در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سه سال کنج عزلت اختیار و زندگی نباتی پیشه کنی... این قصه همه المانها را دارد. ماجرای زندگی سینا را اگر بدهند دست یک کارگردان کاربلد دنیا، بعید نیست یک کازابلانکا از دلش دربیاید. همه المانهای عاشقیت در این قصه جمع شدهاند؛ تعلیق، انتظار، تشویش، ترس، دلهره، محبت، حسرت و... . اگر قرار به انتخاب باشد ولی من سکانس آمدن مادر را از این همه لحظات عاشقانه ناب انتخاب میکنم. عاشقهایی مثل سینا اگرچه شاید تا حالا نسلشان منقرض شده باشد، اما نسل مادرهای مثل مادر سینا هیچوقت منقرض نمیشود.
مادر ترجمان محبت است. روانشناس است، رفتارشناس است، هزار قابلیت دارد که ما خیلی وقتها از آنها غافلیم.
مادر اگر هم نتواند بفهمد بچهاش چه مرگش است، حتما میفهمد که یک مرگیاش است.
کتمان و پنهانکاری فایده ندارد. اگر هم نتواند کاری بکند، میآید، سر میزند و بدون اینکه چیزی بگوید سوار آسانسور میشود و میرود. مادرها ذاتا همین شکلیاند.
گاهی میآیند که فقط باشند. میدانند صرف بودنشان اهمیت دارد، فارغ از اینکه بخواند چیز بگویند یا کاری کنند. اگر فیلم زندگی آقا سینا ساخته میشد، ماجرای مرگ مادرش در آغوش او هم حتما میتوانست یک سکانس اختتامیه باشکوه باشد. از آن سکانسهایی که همه موقع دیدن، قایمکی بقیه را هم دید میزنند تا ببینند آنها هم گریه کردهاند یا نه.
عرفان پارسایی فر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: