر خودش بود و کارش را با علاقه و خوشحالی زیاد انجام میداد. یلچین با نوع صحبت کردن خود، حال و هوای تازهای به کاراکتر محوری داستان میداد.
منبع: سیبیآر دات کام
مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: