jamejamonline
استان ها عمومی کد خبر: ۸۷۹۷۴۲ ۱۸ بهمن ۱۳۹۴  |  ۰۸:۵۹

مرد جنایتکار با ادعای مبارزه با فساد لیست سیاهی از اعضای خانواده‌اش تهیه کرد تا آنها را به قتل برساند.

لیست سیاه برای قتل‌ عام خانوادگی

به گزارش جام جم ، مصطفی 44 ساله چهاردهم دی سال 90 دوست قدیمی‌اش به نام ابراهیم را با ضربه‌های چاقو در شهریار کشت و یک هفته بعد در تایباد دومین جنایت را رقم زد.

او مدتی بعد در شهریار همراه دو معتاد شناسایی و دستگیر شد که در بازجویی‌ها به قتل دوستش و پدرش اعتراف و ادعا کرد برای مبارزه با فساد، دست به این قتل‌ها زده است.

او هشتم شهریور امسال به اتهام قتل ابراهیم محاکمه شد و قضات شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران ادعای او را نپذیرفتند و مصطفی به قصاص محکوم شد.

مرد میانسال قرار بود دیروز به اتهام قتل پدرش محاکمه شود، اما اولیای دم در دادگاه حاضر نشدند و جلسه رسیدگی به روز دیگری موکول شد.

در حاشیه جلسه محاکمه فرصتی پیش آمد تا با متهم درباره انگیزه‌اش از قتل‌ها گفت‌وگو کنیم. او در این گفت‌وگو اصرار کرد خود را بی‌گناه نشان دهد و مدعی بود برای مبارزه با فساد تلاش می‌کند.

متاهلی؟

بودم. چند سال قبل از همسرم جدا شدم. دو پسر دارم اما چند سال است آنها را ندیده‌ام.

چرا دوستت و پدرت را کشتی؟

برای مقابله با فساد. یک صدایی از ماورا از من خواست تا آنها را بکشم.

اما شواهد نشان می‌دهد با دوستت اختلاف حساب داشتی و برای پول او را کشتی.

این ادعا صحت ندارد. من با او مشکل مالی نداشتم.

پدرت هم فساد می‌کرد؟

بله. او فاسد بود. 70 سالش بود اما چهار پنج زن داشت. می‌رفت دختران کم سن و سال را می‌خرید تا زنش بشوند. آخر کدام دختری راضی می‌شود زن یک پیرمرد شود.

اگر دستگیر نمی‌شدی، باز هم آدم می‌کشتی؟

من فهرستی از افرادی که فساد می‌کنند، تهیه کرده‌ام و باید آنها را بکشم. اگر الان هم آزاد شوم، سراغ آنها می‌روم. البته اغلب آنها خانواده‌ام هستند.

بر چه اساسی حکم مرگ برای افراد صادر می‌کنی؟

من به درجه‌ای از عرفان رسیده‌ام که با دیدن افراد فاسد عصبی می‌شوم و تمام بدنم می‌لرزد.

در این مدت کسی هم به ملاقاتت آمده؟

چند بار خانواده‌ام به ملاقاتم آمدند. آنها نمی‌گویند من کار بدی کرده‌ام، اما برای آزادی من هم کاری نمی‌کنند. پدرم خیلی زن داشت و نمی‌دانم چند تا خواهر و برادر دارم که آنها را به دادگاه احضار کنم.

در زندان چه کار می‌کنی؟

با فساد مبارزه می‌کنم. افراد فاسد در زندان زیاد هستند. یک بار با شمشیر یکی از مسئولان زندان را تعقیب کردم. می‌خواستم او را هم بکشم. او با فساد خوب مبارزه نمی‌کرد. نمی‌دانم چرا کسی حرف‌های مرا باور نمی‌کند. پزشکی قانونی گفته که من دیوانه نیستم پس حرف‌هایم را باید باور کنند.

چرا اصرار داری به زندان تایباد منتقل شوی؟

زندان تایباد پاک‌ترین زندان جهان است و در آنجا نیازی به مقابله با فساد نیست.

برای کسب رضایت اولیای دم، اقدامی نکردی؟

من از مرگ نمی‌ترسم؛ چون این کارها را برای رسیدن به اهدافم انجام داده‌ام.

چرا یک بار در زندان دست به خودکشی زدی؟

من خودکشی نکردم. فقط قرص خوردم تا آرام شوم و بتوانم در دادگاه حاضر شوم.

چطور می‌خواستی با فساد مقابله کنی اما خودت پنج فقره سابقه کیفری داری؟

این سابقه‌ها متعلق به گذشته بود و من دست از آن کارهایم کشیده بودم.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: