با سنگربانان قدیمی مثل ظلی ، حجازی ، قفلساز، بوستانی ، بذرمهری ، عسگرخانی و رشیدی که صحبت می کنی، آه از نهاد آنان برمی آید و سخت برآشفته می شوند.
هیچ باشگاهی را در برهه فعلی نمی توان دید که مربی ویژه دروازه بانی نداشته باشد، در حالی که در گذشته چنین فردی در کادر فنی تیمها حضور نداشت و دروازه بان ها خود یکپا مربی بودند.
منصور رشیدی ، یکی از دروازه بان های اسبق تیم ملی که به «شجاع ملی» ملقب بود می گوید: در گذشته آنقدر سنگربان همتراز وجود داشت که مربیان تیم ملی برای انتخاب دو دروازه بان دچار سرگیجه می شدند؛ زیرا یکی از یکی بهتر بود.
از او می پرسیم که واقعا علت این همه افت را در نزد سنگربان ها در چه می بیند که او می گوید: باور کنید خودم متعجب هستم.
آنها با این همه امکانات و دریافت پولهای هنگفت به اندازه یکصدم زمان ما نیستند. برخی دروازه بان ها بسیار پرادعا هستند؛ ولی بعضا گلهای بچه گانه و زیر خط آماتور دریافت می کنند که ما خجالت می کشیم. شجاعت اصلا محلی از اعراب ندارد و بسیاری از آنان ترسو و بزدل هستند و احساس مسوولیت نمی کنند.
انگار نه انگار که سرنوشت یک تیم به دست آنان است و باید حواسشان را شش دانگ جمع کنند. وی می گوید: باید با همفکری نخبگان فکری اساسی کرد و با برپایی کلاسهای آموزشی و جلسات مختلف ، دروازه بان ها را توجیه کرد.
اما حرفهای فرامرز ظلی از سنگربان های قدیمی و دهه 40در نوع خود خواندنی و جالب توجه است. ظلی می گوید: در زمانی که ما و دیگران به حرفه دروازه بانی روی آوردیم باور کنید اصلا دستکشی در کار نبود و پوشیدن گرمکن ممنوع بود.
یعنی در سرمای طاقت فرسا باید شورت می پوشیدیم آن هم شورت هایی که همانند امروزی ها چند لایه نبود و بسیار نازک و ساده بود به همین دلیل به دفعات دچار زخمهای متعدد می شدیم.
وی در ادامه می افزاید: در سال 1343 که به شوروی رفته بودیم ، من یک دستکش مشکی خریدم و به تهران آوردم.
باور کنید در پوست نمی گنجیدم و گویی دنیا را به من داده اند؛ اما تعجب می کنم که سنگربان های امروزی با این همه لباسهای گرانقیمت و حرفه ای ، عملکردی این چنین دارند.
وقتی مهدی رحمتی ، دروازه بان استقلال توپ سانتر شده بازیکن سپاهان را مثل آب خوردن دریافت کرد و تنها به توپ نظاره کرد، افسوس خوردم. من نمی دانم وی و امثال او چرا اینقدر بی توجه هستند و سست و نامتعادل نشان می دهند.
دروازه بان باید عصای دست مربی و تیم باشد، یک لحظه غفلت سبب می شود که شیرازه یک باشگاه از هم بپاشد و زحمات و تلاش آنان هرز برود.
به نظر من ، هم مربیان دروازه بان ها و هم سنگربان های تیمها باید در کلاسهای ویژه شرکت کنند و معلمان زبده و کاربلد داخلی و خارجی آنان را با شیوه های نوین ، آشنا کنند.
رفاقت
از فحوای صحبتهای رشیدی و ظلی و دیگر معلمان این گونه برمی آید که مردان دستکش به دست نسبت به رسالت سترگی که بر دوش آنان است ، کوتاهی می کنند و به همین دلیل همواره دچار لغزش و نوسان می شوند.
آیا یک دروازه بان وطنی را سراغ دارید که به تماشای فیلمهای آموزشی بنشیند و برنامه دروازه بان های روز دنیا مثل اولیور کان ، پیتر چک ، دیدا، جیان لوییجی بوفون و ینس لمن را آنالیز و نت برداری کند؛
این کار قطعا می تواند رهگشا و آموزنده باشد و ضریب دانش و تجربه آنان را افزایش دهد؛ اما چه سود که بیشتر مردان دستکش به دست فقط به تمرینات روزمره و تکراری بسنده می کنند و برای الهام و یادگیری از شیوه های تازه سرباز می زنند.
بحث این پیشنهاد و حضور در دوره های مختلف آموزشی موجب ارتقای سطح کیفی دروازه بان ها خواهد شد؛ اما به یاد داریم که بسیاری از سنگربان ها همانند ناصر حجازی ، احمدرضا عابدزاده ، رضا قفلساز، وازگن صفریان ، مهدی عسگرخانی ، کیوان نیک نفس ، حسین راغفر، حافظ طاحونی ، نادر فریاد شیران و برخی از قدیمی ها و حتی عصر معاصر خود، معلم خویش بودند.
مرارت و تلاش بی حد و حصر حرف اول را می زد و تمرین های تخصصی و ناب حتی در پایان تمرینات آماده سازی ، به صورت مستمر ادامه داشت. اما از اینها که بگذریم ، رقابت سالم و رفاقت همیشگی میان دروازه بان ها هم موجب حرکت رو به جلوی آنان می شد.
حجازی و رشیدی در استقلال ، نیک نفس و خمسه در پاس ، راغفر و طاحونی در راه آهن ، صفریان و قره خانلو در پرسپولیس ، مالکی و کاویانپور در عقاب از جمله زوجهای طلایی بودند که در موفقیت یکدیگر، یک دم پا پس نمی کشیدند.
در عصر کنونی ، شاید برخی سنگربان های یک تیم در ظاهر با هم نزدیک باشند؛ اما در باطن سایه هم را با تیر می زنند و به باور صاحب نظران شاید یکی از عوامل مهم در عدم توفیق آنان ، همین مساله باشد. این گونه حرکات با منشور رقابت سالم ، منافات و تضاد کامل دارد که تداوم آن موجب افت روحی و روانی می شود.
بازیکنان این چنینی چون از محیط و فضای آرام به دور هستند و تنش و اضطراب دارند، هیچ گاه نمی توانند بر معلومات خود بیفزایند و عیار خود را بالا ببرند. مساله مهم دیگر این است که بعضا ارتباط بایسته میان دروازه بان ها بویژه جوان ترها و مدافعان کمرنگ است و پیوند منطقی میان ایشان ، آن طور که باید و شاید وجود ندارد.
در صورتی که تبادل اندیشه و ارتباط کلامی میان سنگربان ها و مدافعان چه در قبل ، حین بازی و پس از آن باید روی نوار استمرار باشد.
اگر بخواهیم مثال بزنیم ؛ بی درنگ باید از اولیور کان ، سنگربان پخته بایرن مونیخ و کاپیتان تیم ملی آلمان بگوییم که از این نظر می تواند الگوی خوبی برای دروازه بان های وطنی باشد.