حالا آرزویم کسب طلای المپیک است

تکواندوی ایران در سالهای اخیر پیشرفت خوبی کرده و نه تنها در آسیا بلکه در جهان موفقیت های بزرگی به دست آورده است وقتی در المپیک صاحب مدال شده که این توفیق
کد خبر: ۸۰۴۷
تکواندوی ایران را بعد از کشتی و وزنه برداری به عنوان موفق ترین ورزش المپیکی مطرح کرده است سال 80 نیز برای تکواندوی ایران سال خوب و موفقی بود و در رقابت های جهانی بهزاد خداداد مدال زرین را بر گردن آویخت . او بعد از بی باک ، ساعی و افلاکی ، چهره مطرح تازه این ورزش شده و نشان داده است که تکواندو در ایران پشتوانه خوبی دارد. خداداد در مسابقات جهانی ویتنام میان بزرگان ، بزرگی کرد و بهترین تکواندوکار ایران شناخته شد.حیف بود به ورزشهای مختلف بپردازیم و با قهرمانان گوناگون گفتگو کنیم ؛ اما پای صحبتهای شیرین و باارزش خداداد ننشینیم.از این جوان اول تکواندو دعوت کردیم به تحریر روزنامه بیاید و او با آغوش باز پذیرفت.2 ساعت مهمان ما بود و به پرسشها راحت و باحوصله پاسخ داد ماحصل این گفتگو را می خوانید سال 1360 در محله کیانشهر تهران به دنیا آمدم 58 کیلو وزن و173 سانتی متر قد دارم دارای 3 برادر و یک خواهر2 ساله هستم.10 سال است تکواندو کار می کنم . عضو تیم ذوب آهن اصفهان هستم و از بهمن ماه سال 80 هم در رشته تربیت بدنی دانشگاه آزاد مشغول به تحصیلم من اصلا قرار نبود تکواندوکار شوم ؛ چون علاقه ای به رشته های ورزشی پربرخورد نداشتم ؛ اما علاقه پدرم به رشته های رزمی و بویژه تکواندو، مسیر زندگی ورزشی من را عوض کرد پدرم یک ورزشکار علاقه مند به ورزشهای رزمی بود من هم پس از2 سال فعالیت در رشته ژیمناستیک به تکواندو روی آوردم.سال 70 بود که با تشویق های پدرم تکواندو را زیرنظر استاد پرویز زمانی شروع کردم استاد زمانی استعداد مرا کشف کرد و به من خیلی چیزها یاد داد پس از شروع فعالیت من در تکواندو، برادران کوچکم نیز تکواندوکار شدند. این 3 ، الان در رده های سنی خودشان از قهرمانان کشور هستند.تا اینجا مربیانم خیلی به من اعتماد کرده اند؛ بویژه مربیان تیم ملی ، سال هفتادوپنج عضو تیم ملی شدم پانزده ساله بودم و برای اولین بار در مسابقات غرب آسیا شرکت کردم تا حالا هم این مدالها، بهترین مدالهایم بوده اند؛ مدال نقره جام جهانی 98 آلمان ، نقره مسابقات آزمایشی ورودی المپیک دوهزار سیدنی ، برنز ارتشهای جهان در سال 2000 ، طلای جام آزاد2000 بلژیک ، طلای جام ساکسون آلمان و فنی ترین مبارزه گر و طلای جهان 2001 ویتنام سه سال در وزن اول تیم ملی عضویت داشتم تا این که در مسابقات جام جهانی در لیون فرانسه در سال 2000 ، پس از باخت به حریف فرانسوی حذف شدم . از آن پس به صلاحدید مربیان به یک وزن بالاتر یعنی به وزن دوم آمدم ؛ ضمن این که در وزن اول ، تکواندوکار خوبی مثل مهدی زاده حضور دارد که بهتر دیدم به وزن دوم بیایم در اولین حضورم در مسابقات جام جهانی در آلمان در وزن اول نقره گرفتم این نقره مرا مغرور کرد تا این که در رقابت های جام جهانی فرانسه ، به خودم آمدم و توانستم با اعتماد به نفس و انگیزه لازم به وزن دوم تیم ملی بیایم و از غرور گذشته ام درسهای خوبی گرفتم مسابقات جهانی پارسال در کره جنوبی ، مهد تکواندوی جهان برگزار شد از سوی دیگر، با توجه به این که تکواندو از المپیک سیدنی یکی از رشته های رسمی المپیک محسوب شده است ، تمامی کشورها با سرمایه گذاری و تمام قوا به این مسابقات آمده بودند باور نمی کنید کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق مثل قزاقستان و ازبکستان خیلی پیشرفت کرده بودند.برای کسب طلا راه دشواری را طی کردم پس از استراحت در دور اول ، در دور دوم حریف امریکایی را10 بر4 بردم . دور سوم دانمارکی را9 بر4 شکست دادم در دور چهارم باتکواندوکارفیلیپینی که درمسابقات جام جهانی ویتنام مرا شکست داده و نایب قهرمان جهان شده بود، روبه رو شدم و این حریف سرسخت را5 بر4 مغلوب کردم ؛ اما حساس ترین مسابقه ام در مرحله نیمه نهایی با حریف کره ای که 12 بر12 مساوی شدیم ؛ ولی به دلیل پیروزی در دو راند، به عنوان فرد پیروز به فینال رفتم دیدار نهایی با یک حریف ازبک بود ازبک را هم 8 بر3 شکست دادم و به مدال طلا رسیدم باید این نکته را بگویم که بازی با کره ای چیز دیگری بود او خیلی مرا اذیت کرد این یک فینال زودرس بود.این درست است که من در فینال با ازبک بازی داشتم ؛ اما او هم حریف آسانی نبود؛ البته قرعه خوبی هم داشت و این باعث شد تا فینال بالا بیاید با این حال ، قرعه من قرعه سختی بود و قرعه مرگ نام گرفته بود؛ چرا که من با چندین قهرمان دنیا مسابقه دادم.این که می گویند تیم ایران پارسال خوب نتیجه نگرفت ، درست نیست بچه ها با قرعه بد و ناداوری ها روبه رو شدند. ناداوری ها صدای تمام تیم ها را درآورده بود و تیمهای حاضر مرتب اعتراض می کردند اما کمیته داوران و مسوولان برگزاری مسابقات یا کره ای بودند و یا تابعیت کره را پذیرفته بودند و همه کار می کردند تا جام از کره بیرون نرود؛ بنابراین اگر ناداوری ها و برخی مسائل پیش نمی آمد، ما حتی قهرمان دنیا هم می شدیم مثلا وحید عبداللهی ، قهرمان جهان مکزیکی را برد؛ اما در مقابل حریف اسرائیلی حاضر نشد.ما خوب نتیجه گرفتیم و در میان 91 کشور دنیا، سوم شدیم این مقام سومی دست کمی از قهرمانی ندارد کره ای ها با آن همه ترفند و تقلب و حق کشی در خاک خودشان قهرمان شدند؛ اما باز هم از ایران می ترسند تمام کشورهای دنیا روی نام ایران و ایرانی حساس هستند و از ما می ترسند همین که ما در خاک کره مدال گرفتیم ، کار مهمی صورت دادیم ما شایسته قهرمانی بودیم؛ اما این حق کشی ها نمی دانم کی تمام می شود تا وقتی که تکواندو زیرسلطه کره است ما باید بسوزیم و بسازیم هیچ کرسی جهانی را هم به ایران نمی دهند در انتخابات مجمع جهانی فدراسیون ، رئیس فدراسیون بدون انتخابات و با اعمال نفوذ، دوباره رئیس شد و حتی دبیر و نایب رئیس اش را هم انتخاب کرد؛ البته تازگی ها، اروپایی ها اتحادیه ای تشکیل داده اند تا مسابقات اروپایی را تحت شرایط و قوانین خودشان برگزار کنند؛ شاید از سیطره کره ای ها خارج شوند که تا اینجا هم موفق بوده اند.از اینجا صحبت های ما با بهزاد، وارد مرحله دیگری شد از خداداد خواستیم تا درباره زندگی خصوصی اش ، حواشی ورزش و علائقش صحبت کند این قسمت از مصاحبه ، جالب تر شد چون درددل هم با خود داشت و بر دل نشست.احساس خیلی خوب دارم از این که پرچم کشورم در خاک کره به اهتزاز درآمد و توانستم دل تمام بچه های تیم ، مربیان تیم ملی و مربی زحمتکش ام پرویز زمانی را شاد کنم ، در پوست خودم نمی گنجیدم مدال من پایان ناکامیهای تیم ملی بود.پس از بازی فینال ، در جراید کشور کره عکس مسابقه با حریف کره ای را چاپ کرده بودند کره ای ها تا این حد هوای تکواندوکارانشان را دارند!مدالم را مدیون مربیان تیم ملی ، مربی خودم و میلیون ها ایرانی هستم که یاری ام دادند روز فینال ، روز تولد خواهرم بود خواهرم پاقدم خوبی داشت و از موقعی که به دنیا آمده ، همواره مدال کسب می کنم دوست دارم مدالم را به خواهرم هدیه کنم بزرگترین هدفم ، المپیک 2004 آتن است البته ابتدا باید در پوسان طلا بگیرم اما این دفعه مغرور نمیشوم.برای هر کار بزرگی باید پله پله بالا رفت من با کسب این مدال ، تازه از پله اول بالا رفته ام مسابقات آسیایی اردن ، جام جهانی ژاپن ، آسیایی پوسان و سرانجام المپیک آتن را باید پله پله طی کنم آرزوی هر ورزشکار این است که خوشرنگ ترین مدال المپیک را روی سینه اش ببیند من هم آرزویم همین است اگر طلای المپیک را بگیرم، به آرزوی ورزشیام می رسم تا وقتی که توان دارم ، تکواندو کار می کنم من با تکواندو انس گرفته ام پس از این که دوران قهرمانی را کنار گذاشتم ، صددرصد مربی می شدم می خواهم به جامعه تکواندو خدمت کنم دوست دارم فرزندم نیز تکواندوکار شود؛ چه پسر باشد و چه دختر بزرگترین آرزوی زندگی من ، خوشبختی خانواده ام است دوست دارم برادرانم مدالهای جهانی را کسب کنند اگر یک بار دیگر به دنیا بیایم ، اصلا ورزشکار نمی شوم ورزشکار با مشکلات زیادی روبه روست می گویند ورزشکار نباید به مادیات فکر کند، اما واقعیت این است که ورزشکاران از نظر مالی تامین نیستند وقتی که قهرمان جهان شدم هزار تومان هم به من ندادند فقط گفتند قرار است مادرم را به مکه و خودم را به کربلا بفرستند این سفرها خیلی مهم و خوب هستند؛ اما مشکل ما جای دیگری است بنویسید قهرمان دنیا، مستاجر است مستاجری ورزش مرا هم تحت تاثیر قرار داده ؛ چون هر سال مجبورم محل سکونتمان را عوض کنیم.همه از من می پرسند مگر می شود قهرمان جهان مستاجر باشد؛ اما واقعیت همین است!می خواهم از طریق این روزنامه ، این پیام را به گوش مسوولان برسانم که اگر یکصدم هزینه ورزشهای گروهی مثل فوتبال را به ورزشهای انفرادی بخصوص رزمی اختصاص دهند، ما در دنیا آقایی می کنیم هزینه ، بودجه و امکانات اختصاص یافته برای تکواندو، خیلی ناچیز است.مشکل ورزش ما این است که به ورزشهای گروهی خیلی اهمیت می دهند، در حالی که کمترین بازدهی را دارند، اما برای رشته های رزمی و تکواندو، هیچ کاری نمی کنند از دست مطبوعات و تلویزیون گله مندم وقتی که فوتبال از تلویزیون پخش می شود، ساعتها وقت بینندگان را می گیرد؛ اما برای تکواندو کمترین زمانی را اختصاص می دهند در مطبوعات هم تمام صفحات و عکسها مربوط به فوتبال و فوتبالیستها است!پیش از هر بازی ، آیه الکرسی می خوانم . به مولا علی )ع ( و حضرت ابوالفضل )ع ( نیز اعتقاد فراوانی دارم.حاج آقا پولادگر قبل از هر بازی ، مرا از زیر قرآن رد می کرد.5 دقیقه قبل از بازی ، با حریف کره ای ، حاج آقا پولادگر با تلفن همراه با مادرم تماس گرفت و من توانستم با مادرم صحبت کنم مادرم آن موقع در حرم حضرت عبدالعظیم )ع ( بود مادرم فقط گریه می کرد دعای مادر چیز دیگری است پس از کسب مدال طلا، آقایان ذوالقدر و مهماندوست اولین کسانی بودند که به من تبریک گفتند پس از این که به ایران آمدم ، استقبال خوبی از من شد بخصوص بچه های محل که سنگتمام گذاشتند.از بچه های تیم ملی بیشتر از همه با هادی افشار رفیق هستم به نظر من مدال نقره هادی ، روحیه به من داد تا بتوانم طلا بگیرم ادی نقره گرفت و طلا را به من داد!از بچه های محل با جواد رضاپور خیلی صمیمی هستم او هم تکواندوکار است با ورزشکاران بوکس و شنا، رابطه خوبی دارم با این 3 مدالی که پارسال گرفتیم ، تحول بزرگی در سبک وزن های تیم ملی پدید آمد سبک وزن های تیم ملی اگر سرعتی هم بشوند، هر سال قهرمانی دنیا میشویم!یادم هست در مسابقات کشوری در رده جوانان قهرمان شدم و توانستم به عضویت تیم ملی دربیایم شب قبل از این که به اردو بروم ، آنقدر خوشحال بودم که تا صبح نخوابیدم و هرچند دقیقه یک بار ساعت را نگاه می کردم تا هر چه زودتر صبح شود! این خاطره را هرگز فراموش نخواهم کرد.فوتبال هم نگاه می کنم ؛ البته در حد یک تماشاچی پیش از این که به تکواندو بیایم ، فوتبال را دوست داشتم ، اما الان اصلا!به قرمز و آبی اصلا علاقه ای ندارم.تیم ملی فوتبال چون قبل از بازی با بحرین حریف را دستکم گرفته و دچار غرور شده بود، نتوانست بحرین را شکست دهد و ما می دانستیم که از این به بعد باید هفت خان رستم را رد می کردیم تمام طرفداران و مردم ایران می دانستند که کار تیم ایران تمام شده است نمی دانم چرا مسوولان ورزش کشور با شکستهای فوتبال وعدم صعود به جام جهانی بسادگی برخورد کردند و فقط تقصیرها را بر گردن بلاژه ویچ انداختند؛ او مقصر اصلی نیست ! مقصرهای اصلی باید معرفی شوند!در اوقات فراغتم روزنامه و کتاب می خوانم به کتابهای رمان خیلی علاقه دارم.زیاد سینما می روم بهترین فیلمی هم که دیده ام ، پر پرواز است تا به حال به ازدواج فکر نکرده ام ؛ چون مشغله های زیادی در ورزش دارم.به نظر خودم بهزاد خداداد یعنی : شلوغ در اردو همه مرا به عنوان شلوغ می شناسند در اردو لازم است که شلوغ باشم.در تمام مصاحبه هایم می نویسند: خداداد تکواندو به نظر من خداداد فوتبال از خداداد تکواندو شلوغتر و جنجالی تر است!دوست داشتم حسابدار شوم فکر می کنم روزی هم بتوانم در این شغل خدمت کنم الگوی اخلاقی من حضرت علی )ع ( و الگوی ورزشی ام ، فریبرز عسگری است خیلی دوست دارم فریبرز عسگری شوم!از مسوولان و مربیان تیم ملی حاج آقا پولادگر، پورعلی فرد، ابراهیمی ، ذوالقدر، مهماندوست و پرویز زمانی و نیز پدر و مادرم و روزنامه جام جم تشکر و قدردانی می کنم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها