مردم باید شهر را اداره کنند

شورای دوم شهر تهران ، زمانی کار خود را آغاز کرد که شورای اول با تنشهای سیاسی مردم را ناامید کرده و موجب شده بود وزارت کشور وقت ، انحلال آن را اعلام کند و خود عهده دار نقش آن باشد.
کد خبر: ۹۱۱۴۶

15 عضو شورای شهر دوم با ائتلاف نوظهور آبادگران فقط با 3چهره سرشناس (2چهره سیاسی چمران و شیبانی و یک چهره ورزشی خادم) وارد عرصه انتخابات شورای شهر شدند و در آن زمان با حداقل مشارکت مردم تهران تمام کرسی های شورا را به دست آوردند، اما این شورا توجه خود را معطوف به کارهای کارشناسی با تاکید برفعالیت شهری کرد و توانست اعتماد از دست رفته مردم را به ساختمان شورا در خیابان بهشت بازگرداند.
پیروزی شورا، آغاز پیروزی اصولگرایان شد و این دومینو تا بالاترین سطح انتخابات کشور اتفاق افتاد و شورای دوم پایتخت که ناشناس پا به عرصه گذاشته بود با حمایت از شهردار انتخابی خود (محمود احمدی نژاد)، بیشترین آرائ را در عالی ترین انتخابات کشور (انتخابات نهم ریاست جمهوری) برای رئیس جمهور به دست آورد.
خارج از این موضوع ، شورای دوم در حوزه شهری بسیار فعال تر از شورای اول بود و با حضور مرتب در مناطق مختلف شهری و ملاقات با مردم تهران ، پیوند خورد.
امروز پس از فراز و نشیبهای سیاسی و اجتماعی و انتخاب شهردار، از سوی شورا در گفتگو با حمزه شکیب عضو شورای شهر، پاره ای از مسائل شهری را بررسی کرده ایم.


در 2سال گذشته ، طرحهایی از سوی شورای شهر دوم تهران مطرح شد، مثلا بحث بافتهای فرسوده ، طرحی بود که از درون شورا بیرون آمد و فتح باب بسیاری از مباحث شد.
منظورم طرحهای کلانی بود که شورا برای شهر بحرانزده تهران می دید و مطرح می کرد، اما در حال حاضر، طرحهای ارائه شده در شورا از نظر کیفی و گستردگی کوچکتر شده و حتی در بعضی جلسات ، نامگذاری کوچه ها جزو مسائل مطرح شده در جلسات علنی می شود؛

من به این صورت به مساله نگاه می کنم. برای مدیریت شهری باید برنامه وجود داشته باشد و این برنامه در شهرها و کلانشهرها در قالب طرحهای جامع و تفضیلی مطرح شود، یعنی شورا یا شهرداری در قالب شرح وظایفی که دارند، ممکن است دیدگاه های موردی داشته باشند؛ مثل بافتهای فرسوده ، ترافیک ، محیط زیست و... اما اگربه صورت کلان نگاه کنیم ، در شرایطی می توانیم این بحران را به صورت اساسی حل کنیم و آن داشتن یک برنامه جامع و کامل است.
این برنامه جامع باید درقالب یک طرح جامع و تفضیلی باشد. با توجه به مشکلاتی که در ساختار تهیه این طرح بود، با تفاهم نامه ای که بین شورا و شهرداری و وزارت مسکن امضا شد یک تیم شکل گرفت تا طرح تفضیلی با نگاه کارشناسانه و متخصص تهیه شود.
اگرما طرح جامع و تفضیلی را مطابق با واقعیت ها، شرایط اقتصادی ، جمعیت پذیری ، فرهنگی و با توجه به افقی که برای تهران در نظر گرفته شده است ، تهیه کنیم می توانیم برنامه ریزی درستی داشته باشیم که براساس آن هدفهای شهری را دنبال کنیم.
سئوال شما را این گونه پاسخ می دهم ، در شورا از قبل طرحهایی مثل بافتهای فرسوده و طرحهای از این دست را پیگیری می کردیم ، اما آنچه از ابتدا به دنبالش بودیم داشتن طرح تفضیلی برای تهران بود، که براساس آن برنامه خرد و ریزی برای هرکدام از مناطق و محله ها تهیه شود.
با داشتن طرح تفضیلی می توانیم برنامه مناسبی برای تراکم ، تاسیسات زیربنایی ، ترافیک و محیط زیست ، کیفیت ساخت و ساز و مسائل متعددی که در قالب مدیریت شهری مطرح است ، داشته باشیم.

یکی از اتفاقاتی که پس از تغییر مدیریت شهرداری شکل گرفت ، اعتصاب کارکنان شرکت اتوبوسرانی بود. همه می دانیم که مسائل معیشتی ، بحث عمده کارگران اتوبوسرانی است و اتفاقات حاشیه ای دیگر به این قضیه دامن زده است.
آیا شهرداری می توانست پیش از شکل گیری اتفاقات در یک تعامل دو جانبه با شورا مشکل را حل کند؛

مساله شرکت واحد اتوبوسرانی یک بحران جدی است که در حال حاضر هم به صورت موقت حل شده است. معضلی که به بحرا ن تبدیل شد، مربوط به یک یا 2سال گذشته نمی شود.
اعتقاد من این است که شرکت واحد اتوبوسرانی با داشتن 17هزار نیروی کارگری با ساختار فعلی مدیریتی ، قابل اداره کردن نیست. باید برای این شرکت ساختار نوینی طرح و در نظر گرفته شود.
این شرکت صددرصد وابسته به شهرداری تهران است و هیچ درآمدی ندارد، هزینه بر است و بودجه در نظر گرفته شده نیز جوابگوی انبوه مشکلات کارکنان و سایر بخشهای آن نیست. این تشکیلات عریض و طویل سالها زیانهای انباشته دارد.
از طرف دیگر، رانندگی در تهران کار سخت و دشواری است و حقوق پرداختی به رانندگان پاسخگوی نیاز آنها نیست. با توجه به این مسائل اعتصاب های اخیر دور از انتظار نبود.
در یک راهکار کلی باید ساختار شرکت واحد به سمتی برود که مدیریت کلان این شرکت به عهده شهرداری باشد، اما به صورت جزیی تر این شرکت به بخش خصوصی واگذار شود.
درخصوص رفتار شهرداری باید بگویم که شهرداری می توانست با تعامل دوجانبه با شورای شهر مشکل را با کمترین هزینه و راحت تر حل کند.
همان طور که بعد از تعامل با شورا که براساس قانون به عنوان مجمع عمومی شرکت واحد محسوب می شوند اختیارات لازم به شهرداری تفویض شد و مساله ای که شهرداری آن را مشکل می دانست پایان یافت ، اما مشکلات کارکنان شرکت واحد کماکان باقی است.
به هر تقدیر شهردار جدید تهران قبلا در سیستمی بوده که با سیستم جدید کاملا مغایر است ، تا محمدباقر قالیباف با یک سیستم شورایی هماهنگ شود، زمان می برد.

به نظر شما مدیران شهرداری باید سیاسی عمل کنند یا مدیریت این نهاد براساس فرآیند اجتماعی و کار کارشناسی شکل می گیرد؛
اداره کلانشهری مثل تهران به همه نوع توانایی نیاز دارد و از سوی دیگر اداره پایتخت یک فرصت برای نشان دادن توانایی است.
قاعدتا هر مدیری که توانمندتر باشد، می تواند راحت تر با مردم رابطه داشته باشد و مسائل و معضلات را راحت تر با مردم در میان بگذارد تا شهر را اداره کند. به نظر من مردم بهترین داوران هستند و رفتار هر شخص را بخوبی قضاوت می کنند.
اگر کسی در شهرداری تهران کار مفید کرده و صادقانه به دنبال حل مشکلات شهری در ابعاد مختلف است مردم از این فرد در سطحهای بالاتری استفاده می کنند و به این ترتیب اداره پایتخت سکوی پرش برای رشد هر مدیر موفقی است ، اما مدیری که از راههای سیاسی بهره گرفته و فقط نمایشی عمل کند مردم بسرعت متوجه رفتار او شده و او با بن بست روبه رو می شود. کسانی که شهرداری پایتخت را به باشگاه سیاسی تبدیل کرده بودند راه به جایی نبردند.

مجلس شورای اسلامی لایحه ای مبنی بر تعریف و تعیین محدوده ، حوزه استحفاظی و... تصویب کرد. از سوی دیگر حریم و محدوده شهر تهران همیشه بحران زا بوده است. با توجه به مشکلات پر اهمیت حریم تهران چقدر این مصوبه را علمی و کارشناسانه می بینید؛
با این مصوبه ، حریم تهران به دست کسانی می افتد که آن را قطعه قطعه و مسکن سازی می کنند و به تبع آن جمعیت به تهران سرازیر می شود. آیا این تعریف واحد، مسیری را که شورای شهر 2سال به دنبال آن بود، مشخص ترکرده است؛

اصولا براساس ضوابط معماری و شهرسازی شعاع حریم 3برابر شعاع محدوده شهری است. این تعریف ، علمی و آیده آل است، همان طور که در محدوده شهری این ضابطه را داریم مبنی بر این که اگر 25درصد مساحت شهری به مکانهای مسکونی و 75درصد آن به فضای سبز، تفریحی ، آموزشی و... اختصاص داده شود، شهری ایده آل است.
تعریف های مختلفی با توجه به شرایط متفاوت وجود دارد که دستخوش تغییر هستند. همیشه در شهرهای بزرگ تغییر و تحولات ناگهانی رخ می دهد که بحران زاست.
حریمها راه نفس کشیدن شهر و فضایی است که برای حل بحران در نظر گرفته می شود. متاسفانه آن طور که در خبرها شنیده ایم محدوده و حریم را برای شهر تهران منطبق کرده اند که اگر این مصوبه درست باشد تصمیمی غیرکارشناسانه است.
بخصوص برای تهران چنین مصوبه ای از بعد شهرسازی اصلا قابل توجیه نیست. ما باید همین وضعیت موجود را حفظ کنیم تا در زمانهای بحران بتوانیم از آن استفاده کنیم.
تهران در 10سال آینده بسیار وسیع تر از امروز به سمت صنعتی شدن جهش خواهد داشت که وضعیت آلودگی در این شهر به نقطه بحران خواهد رسید.
در چنین شرایطی است که اهمیت حریم برای تهران مشخص می شود و باید در تصمیم گیری های کلان برای آن برنامه ریزی کرد.اگر به کشورهای توسعه یافته نگاه کنیم می بینیم روستاهای اطراف شهرهای بزرگ همواره حفظ شده اند و ارزش آنها چندین برابر محدوده شهرهاست . تهران هم از قاعده مستثنا نیست.
اگر حریم این شهر گرفته شود، برای حل بحران های مالی در حد فاصل شهر و حریم روستاهای اطراف تهران و شهرهای کوچک ساخت و ساز صورت بگیرد، دیگر جایی برای نفس کشیدن تهران وجود ندارد. این ساخت و سازها موجب خواهد شد تا سیل جمعیت به خاطر امکانات در پایتخت ، به این شهرهای کوچک تازه شکل گرفته در حریم تهران سرازیر شده و ساکن شوند. مثال کاملا روشنی در کنار دستمان وجود دارد.
شهر کرج که روزی جزیی از حریم تهران محسوب می شد، یکباره جزئ یکی از کلانشهرهای ایران شده و جهش ناگهانی جمعیت موجب بحران در این شهر شده است. نمونه های شمیرانات و شهرری هم هست و همین اتفاق می تواند برای یک یک روستاهای اطراف تهران بیفتد که به دنبال آن آلودگی هوا و سایر آلودگی های زیست محیطی در تهران و اطراف آن تشدید خواهد شد.
گره ترافیک کورتر خواهد شد و در بلایای طبیعی تلفات جانی بسیار بیشتر خواهد بود.
به نظر من این مصوبه مشکل را پیچیده تر کرده است. متاسفانه در بعضی تصمیمات کلان نگاه مقطعی داریم.

در بحث بافتهای فرسوده، چقدر به بحران نزدیک شده ایم و شورا در این خصوص چه تصمیمات جدیدی گرفته است؛
بافتهای فرسوده بحث جدیدی نیست و ما همواره با این معضل مواجه بوده ایم. من فکر می کنم تاکنون مدیران نسبت به این مقوله نگاه اساسی نداشته اند.
حتی تصمیمی که در شورای اسلامی شهر تهران گرفته شد تصمیم جامعی نیست و نیاز به بازنگری دارد. درصد قابل توجهی از بافتهای شهرهای کشور را بافتهای فرسوده تشکیل می دهد.
این معضل با راه حلهای مقطعی حل نمی شود. باید برای هر محله که بافت فرسوده دارد طرح مشخص و روشنی داشته باشیم تا مشارکت دولت ، شهرداری و مردم به اجرا درآید. باید مشارکت مردم را جلب کنیم.
هدف اصلی ما باید احیای بافتهای فرسوده باشد و طرحهای اساسی که مشکلات را حل کند. تجربه به ما نشان داد که راهکارهای فعلی از قبیل تشویق ها و... جوابگو نیست.
باید در احیای بافتهای فرسوده به ویژگی های فرهنگی هر محله توجه شود و براساس علم روز و نگاهی چند جانبه ، محلات جدید شکل بگیرند. در بسیاری از موارد دیده شده است که بافتهای فرسوده هویت خود را از دست داده اند و در آنها بدون توجه به موقعیت قبلی محله و هویت آن ، ساختمان سازی شده است.

از عملیاتی شدن مبلغ 150میلیون دلاری که به شهرداری تهران اختصاص یافت تا بافتهای فرسوده را احیا کند که شهرداری هم آن را به احیای بافتهای فرسوده منطقه 15اختصاص داد گزارشی دریافت کرده اید؛
نه ، هیچ گزارشی از شهرداری به دست شورا نرسیده است. بحث مدیریت واحد شهری از جمله مسائلی است که شورای شهر تهران آن را بسیار پیگیری کرد که البته به نتیجه نرسیده است.

در صورت شکل گیری مدیریت واحد شهری آیا بحرانهای شهرکاهش خواهد یافت؛
بله ، مدیریت واحد شهری راه برون رفت از همه مشکلات شهری است ، اما در حال حاضر با آن که 6سال از عمر شوراها می گذرد، کماکان براساس تعریف ، شورای شهر شورای شهرداری است نه شورای شهر. باید تمامی اختیارات امور شهر را به شوراها واگذار شود.
باید دولت در این خصوص بازنگری انجام دهد و اختیارات را به مردم و شوراهای منتخب آنها واگذارکند، اما در حال حاضر دولت بخشهای سودآور را در اختیار گرفته و بخشهای زیان آور و مشکل دار را به شوراهای شهر و مدیریت شهری واگذار کرده است.
این روند مطلوب نیست ، اختیارات شهری باید به مردم واگذار شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها