در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چگونه است که طبق موافقتنامه اسلو (که در سال 1993 طبق این پیمان، سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل یکدیگر را به رسمیت شناختند) و اجرای مفاد آن، تاکنون دولت فلسطینی تشکیل نشده است اما در عوض به جای آن، ساخت غیرقانونی شهرکهای یهودینشین راه را به سمت ایجاد یک نظام آپارتاید تمام عیار در این سرزمین هموار کرده است.
چگونه است که موافقتنامه اسلو امضا شده، اما شیمون پرز که در آن زمان تصدی سمت وزیر خارجه دولت اسحاق رابین و نقش محوری در مذاکرات صلح را بهعهده داشت از ساخت شهرکهای تازه در سراسر مناطق اشغالی حمایت کرده و این ساخت و ساز بین سالهای 1996ـ1993، 50 درصد افزایش یافته است.
چگونه است که در متن جامعه اسرائیلی، پرز بهعنوان کممحبوبترین و کماعتمادترین رهبران یهودی مطرح است. افکار عمومی از او بهعنوان فردی که متناسب با مقتضیات زمانه رنگ عوض میکند و شکستهای زیادی را در کارنامه خود به ثبت رسانده، یاد میکند. با نگاهی به کارنامه کاری شیمون پرز مشخص میشود که وی بیش از هر سرباز دیگری به ارتش اسرائیل خدمت کرده است، در دهه 1950 زمانیکه او خیلی جوان بود به عنوان یکی از مقامات بلندپایه وزارت جنگ این رژیم محسوب میشد که ماموریت نظارت بر برنامه ساخت زرادخانه هستهای مخفی و تجهیز نیروی هوایی تهاجمی را به عهده داشت. پس از آن، این رژیم به سمت نظامیگری مطلق و تشکیل دولت پادگانی حرکت کرد که برای حل مشکلات ناشی از تاسیس آن به جای حرکت در مسیر دیپلماسی به هر بهانهای به جنگ و خشونت متوسل میشد. شیمون پرز بعد از ورود به عرصه سیاسی بهعنوان فردی تحت الحمایه دیوید بن گورین، اولین نخستوزیر اسرائیل مشهور شد. وی در ابتدای فعالیت سیاسی خود، بهرغم شکست در چند انتخابات، از ادامه فعالیت باز نایستاد و بهعنوان یک سیاستمدار پوست کلفت موانع مختلف را از پیش پای خود برداشت. از جمله منفعتطلبیهای سیاسی وی در دهه 1980 زمانیکه وی با انجام یک چرخش سیاسی از دستورالعمل حزب کارگر به سمت حزب دست راستی لیکود تغییر جهت داد، مشخص میشود. او همه تلاشش را برای اجرای برنامههای آزاد و خصوصیسازی اقتصاد مصروف ساخت.
دو دهه بعد، دوباره پرز با تغییر مشی سیاسی خود بهعنوان وزیر امور خارجه به عضویت دولت بد نام آریل شارون در آمد. با یادآوری خاطرات گذشته، جنایات بیشمار شارون، نخستوزیر وقت اسرائیل در طول همکاری با شیمون پرز ادامه یافت.
در زمانی که هیچ فصاحت کلامی نمیتواند بر جنایات اسرائیل در سرزمینهای اشغالی سرپوش گذاشته یا آن را توجیه کند، پرز همانند یک نماینده استعمار کهنه انگلیس یا فرانسه با کمال وقاحت فسطینیان را مسئول سرنوشت بد خود میداند در صورتیکه همین سیاستمداران، این تراژدی غمانگیز را برای این ملت مظلوم (فسطینیان) به ارمغان آوردهاند. بزرگترین اشتباه کادر رهبری فلسطین اعتماد به افرادی مانند پرز بود. بعد از مرگ او، نوشتههای زیادی منتشر شد در یکی از این نوشتهها «مصلح» بودن، بهعنوان بزرگترین دستاورد حیات وی مطرح شده است و در نوشته دیگری چنین آمده: «پرز مرد، اما سلاحهای هستهای او موجود است». اما به واقع میتوان شخصیت او را در عرصه سیاسی در عباراتی مانند «روباهی در لباس گوسفند» یا «یک جنایتکار با نقاب مصلح» تعریف کرد.
مترجم: محمد انیسیطهرانی
منبع: الجزیره انگلیسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: