...دیدنی و تاثیرگذار فقط ای کاش

استقبال و پیگیری جدی بینندگان مجموعه های داستانی - تلویزیونی مانند هزاردستان ، دلیران تنگستان ، روزی روزگاری و کیف انگلیسی و شاید بیشتر
کد خبر: ۷۶۵۴
به این دلیل است که اصولا تماشاگران ایرانی علاقه بسیاری به روایت های داستانی ایرانی ، تاریخی دارند در واقع تماشاگران کلافه و بریده از زندگی "مکانیکی ، عصبی و شهری " در دل بافت سنتی خانه ها، کوچه ها، پسکوچه ها و بازار شهرها، با انواع رنگها و دوخت تن پوش های قدیم ، زبان ، گویش ، رفتار و فرهنگ آن زمان به طریقی دچار دگرگونی می شوند که دربرگیرنده حس و لذتی شیرین نسبت به چیزهای باارزشی است که رو به زوال است "شب دهم " یکی از سریال هایی است که در قالب و محتوایی "ایرانی ، تاریخی و مذهبی " ساخته شده است و ماجراهای آن در اواخر دوران قاجار و آغاز سلطه گری پهلوی شروع و طی می شود. زندگی و کردار لوطی ها و داش مشدی های قدیم و نوع گفتار و تکیه کلام های مختص آنان درصدد است به تماشاگران بگوید همه این افراد که در ذهن اکثر ایرانیان به نام "لمپن " شهرت یافته اند و به نوعی به جاهل ها و لات و لوت ها معروفند، آدمهای بیرگ و بیبند و باری نیستند."شب دهم " باز می کوشد به خصوصیات مثبت آنان از قبیل جوانمردی ، وفای به عهد، محترم شمردن و باارزش دانستن مسائل ناموسی اشاره هایی داشته باشد.اغلب نوشته های حسن فتحی به خاطر علاقه و شیفتگی اش به دنیای تئاتر، دارای وجوه نمایشی صحنه اند تا مجموعه های تلویزیونی . او بخوبی با شناختی که از جنبه های جامعه شناسی و روان شناختی در کنار جنبه های عاشقانه و عارفانه دارد، براحتی قطعات این پازل را کنار هم می چیند و موفق می شود تماشاگر عامه پسند را پابه پای لحظات دیدنی آخرین اثرش بکشاند و آنان را راضی نگهدارد. یکی از امتیازات و وجوه نمایشی مهم متن شب دهم ، پرداخت فتحی در مقام نویسنده به شخصیت های آن است . آدمهای "شب دهم " هیچکدام تک بعدی نیستند و درست برخلاف خیل بی شماری از شخصیت های مجموعه های تلویزیونی، در دو طرف کفه ترازوی خوب و بد قرار دارند حیدر خوشمرام که در آغاز، جوانی لاابالی و سر به هواست ، تفاوت زیادی با سایر افراد طبقه خود )جاهل ها( ندارد. همین ملموس قراردادن و باورپذیری شخصیت وی به مدد فضا و گفتگوهاست که باعث می شود بیننده از آغاز تا انتها با او سیر کند و شاهد تحولات شخصیت او تا به کمال باشد. فخرالزمان شازده قجری نیز که از ابتدا دارای صفاتی چون تکبر، بی اعتنایی ، خشکی ، سردی در گفتار و کردار است ، عاقبت در روند قصه صاحب عطوفت و مهربانی می شود آنقدر که حتی تاج الملوک که از شروع دارای شخصیتی منفی است ، به شکل باورپذیری در بخشهای آخرین ، چنان صاحب انعطاف قابل توجهی می شود که همه را تماشاگر براحتی می پذیرد رخدادهای مجموعه هم تنشهای لازم را برای تبدیل شدن به یک اثر نمایشی دارند شب دهم نیز همانند پهلوانان نمی میرند از طرح قصه های "معمایی - جنایی " برخوردار است.قتلهایی که از همان ابتدای قسمتهای آغازین ، کنجکاوی بیننده را برمی انگیزند و او را به تماشا و دنبال کردن ماجرا تا آخر ترغیب می کنند تا زمانی که گره کور از این معمای بظاهر بسته تا قسمتهای آخر باز و معلوم می شود که قاتلان چه کسانی هستند تماشاگر، باز در انتظار قسمت پایانی و معلوم شدن سرنوشت قهرمانان اصلی قصه به انتظار میماند تا شب دهم نسبت به کارهای قبلی فتحی سوءتفاهم و پهلوانان نمی میرند بهتر و حساب شده تر از آب درآمده است و نویسنده و سازنده آن را نیز پخته تر می نمایاند. توجه به ارزش و اهمیت مساله تعزیه و ممنوعیت اجرای آن در ایام محرم در دوران پهلوی و گشودن صفحه ای از تاریخ و ستمی که بر آیین مردمان این دیار رفته است ، یکی از ویژگی های منحصر به فردی است که فتحی توانسته است براحتی به آن بپردازد.شب دهم که جدا از طرح مضمونی تاریخی ، از محتوایی مذهبی نیز برخوردار است ، سعی می کند پیوند ظریف و قابل توجهش را با واقعه "عاشورا"ی حسینی توام سازد و به بیان مراسم باشکوه و موثر "تعزیه " و بی مهری ها و بی عدالتی هایی که بر آن رفته است ، بپردازد. تحول شخصیت "حیدر" از یک جوجه جاهل سر به هوا به یک انسان مسلمان مبارز و آرمانگرا که عاقبت به سالار شهیدان )ع ( تا سر حد جانبازی عشق می ورزد، یکی از وجوه تاثیرگذاری بر بینندگانی است که خود در حال عزاداری و سوگواری به شهیدان کربلا و مولایشان )ع ( هستند. عشق او در ابتدا به دختری از طبقه اشراف و بی اعتنایی او و شرط و شروطهایش که سخت تر از عبور از "هفت خان رستم " است و محال ؛ و تبدیل این عشق زمینی به عشقی آسمانی و متعالی ، حرفی نیست که بسادگی هر سازنده مجموعه و فیلمی بخواهد و بتواند براحتی دستمایه اصلی کار خود قرار دهد استفاده از گویش قجری با کلمات پرطمطراق و لغات و اصطلاحات دشوار و پرتکلف به کارگیری زبان و اصطلاحات خاص لوطی مسلکان و بالاخره گویش مردم کوچه و بازار که شامل لغات و اصطلاحات فرنگی هم می شود، در ساخت فیلم ، مجموعه و نگارش فیلمنامه کار ساده ای نیست چه بسا! ممکن است طبق شایعه های که در محافل ادبی هنری رایج شده است ،کمکهای سری کتابهای کوچه که دم دست نویسنده بوده برای خلق گفتگوها و بکارگیری این اصطلاحات مهم به نظر نیاید ساخت چنین سریالی صد البته از سوی شبکه اول سیما گام مثبتی در تولید برنامه ها و مجموعه های تلویزیونی مناسبتی است . این امر برای اولین بار بود که ملت به سوگ نشسته واقعه عظیم کربلا، شاهد پخش روایتی ایرانی و جذاب از حادثه محرم بودند. یک سریال با ریتم و ضرباهنگی درست و پذیرفتنی و جدا از تله تئاترهای آزاردهنده ای که هرساله اعصاب و روان تماشاگران را می سایید تا اینکه بتواند احساسات آنان را برانگیزد اما بهتر بود، فتحی وسواس بیشتری از خود نشان می داد؛ "ترنا" بازی که یک بازی قهوه خانه ای شیرین در ایام ماه مبارک رمضان برای داش پالکی هاست و با آیین و قانون و قواعد خاص اجرا می شود، در "شب دهم " به شکل بسیار ناشیانه ای مورد استفاده قرار گرفته بود هیچ امیر "ترنا" بازی ، حق خواندن حکم غیر شرعی و از دیوار بالا رفتن را برای محکوم به اجرای حکم ندارد از خیل شخصیت های شب دهم تنها کلاه حیدر مخملی بود و بس هیچ جاهل آن دوران کلاه شاپوی حصیری ) که توریستی است ( تا به حال بر سر نگذاشته است و نمی گذارد استفاده از کلاه مخملی به همراه کت و شلوار مخملی ، لازم و ملزوم هم هستند کفشهای آن دوران یا دو رنگ هشت ترک سیاه و سفید بودند یا پاشنه تخم مرغی با پنجه های باریک زنهای شب دهم بیشتر به جای استفاده از چادر مشکی و روبنده ، با چادرهای نماز، خانه و کوچه امروزی حضور داشتند. در قسمت پنجم ، در فصلی که حیدر می خواهد صورت یاور را ببوسد، باید معیریان)چهره پرداز سریال ( از چسب بهتر و گران قیمت تری برای چسباندن سبیل آدم نقش اول استفاده می کرد تا هنگام انجام این عمل ، نیمی از سبیل گنده لاته مجموعه ور نمی آمد. کاش آدمهای فرعی کوچه و خیابان )سیاهی لشکرها( که در پس زمینه شخصیت های اصلی مجموعه فقط دو تا دو تا قدم می زدند و باهم حتی گفتگو هم نمی کردند و از نظر میزانسن و بازیگردانی به انجام کارهای مختلفی می پرداختند؛ این گونه بیکار و علاف و صحنه پرکن به نظر نمی رسیدند کاش در فصل آخر، هنگامی که حیدر مورد اصابت گلوله قرار می گرفت ، تدوینگر"شب دهم " نمایی از بسته شدن چشمهای حیدر که به زمین می افتد و به نظر جان می سپارد را قبل از گفتگوهایش با فخرالزمان وصله نمی کرد؛ چرا که به گمان بیننده ، حیدر دیگر مرده محسوب می شد و دلیلی نداشت دوباره زنده شود و با عشق زمینی اش به گفتگو بپردازد و ناگفته هایی را قبل از مرگ به خاطر بیاورد متاسفانه این مساله در فصل پایانی پهلوانان نمی میرند هم به همین صورت به اجرا درآمده بود و بیننده را دچار ملال خاطر می کرد طبق قوانین و قواعد آدمهای کلاه مخملی ، مرید همواره احترام مرشد و مرادش را حفظ می کند، آن هم به هر قیمتی نباید فقط به دلیل شیرین زبانی و یا به کارگیری آن ، نویسنده و کارگردان چنین اثری ، اجازه می داد که کوچکترها )در فرهنگ این دسته آدمها( طاقباز بنشینند و ای کاش!
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها