اگر هم به ازدواج منتهی شود پشتوانه عشق و محبت ندارد و چنین ازدواجی دوام پیدا نمیکند، زیرا پسر و دختر جوان شریک لذتهای زودگذر یکدیگر بودهاند. در تجربه این دوستیها، فرصت برای انتخاب و شناخت صحیح یکدیگر به وجود نمیآید، زیرا در اوج هیجانات افراد نمیتوانند عاقلانه و آگاهانه یکدیگر را بشناسند و انتخاب کنند. اگر هم از روی اجبار ازدواجی صورت گیرد، پس از مدت کوتاهی به جدایی و طلاق میانجامد.
زمانی که فرد در گذشته رابطهای را تجربه کرده باشد، قطعا پس از ازدواج با فرد دیگری، نگران آشکار شدن آن رابطه خواهد بود و همین موضوع دستاویزی برای فرد مطلع از رابطه برای سوءاستفادههای بعدی است. در این ماجرا نیز بهتر این بود بهار قبل از پذیرش ملاقات، با بهره بردن از مشاوره کارشناسان، در بستر تفکر انتقادی، به تجزیه و تحلیل موضوع و پیامدهای آن میپرداخت تا چنین اتفاق تلخی برای زندگیش رقم نخورد.
بارها بر این نکته کلیدی تاکید شده که دوستیهای خیابانی راه به جایی نبرده و سرنوشتی ناگوار را برای جوانان پدید خواهد آورد و دامنه معضلات اجتماعی را گسترش خواهد داد.
تحقیقات نشان داده است اکثر ازدواجهایی که در بستر دوستیهای خیابانی شکل گرفته، بهدلیل بهره نگرفتن از شیوهای درست و هدفمند و شکلگیری در بستر احساسات هیجانی و زودگذر، سرنوشت تلخی جز طلاق و انواع نابهنجاریهای خانوادگی و اجتماعی با خود به همراه نداشته است.
پس باید همواره نگاهی واقعی و معقول به ازدواج داشته باشیم و در این تصمیمگیری سرنوشتساز، از احساسات زودگذر و هیجانی دوری کنیم، البته باید توجه داشت که در هر پدیده اجتماعی سه مولفه خود، محیط و وراثت نقش بسزایی داشته و مقوله ازدواج نیز از این قاعده کلی به دور نیست و بهتر است با استفاده مطلوب از بسترهای اجتماعی و فرهنگی جامعه و همچنین کارشناسان مجرب و افزایش سطح آگاهی خانوادهها، فرزندان خود را برای تشکیل یک زندگی موفق به سوی تصمیمگیری هدفمند و شایسته هدایت کنیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم