تلویزیون از ادبیات داستانی جان می گیرد

رئیس سازمان صداوسیما در ایام برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از خرید رایت تصویری رمانهایی که قابلیت تبدیل به فیلم دارند ، توسط سازمان صداوسیما برای تبدیل آنها به فیلم و سریال خبر داد
کد خبر: ۹۷۲۱۰
و گفت : با توجه به اتکای تولیدات نمایشی بر متن و در راس آنها رمان ، این آثار پس از خریداری به شکل بانک اطلاعات در سازمان صداوسیما ذخیره و نگهداری خواهند شد.
بعد از شنیدن خبرهایی برای اقتباس آثار ادبی در تولیدات سینمایی و کارهای مختلفی که اخیرا در این زمینه انجام شده ، انتشار این خبر را که نویدبخش رواج اقتباس در آثار تلویزیونی است ، می توان به فال نیک گرفت.

یک اتفاق مبارک

محمدعلی طالبی را به خاطر چند اقتباسی که از داستان های هوشنگ مرادی کرمانی انجام داده و بخصوص آخرین آنها یعنی مجموعه «ماه شب چهارده» به یاد می آوریم اما وقتی با خودش صحبت می کنیم ، تازه یادمان می آید که تقریبا همه کارهایش اقتباسی است ، حتی مجموعه «گل پامچال» که فیلمنامه آن را هم کامبوزیا پرتوی براساس کتابی به نام «صدایم کن مادر» از یک نویسنده روسی برایش نوشته بود. طالبی ، آغاز بحث جدی شدن اقتباس در تلویزیون را اتفاق لازم و مبارکی می داند. از نظر او این کار باعث می شود نویسنده ها با دلگرمی بیشتری حاصل کارشان را در اختیار تلویزیون بگذارند: «این کار در تمام دنیا انجام می شود و معمولا بهترین کارها هم همین کارهای اقتباسی که از روی کتابها و داستان های موفق ساخته می شوند ، هستند.» از نگاه او ، خیلی از کارهایی که در تلویزیون جلوی دوربین می رود ، سطحی است و از نظر محتوایی مشکل دارد چون توسط کسانی نوشته شده که فقط فیلمنامه نویس هستند و نه نویسنده . او تفاوت این دو مقوله را با هم این طور توضیح می دهد: « نویسنده برای خلق یک اثر پروسه دشوار و پیچیده ای را طی می کند و هر کسی نمی تواند در این وادی ادعا داشته باشد. برای همین فقط آدمهای خیلی خاصی سراغ نویسندگی می آیند و در آن موفق می شوند.» فریدون فرهودی ، فیلمنامه نویس سینما و تلویزیون هم اصل انجام اقتباس از تولیدات ادبیات داستانی را ضروری می داند: «سینما و مخصوصا تلویزیون هیچ وقت به اندازه نیازشان نویسنده نداشته اند.»

مشکلات سر راه

فرهودی که پس از مدتها ، بتازگی برای دومین بار کارگردانی یک فیلم تلویزیونی را پشت سر گذاشته ، با این مقدمه به موانعی که بر سر این راه وجود دارد ، اشاره می کند: «خود من ادبیاتی نیستم ، ولی بجرات می توانم بگویم که اهالی ادبیات - چون درگیر سلیقه خواننده نیستند و مجبور نیستند سرمایه ای را برگردانند - بیشتر اهل دانستن و فهمیدن و ریشه یابی مسائل هستند. در عوض کسانی که با تصویر کار دارند، به تکنیک و نوآوری های فنی تصویر و سلیقه تماشاگر بیشتر اهمیت می دهند تا چیزهای دیگر. برای همین ، ادبیات به تلویزیون بیشتر به چشم یک وسیله سرگرمی نگاه می کند.» فرهودی تاکید می کند که دقیقا به دلیل این عدم درک و فهم است که ممکن است مشکلاتی میان کسانی که در این دو وادی کار می کنند ، به وجود بیاید: «اگر قرار باشد این عرصه گسترده تر شود ، هر دو طرف باید همدیگر را بیشتر درک کنند و نیازهای همدیگر را بشناسند. کسی که از کار یک نویسنده اقتباس می کند ، باید کاری همسنگ او بیافریند و مواظب باشد چیزی از ارزشهای آن کاسته نشود. این کار بسیار سختی است و به تعامل زیادی میان این دو قشر نیاز دارد و هر دو گروه باید کنار هم قرار بگیرند.» مشکل دیگر از نگاه فرهودی ، میزان کمی تولیدات ادبیات داستانی ما و در مرحله بعد فاصله ادبیات از سینماست . ادبیات باید آنقدر وسیع باشد که برای انجام کار تصویری ، حق انتخاب ایجاد کند. کارگردان فیلمهای اقتباسی موفقی مثل "چکمه" ، "تیک و تاک" و "کیسه برنج" هم عقیده دارد باید با نویسنده های خوب قرارداد بست که وقتی کنار فیلمنامه نویس و کارگردان قرار می گیرند ، حرفی برای گفتن داشته باشند.

کارگردان ، عقل کل نیست

شاید تفاوت فضای اغلب داستان هایی که فعلا در وادی ادبیات کشور ما تولید می شوند و عدم اقبال نویسنده ها از مقوله ای مثل سینما در کنار تجربه های کم و بیش ناموفقی که در این زمینه وجود داشته ، باعث می شود فرهودی درباره این مساله این طور ادامه بدهد که: «داستان نویسان و سینماگران چندان نسبت به هم خوشبین نیستند؛ چون داستان در سینما و تلویزیون باید تغییر کند و این اصلا برای نویسنده ها خوشایند نیست . کسی که قرار است از کاری اقتباس کند، باید مثل خود نویسنده نسبت به آن درک داشته باشد و این خیلی وقتها اتفاق نمی افتد. برای همین نویسنده ها نیز زیاد تمایلی به اقتباس از کارهایشان ندارند.» اما محمدعلی طالبی که علاوه بر اقتباس از کارهای مرادی کرمانی از کار نویسندگان دیگری مثل محمدرضا کاتب نیز با همراهی وهمکاری خود آنها اقتباس کرده و در حال حاضر هم با فرهاد حسن زاده روی یکی از داستان های او به نام «مهمان مهتاب» کار می کند تا آن را به عنوان سریال جدیدی در گروه شاهد جلوی دوربین ببرد ، تاکید می کند که تا به حال با هیچ کدام از نویسنده هایی که کار کرده ، به مشکل برنخورده است : «مشکل از جایی شروع می شود که من کارگردان فکر می کنم تنها محور کار من هستم و دلیل این ماجرا هم عادت نداشتن ما به انجام کارگروهی در ایران است. من برای نویسنده های کارهایم ارزش زیادی قائلم و خودم را از آنها می دانم حتی در بعضی سکانس ها از آنها دعوت می کنم سر صحنه حضور داشته باشند.» البته او تاکید می کند این کار باید با دقت زیادی انجام شود چون نویسنده ها کمابیش تجربه های خوبی در این زمینه ندارند و به طور طبیعی وسواس دارند که چه کسی با چه سر و شکلی می خواهد کارشان را بسازد: «سرقتهای انجام شده از آنها هم باعث می شود تمایلی به این کار نداشته باشند اما بعضی از آنها آنقدر نجیبند که حتی از این اتفاق ها شکایتی هم نمی کنند. برای همین موارد حقوقی ، قانونی و قضایی کار باید از همان ابتدا مدنظر قرار گیرند.»

یک زنگ خطر ، یک پیشنهاد

فریدون فرهودی هم در پایان به نکته قابل تاملی اشاره می کند که خودش می تواند موضوع یک گزارش مستقل باشد: «می شود حدس زد که تلویزیون کتابها را از نظر محتوایی و مفهومی انتخاب خواهد کرد ولی باید توجه داشت که ویژگی های تصویری و نمایشی هم حتما باید در نظر گرفته شوند. در غیر این صورت نتیجه کار چندان جالب نخواهد بود.» این فیلمنامه نویس که بسیاری از فیلمنامه های خودش را هم به صورت اقتباسی نوشته است ، یک پیشنهاد جدید هم برای اجرایی شدن این طرح دارد: «پیش از اقتباس از آثار معاصر بهتر است روی متون قدیمی و منابع پژوهشی کارهای بنیادی تری انجام بدهیم چون تا به حال همه به صورت فردی سراغ این کارها رفته اند. بهترین کار این است که ما ظرفیت های تصویری آنها را بیرون بکشیم».
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها