در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در شرایطی که شهرها و روستاهای بکر در نقاط مختلف کشور معمولا مورد اقبال درصد کمیاز مسافران واقع میشوند، این شهرها در اغلب فصول از مسافر لبریزاست. با این وضع، از یکسو رونق گردشگری در بسیاری از نقاط کشور ـ که قابلیت بالایی دارد ـ عملا آرزویی محال است، از سوی دیگر زیرساختهای شهری و گردشگری شهرهای پرتردد کشور پس از هر دوره پیک سفر، تا حد اضمحلال پیش میرود و جان گرفتنشان مدتها زمان نیاز دارد.
در حوزه سفرهای خارجی هم اوضاع چندان متفاوت نیست. تورگردانان غالبا مسیرهای جدید به گردشگران ورودی پیشنهاد نمیدهند، در نشریات، سایتها و مجلات گردشگری هم اطلاعاتی ارائه شده، گردشگران را به یک سری مسیرهای خاص گردشگری در کشور متمایل میکند. این یعنی نوعی کانالیزه شدن دریافتهای اطلاعاتی گردشگران خارجی که همان چرخه گردشگری داخلی را برای گردشگران ورودی هم تکرار میکند. رئیس جامعه تورگردانان اخیرا درباره این مساله به سایت گردشگری «دنیای سفر» گفته با توجه به زمان غالبا محدودی که گردشگران ورودی به کشور در ایران میگذرانند، اغلب آنها تمایل دارند برترین و مطرحترین جاذبههای کشور را ببینند.
ابراهیم پورفرج همچنین گفته: ایران کشوری با جاذبههای متنوع است و اگر قرار باشد تمام این جاذبهها در برنامه سفرهای گردشگران خارجی گنجانده شود، مدت این سفر از یک ماه نیز تجاوز کرده و هیچ گردشگری در قالب تورهای ورودی در چنین مدت طولانی اقدام به سفر نمیکند، زیرا محدودیتهای زمانی و مالی افراد مانع از این امر میشود.
با وجود این توضیحات پور فرج اما یک نگاه کلی به مجاری اطلاعاتی گردشگران ورودی، این را ثابت میکند که متولیان و فعالان گردشگری در ایران خودشان هم چندان تمایلی به تنوع بخشی مقاصد سفر ندارند.
کافی است به محتوای ارائه شده در مجلات، نشریات، سایتها و بولتنهای کاغذی و دیجیتالی معرفی جاذبههای ایران نگاه کنیم یا حتی به محتوایی که در غرفههای گردشگری ایران در نمایشگاههای بینالمللی دنیا به مراجعان داده میشود. واقعیت این است که مقاصد محدودی از ایران به عنوان جاذبههای کشور معرفی و مسافران برای سفر به آنها ترغیب میشوند. این یعنی متولیان گردشگری کشور یا قادر به تنوع بخشی به محتوا نیستند یا عامدانه نمیخواهند چنین کاری کنند. طبیعی است که تولید محتوا برای همه مقاصد گردشگری در کشور از طریق کانالهایی در دسترس هست، از رسانههای رسمیگرفته تا وبلاگها و شبکههای اجتماعی، میتواند انگاره شکل گرفته درباره برترین جاذبههای تاریخی و طبیعی کشور را دچار دگرگونی کند. این دگرگونی حتما الگوی انتخاب مقصد سفر را میتواند تغییر دهد و ذهن گردشگران را به سمت و سوی انتخاب مقاصد متنوعتر هدایت کند.
به عنوان مثال، نیشابور نگین فیروزه ای شمال شرق ایران که مدفن دو شاعر بی بدیل تاریخ ایران عطار و خیام است، چرا باید در ترازوی مقایسه گردشگران ورودی به کشور اینقدر از شیراز که مقبره حافظ و سعدی بزرگ را در خود جای داده عقبتر بایستد. از لحاظ مشخصههای معماری و مختصات طبیعی، مگر شهر نیشابور چه کم دارد که اینقدر تولید محتوای ترغیبکننده درباره آن نسبت به شیراز کم بوده و هست؟
طبیعی است که خلأ موجود میتواند با اطلاعرسانی متوازن و ارائه پیشنهادهای جذاب رفع شود. اساسا توسعه واقعی و متوازن گردشگری کشور هم چنین بازاریابی پویا و متنوعی را میطلبد. وظیفه ای که گویا میراث فرهنگی همتی برای انجامش ندارد وبخش خصوصی هم تحقق آن را وظیفه خود نمیداند.
عباس رضایی ثمرین - دبیر ضمیمه چمدان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: