در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، تحقیقات در این پرونده از مهر 92 و همزمان با تماس پسر جوانی با پلیس 110 آغاز شد. او در شکایت خود گفت: مدتی قبل پدرم فوت کرد و من هم نمیتوانستم همیشه پیش مادرم باشم. به همین دلیل با یک شرکت خدماتی تماس گرفتم و خواستم کارگری برای انجام کارهای منزل به خانه مادرم بیاید. کارگری از طرف شرکت آمد و کارهای مادرم را انجام میداد. امروز که به خانه مادرم در خیابان قائممقام آمدم، زنگ در به صدا درآمد و تصور کردم که کارگر آمده است و در را باز کردم. ناگهان چهار مرد نقابدار و قوی هیکل وارد خانه شده و با تهدید، دست و پای من و مادرم را بستند. آنها تهدید کردند اگر مقاومت کنیم با چاقو ما را میکشند.
وی ادامه داد: آنها بعد از سرقت پول، دلار و طلاهای مادرم از آنجا فرار کردند. با فرار آنها بسختی دست و پایمان را باز کردیم و با پلیس تماس گرفتیم.
پس از این شکایت، ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند و در ردیابیهای خود، ردپای دزدی سابقهدار را کشف کردند. این متهم دستگیر شد و در بازجوییها به سرقت از خانه پیرزن اعتراف کرد و گفت: یکی از دوستانم که در شرکت خدماتی کار میکرد، نقشه این سرقت را طراحی کرد. او میگفت این زن وضع مالی خوبی دارد. من و سه نفر دیگر از همدستانم وارد خانه شدیم. پیرزن یک انگشتر برلیان داشت که یک میلیارد تومان قیمت آن بود. علی این انگشتر را برداشت.
وقتی تلاش برای دستگیری سه سارق دیگر بی نتیجه ماند، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. دیروز متهم به ریاست قاضی قربانزاده، پای میز محاکمه قرار گرفت که در دفاع از خود گفت: من سرقتی مرتکب نشدم و تحتتاثیر فشار روانی به سرقت اعتراف کردم.
پس از آخرین دفاع متهم،قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: