در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته همین رقمهای نجومی یا باعث برهم خوردن وصلت میشد یا اگر هم وصلتی شکل میگرفت، چند وقت بعد همه با چشم خود میدیدند که چه کسی این سکهها را باید پرداخت کند و چه کسی هم باید دریافت کند. البته در بیشتر مواقع پرداخت کننده محترم سر از زندان و بند جرایم مالی درمی آورد و بعد از مرخص شدن از زندان با گذراندن دوره کارورزی در بند مالی به یک مختلس محترم تبدیل میشد و تمام آن سکهها را به صورت قسطی تا قران آخر اختلاس میکرد و تحویل عروس خانم میداد.
همه این اتفاقات نابهنجار در دوران قدیم اتفاق میافتاد و بحمدالله امروزه دیگر خبری از این حرفها در خواستگاریها نیست و پدر محترم عروس به محض دیدن داماد، یک چیزی هم دستی توی جیبش میگذارد که فقط ازدواج سر بگیرد و بعدش هم زوجین میروند دو نفری توی صف انتظار وام ازدواج مینشینند تا گیسهایشان به رنگ دندانهایشان سفید شود.
البته از وقتی که مسئولان محترم لطف کردهاند و وام ازدواج را از شش میلیون به ده میلیون افزایش دادهاند، بانکها معترض شدهاند که با این جیب خالی چرا وعده وعید میدهید؟ ما همان شش میلیون را هم نداشتیم بدهیم. دولت هم میگوید: حالا ما یک چیزی گفتیم، کی داده کی گرفته؟! اصلا برای ترویج و تسهیل ازدواج بگویید 20 میلیون، 30 میلیون، چه فرقی میکند؟! متقاضیان محترم ازدواج هم مصرانه دم در بانکها نشسته اند و میگویند تا واممان را ندهید، خانه بخت نمیرویم. این وام حق ماست، سهم ماست، عشق ماست. حالا این وسط هر چه پدر محترم عروس میگوید: بابا مهریه نخواستیم، بیا وام هم بلاعوض از جیب خودم میدهم، گوش داماد بدهکار نیست که نیست.
علیرضا لبش - جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: