در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر میرسد در تصور عمومی جامعه اینگونه جا افتاده که دین بیشتر با غم متناظر و همراه است و شادی خیلی جایگاهی ندارد. ضمن این که ما در جامعهای زندگی میکنیم که در تقویم آن 92 روز، مناسبت سوگواری و 25 روز مناسبت شادی وجود دارد. بنابراین در تقویم ما نسبت غم به شادی میچربد. یکی از مسائلی که موجب این موضوع شده، بحث تردیدافکنی درباره شادی از منظر فقهی است.
این درحالی است که شادی و داشتن امید یک مساله و مطالبه اجتماعی است و در قرآن کریم و احادیث به آن تاکید شده است. بنابراین رسانه ملی سعی کرده مهارت داشتن امید و تزریق شادی به زندگی را در برنامههای مختلفی که تولید و پخش میکند، به مخاطبان یاد بدهد.
رسیدن به این مهارتها کار سادهای نیست و بهترین روش این است که زیرپوستی و در قالب سریالها و برنامههای مختلف تلویزیونی و رادیویی این مبحث آموزش داده شود. این مبحث امسال هم در برنامههای ماه رمضان مورد توجه قرار گرفته و هر یک از برنامهسازان به این موضوع از دیدگاه برنامهسازی خودشان نگاه کردند.
یکی از برنامههایی که امسال در نخستین قسمت گام خوبی برداشته، ماه عسل است. بخش عمدهای از زمان این برنامه طبق روال سالهای گذشته به دعوت از مهمانان خاص اختصاص دارد، مهمانانی که چهره نیستند و مثل بقیه مردم، عادی زندگی میکنند، اما اتفاقاتی در زندگیشان افتاده که شنیدن این اتفاقات میتواند یک درس خوب برای هر یک از ما باشد.
امسال مهمانان برنامه ماه عسل با توضیحی یکخطی و در عین حال جذاب وارد صحنه مهمانی ماه عسل میشوند. ضمن اینکه مهمانان با حساسیت بیشتری انتخاب شدهاند. در شب دوم مهمانان برنامه زوج جوانی (فرشاد و فریبا) بودند که روایت قصه زندگیشان برای مخاطبان خالی از لطف نبود. در مرحله انجام مقدمات قبل از ازدواج فرشاد متوجه میشود همسرش سرطان ریه دارد. با اینکه این موضوع باعث میشود تردید برای این ازدواج در دل همه شکل بگیرد، اما درحالی که همه فکر میکنند فرشاد از این ازدواج منصرف میشود، او ایستادگی میکند. این دو درحالی با هم عقد کردند که تازه مراحل اولیه شیمیدرمانی همسر فرشاد آغاز شده بود و پس از انجام عمل پیوند مغز استخوان سال 86 ازدواج کردند. با اینکه میدانستند با تمام علاقهای که به داشتن فرزند دارند، اما ممکن است هیچ وقت به این خواسته و آرزویشان نرسند، اما امیدوار بودند و امیدواریشان را از دست ندادند و بچهدار شدند و فرزند دومشان نیز در راه است. صحبتهای صادقانه این زوج در برنامه فقط بوی صداقت، امید و شادی را میداد. آنها از روزهای سختی گفتند که پشت سر گذاشتهاند و این که روزهای بد زندگیشان باعث نشده بود امیدشان را از دست بدهند.
پرونده شب دوم ماه عسل با ماجرای عاشقانه فرشاد و فریبا تمام شد و احسان علیخانی درحالی که سعی کرد چیزی به قصه آنها اضافه نکند، با عبارت همیشگی «ماهتون عسل» با مخاطبانش خداحافظی کرد.
حضور چنین مهمانانی در برنامه ماه عسل را میتوان به فال نیک گرفت، چراکه این برنامه هم میتواند بدون آن که اشک مخاطبان را دربیاورد، شادی و امید را به شکل دیگری به مخاطب تزریق کند.
فاطمه عودباشی - رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: